چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » تفسیر » اذْکرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثَقَهُ الَّذِى وَاثَقَکُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سمِعْنَا وَ أَطعْنَا

اذْکرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثَقَهُ الَّذِى وَاثَقَکُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سمِعْنَا وَ أَطعْنَا

این میثاق همان میثاقى است که از آنان گرفته شده بر اینکه اسلام را بپذیرند، یعنى تسلیم خداى تعالى باشند، شاهد این مدعا این است که در جمله : ((إِذْ قُلْتُمْ سمِعْنَا وَ أَطعْنَا.. )) یادآوریشان مى کند که در چه زمانى چنین میثاقى دادند آن زمانى بود که گفتند: (( سمِعْنَا وَ أَطعْنَا)) گوش به فرمان و آماده اطاعتیم ، چون این سخن بدان جهت که هیچ قیدى ندارد سمع مطلق و طاعت مطلق را مى رساند، و سمع و طاعت مطلق عبارت اخراى کلمه اسلام است ، پس منظور از نعمت در جمله : (( وَ اذْکرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ )) مواهب جمیله اى است که خداى تعالى در سایه اسلام به آنان داده ، و این بهترى حال روز بعد از اسلامشان نسبت به حال و وضع قبل از اسلامشان است ، در دوران جاهلیت امنیت و سلامتى و ثروت و صفاى دل نسبت به یکدیگر و پاکى اعمال نداشتند، و در سایه اسلام صاحب همه اینها شدند، همچنانکه نسبت به صفاى دل فرموده : (( وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا (آل عمران ۱۰۳) )) .

ممکن هم هست که بگوئیم منظور از نعمت ، حقیقت اسلام است ، چون اسلام منشا همه نعمتها و برکات است ، هر نعمتى را که ریشه یابى کنیم بالاخره به اسلام منتهى مى شویم که بیانش گذشت ، و این هم بر خواننده پوشیده نماند که مراد از نعمت بودن اسلام حقیقى و یا ولایت این است که خواسته اند انگشت روى مصداق بگذارند، نه اینکه خواسته باشند مفهوم لفظ نعمت را مشخص کنند، چون مفهوم کلمه نعمت و هر کلمه دیگر عهده دار مشخص کردنش علم لغت است ، نه قرآن کریم و ما نیز در باره مفهوم این لفظ بحثى تفسیرى نداریم ، بحثى اگر هست در این است که از این مفهوم کلى منظور خداى تعالى در این آیه کدام مصداق است ؟.
خداى تعالى سپس خودش را بیاد آنان مى آورد که عالم به همه زوایاى دلها است ، و نتیجه مى گیرد پس باید از خدایتان بترسید، که او بدانچه سینه ها در خود نهان داشته آگاه است .

ترجمه تفسیر المیزان جلد ۵ صفحه :۳۷۶ و ۳۷۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


3 + 13 =