پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » اسم قیوم اصل و جامع تمامی اسمای اضافی خدا است

اسم قیوم اصل و جامع تمامی اسمای اضافی خدا است

[…] خستگی هستیم ، یا در حال چرتیم ، یا در حال خوابیم ، و همچنین احوالی دیگر ، لیکن خدای تعالی تنها قیوم است) .

از این بیان ، مطلبی دیگر نیز استفاده می ‏شود ، و آن این است که اسم قیوم اصل و جامع تمامی اسمای اضافی خدا است ، و منظور ما از اسمای اضافی اسمائی است که به وجهی بر معانی خارج از ذات دلالت می‏ کند ، مانند اسم خالق ، رازق ، مبدی ، معید ، محیی ، ممیت ، غفور ، رحیم ، ودود و غیر آن چرا که اگر خدا ، آفریدگار و روزی‏رسان و مبدأ هستی و باز گرداننده انسانها در معاد و زنده کننده و میراننده و آمرزنده و رحیم و ودود است به این جهت است که قیوم است .

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ (بقره ۲۵۵) کلمه سنه بکسره سین به معنای سست شدن بدن جانداران در ابتدای خواب است ، و کلمه نوم به معنای راکد شدن بدن و خود خواب است ، چون وقتی جانداران به خواب می‏ روند عوامل طبیعی که در بدن حیوان پدید می‏ آید حواس و مشاعر آن را از کار می‏ اندازد ، و اما کلمه رؤیا معنائی دیگر دارد ، و آن عبارت است از آنچه که یک انسان خواب رفته ، در عالم خواب مشاهده می‏ کند ، ( که از ماده رؤیت به معنای دیدن است ) بعضی در جمله : سنه و لا نوم ایرادی کرده و گفته‏اند : این خلاف ترتیب است ، و بلاغت اقتضا می‏ کرد که بفرماید : لا تاخذه نوم و لا سنه برای اینکه مقام آیه ، مقام ترقی دادن مطلب است ، و ترقی در جائی که بخواهند چیزی را اثبات کنند اقتضا می‏کند اول مرتبه ضعیف را ذکر کنند ، بعد به مرتبه قوی ترقیش دهند ، مثلا وقتی می‏ خواهند نیرومند بودن کسی را اثبات کنند ، می‏ گویند او می‏ تواند ده من بار را بردارد ، بلکه حتی بیست من هم بر می‏ دارد ، و چون بخواهند سخاوت کسی را برسانند می‏ گویند فلانی قلم‏های صد تومانی بذل و بخشش دارد ، بلکه قلمهای هزار تومانی هم دارد ، و اما در جائی که بخواهند چیزی را نفی کنند ، بلاغت اقتضا می‏ کند اول مرتبه قوی آن چیز را بگویند ، بعد مطلب را ترقی داده مرتبه ضعیف آن را ذکر کنند ، مثل اینکه بگوئی فلانی آنقدر ناتوان است که نمی‏ تواند بیست من بار را بردارد ، بلکه از برداشتن ده من هم عاجز است ، و یا بگویی فلانی هیچ وقت قلم هزار تومانی بذل و بخشش نداشته ، و حتی قلم صد تومانی هم ندارد ، به همین جهت در آیه مورد بحث باید فرموده باشد خدا را خواب نمی‏ گیرد ، و حتی چرت هم نمی‏ گیرد .

جواب از این اشکال این است که ترتیب نامبرده همیشه بر مدار اثبات و نفی دور نمی‏ زند ، برای اینکه بنا به گفته شما باید صحیح باشد بگوئیم : حمل ده من بار فلانی را خسته می‏ کند  بلکه حمل بیست من هم ، و حال آنکه صحیح نیست ، آنچه صحیح است این است که ترقی بطور صحیح و مطابق بلاغت انجام شود ، و ترقی صحیح در موارد مختلف اختلاف پیدا می‏کند ، و در آیه مورد بحث از آنجائی که ضرر خواب و ناسازگاری آن با قیومیت آن بیشتر از چرت است ، مقتضای بلاغت این است که اول تاثیر چرت را نفی بکند ، و سپس مطلب را ترقی داده تاثیر خواب را که قوی‏تر است نفی کند ، تا معنا چنین شود : نه تنها چرت که عامل ضعیفی است بر خدا مسلط نمی‏شود ، و قیومیت او را از کار نمی‏اندازد ، بلکه عامل قوی‏تر از آن هم که خواب است بر او مسلط نمی‏گردد . ،[…]

ترجمه المیزان ج : ۲ص :۵۰۶ و ۵۰۷
[…]ادامه مطلب […]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


16 + شانزده =