شنبه , ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » اگر علی فاطمه نداشت…

اگر علی فاطمه نداشت…

خدا هست و جانشین همه نیستی ها و کاستی های بشر است اما در عین حال یکی از تجلی های الاهی حضور و وجود دوستان خوب و همراهان وفادار است و اگر انسان از موهبت چنین افرادی محروم شود گویی که از برخی جلوه های الاهی محروم شده است و در این وضعیت است که او جدایی بلکه تنهایی را تجربه می کند.

علی بزرگ است اما با همه بزرگی اش انسان است و عظمت او از جنبه انسانی اش چیزی کم نمی کند لذا مانند همه ی افراد درد و رنج دارد اما تفاوتش با دیگران در این است که این درد و رنج ها او را زمینی نمی کنند لیکن سایر آدمیان را در مسیر وابستگی به زمین و متاثر شدن از زمین قرارش می دهد اما علی در زمین هم آسمانی است و آسمانی می ماند.

اما علی بزرگ علاوه بر عظمتی که داشت از این موهبت نیز بهره مند بوده است که از یک جلوه عظیم الاهی به نام فاطمه برخوردار یاشد نا تجلی همیشگی خدا بر علی بزرگ باشد تا او هرگز از موهبت تجلی الاهی بی بهره نباشد. به علاوه در لحظاتی که علی روی زمین است و با زندگی زمینی آمیخته و از ناهمراهی اطرافیان رنجور، این فاطمه است که همه دردها و رنج های او را به جان بخرد و این نامرادی ها را به یمن وجودش به هیچ انگارد. او که مرد خدا و خلق است و در بازار قدم می زند در مدرسه درس آموز دیگران است و در جوار دیوار تنور بیوه زن نظاره گر آتش است درد دارد و رنج؛ و چون به خانه بر می گردد مفرح دیگران است مشحون از درد و رنج! اینک این فاطمه است که باید مرهم او شود و رازدارش و مشاورش تا علی عقده دل خالی کند تا مگر دمی بیاساید.

آه! اگر علی دردمند و رنجور بود و فاطمه نبود چسان می توانست بار سنگین سکوت را بر دوش کشد و دم برنیاورد!! من هر وقت به این بخش از زندگی علی می رسم بلافاصله به یاد شعر بی بدیل سهراب می افتم که می گفت:

– و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد.
– چه فکر نازک غمناکی!
– و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
– خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه‌ی آن‌هاست.
– نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصله‌ای هست.
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است.
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصله‌ای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف
حرام خواهد شد.
اکنون از علی گذر کنیم و به انسان های دور و برمان بنگریم که هنوز درگیر مادی گروی اخلاقی نشده اند و سر سوزن وجدانی دارند و خردک شررس انسانیت و آرمان زیستی در وجودشان سوسو می کند. اگر این دسته از آدمیان در اندرون خانه و در بیرون خانه با نامردی نامردان مردنما مواجه شوند و اصرار هم داشته باشند که زیست اخلاقی شان را به مسلخ نبرند اگر از همراه و همراز علی در حد و اندازه خودشان بهره مند نباشند چه خواهند کرد؟ اینان چسان می توانند تاب آورند آنگاه که خویشاوندان همه نقش غریبه ها را در واقعیت زندگی شان بازی کنند و در هنگامه های سختی تنها کاری که از دستشان بر می آید اندکی شرمندگی است و البته بختیارانه و حاتم وار آن را نثار این انسان آرمان زیست می کنند. در اوضاع و احوال که او بسان پیغمبری به قول در خانه و قبیله اش درک نشود چه خواهدکرد.

اگر مولانا هم باشی حسامی نداشته باشی چه خواهی کرد…. و دعا می کنم که هیچ وقت زندگی مولاناها را بدون همراهی حسامشان نپسندد! … و خدای را هزاران سپاس که علی بزرگ فاطمه داشت و مولانا حسام الدین و ….

منبع : بیقرار ۶ فروردین ۱۳۹۷

برچسب‌ها:
[ دوشنبه ششم فروردین ۱۳۹۷ ] [ ۱:۳۶ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


3 × 4 =