چهارشنبه , ۲۵ مهر ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » بخشعلی قنبری » بیست روز همراه با پدر

بیست روز همراه با پدر

در خواب دیدم که پدرم زنده شده و به منزل برگشته و من با تمام وجود خوشحالی می کردم. به اتفاقش به

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 90

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 90

باغچه نزدیک منزلمان در روستا رفتیم و به درختان باغچه سر زدیم و از آنجا به باغ انگورمان رفتیم اما پدر در آنجا ماند و من بر گشتم تا دوچرخه ام را با خود ببرم تا این افتخار نصیب من شود که بتوانم او را سوار بر ترک دوچرخه ام کنم و همین که این فکر را می کردم ذوق تمام وجودم را می گرفت زیرا با این کار خدمت اندکی می توانستم به پدر بکنم. ولی نتوانستم این کار را به انجام رسانم اما خدمات دیگری را به انجام رساندم و از این بابت سخت مشعوف بودم اما این همراهی تنها بیست روز دوام آورد و عزرائیل آمد تا پدرم را با خود ببرد. بالاخره این اتفاق افتاد و پدر دوباره از بین ما رفت و من آن قدر گریه کردم که وقتی بیدار شدم دیدم دیدگانم پر اشک اند. قدردانی از والدین در حیات و مماتشان جزو وظایف فرزندان است و امیدوارم در این راه توفیق داشته باشیم. ۱۱ خرداد ۱۳۹۷

موضوعات مرتبط: پدرانه ها
برچسب‌ها: پدر
[ جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ ] [ ۹:۴۶ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


یک + شانزده =