جمعه , ۲۶ آبان ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » ارزش اشک

ارزش اشک

برخی ارزش اشک را نمی‌دانند و آن را در هر امر شایست و ناشایستی به کار می‌برند. این کابرد نشانه عدم شناخت آنان به جایگاه اشک در زندگی انسانی است. مولوی داستانی نقل می‌کند که جایگاه اشک را به طور دقیق بیان می‌کند:

آن سگی می‌مرد و گریان آن عرب اشک می‌بارید و می‌گفت ای کرب

سایلی بگذشت و گفت این گریه چیست نوحه و زاری تو از بهر کیست

گفت در ملکم سگی بد نیک‌خو نک همی‌میرد میان راه او

روز صیادم بد و شب پاسبان تیزچشم و صیدگیر و دزدران

گفت رنجش چیست زخمی خورده است گفت جوع الکلب زارش کرده است

گفت صبری کن برین رنج و حرض صابران را فضل حق بخشد عوض

بعد از آن گفتش کای سالار حر چیست اندر دستت این انبان پر

گفت نان و زاد و لوت دوش من می‌کشانم بهر تقویت بدن

گفت چون ندهی بدان سگ نان و زاد گفت تا این حد ندارم مهر و داد

دست ناید بی‌درم در راه نان لیک هست آب دو دیده رایگان

گفت خاکت بر سر ای پر باد مشک که لب نان پیش تو بهتر ز اشک

اشک خونست و به غم آبی شده می‌نیرزد خاک خون بیهده

کل خود را خوار کرد او چون بلیس پارهٔ این کل نباشد جز خسیس

من غلام آنک نفروشد وجود جز بدان سلطان با افضال و جود

چون بگرید آسمان گریان شود چون بنالد چرخ یا رب خوان شود

من غلام آن مس همت‌پرست کو به غیر کیمیا نارد شکست

دست اشکسته برآور در دعا سوی اشکسته پرد فضل خدا

گر رهایی بایدت زین چاه تنگ ای برادر رو بر آذر بی‌درنگ

مکر حق را بین و مکر خود بهل ای ز مکرش مکر مکاران خجل

چونک مکرت شد فنای مکر رب برگشایی یک کمینی بوالعجب

که کمینهٔ آن کمین باشد بقا تا ابد اندر عروج و ارتقا (دفتر پنجم)

خاطره خانم عطار دانشجوی دکتری عرفان اسلامی

سلام و درود بر استاد بزرگوار، خیلی جالبه! من امروز این شعر مولانا را میخواندم و امشب در وب سایت شما دیدم، البته وقتی نوشته شما را مطالعه کردم یاد خاطره‌ای از حضرتعالی افتادم که با اجازه تعریف میکنم
امتحان آخر ترم کارشناسی ارشد درس شما بود، سوال اول بسیار سخت بود و هیچکدام از دانشجویان جواب را نمیدانستیم، من سر جلسه از شما خواهش کردم یک راهنمایی بفرمایید، اما شما خندیدید، گفتم استاد بخدا اشکم در اومده داره گریه‌ام میگیره، شما فرمودید، همینطوری گریه نکن حیفه، حداقل در دلت نیت ابا عبدالله را بکن که صواب داشته باشد!! من آنروز خیلی تعجب کردم و ناراحت شدم اما بعدا برایم خاطره‌ای خنده‌دار شد ولی امروز معنی حرف شما را فهمیدم که چه خوب حضرت مولانا گفته است.
اشک خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است، چرا که نان از خاک است ولی اشک از خون دل

بیقرار ۲۸ تیر ۱۳۹۶

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ ] [ ۲۳:۱۵ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


9 − 5 =