پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » اخلاق » ترک ولایت مؤ منین و قبول ولایت کفار (( نفاق )) است

ترک ولایت مؤ منین و قبول ولایت کفار (( نفاق )) است

ترجمه تفسیر المیزان جلد ۵ صفحه : ۱۹۲

ترک ولایت مؤ منین و قبول ولایت کفار (( نفاق )) است واعمال بد بندگان حجتى است علیه آنان
و این آیه شریفه – بطورى که ملاحظه مى کنید – مؤ منین را نهى مى کند از اینکه به ولایت کفار و سرپرستى آنها بپیوندند و ولایت مؤ منین را ترک کنند و سپس آیه شریفه دوم مساله را تعلیل مى کند، به تهدید شدیدى که از ناحیه خداى تعالى متوجه منافقین شده و این بیان و تعلیل معنائى جز این نمى تواند داشته باشد که خداى تعالى ترک ولایت مؤ منین و قبول ولایت کفار را (( نفاق )) دانسته ، و مؤ منین را از وقوع در آن بر حذر مى دارد.
سیاق دلالت دارد بر اینکه آیه شریفه : (( یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا… )) به منزله نتیجه اى است که از مطالب قبل گرفته شده و یا حداقل فرعى است که بر آنها متفرع مى شود و همین دلالت سیاق مثل این مى ماند که صریحا فرموده باشد که آیات سابق متعرض حال بیماردلان ضعیف الایمان است ، نه منافقین اصطلاحى و اگر آنان را منافق خوانده صرف تعبیر و نامگذارى بوده ، و به فرضى که بگوئیم آیات سخن از منافقین اصطلاحى دارد، حد اقل شامل بیماردلان نیز مى شود، آنگاه مؤ منین را اندرز مى دهد که پیرامون این قرقگاه خطرناک نگردد و متعرض خشم خداى تعالى نشوند و حجتى واضح علیه خود به دست خداى تعالى ندهند که اگر چنین کنند خداى تعالى گمراهشان خواهد کرد و خدعه و نیرنگ در کارشان خواهد نمود و در زندگى دنیا گرفتار ذبذبه و سرگرداینشان ساخته و در آخرت بین آنان و کفار در یک جا یعنى در جهنم جمع خواهد کرد و در گودترین درک هاى آتش ‍ سکنایشان خواهد داد و رابطه بین آنان و هر نصیر و یاورى را که بتواند یاریشان کند و هر شفیعى را که بتواند شفاعتشان کند قطع خواهد کرد.
از دو آیه مورد بحث دو نکته استفاده مى شود، اول اینکه : اضلال و خدعه و هر سخط الهى دیگر که از این سنخ باشد خود حجتى است واضح که اعمال بندگان آن را به دست خداى تعالى مى دهد و اینگونه کیفرها اخزاء خدا و خزى بنده است که خداى تعالى او را به طریق مقابله و مجازات گرفتار آن ساخته است و گر نه حاشا بر جناب الهى اینکه بندگان خود را ابتداء و بدون هیچ سابقه گرفتار شر و شقاوت کند، پس اینکه فرمود: (( اتریدون ان تجعلوالله علیکم سلطانا مبینا )) به منزله این است که بفرماید: (( و ما یضل به الا الفاسقون )) ، همانطور که در سوره بقره آیه ۲۶ این تعبیر را آورده .
نکته دومى که از دو آیه مورد بحث است فاده کردیم این بود که : در آتش ‍ دوزخ مراتبى مختلف براى ساکنان آن هست ، بعضى در سافلند و بعضى در اسفل (سافل تر) و ناگفته پیدا است که به حسب اختلاف این مراتب شکنجه ها نیز مختلف مى شود که خداى عزوجل این عذابهاى مختلف را درکات نامیده .

إِلا الَّذِینَ تَابُوا وَ أَصلَحُوا وَ اعْتَصمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصوا دِینَهُمْ للَّهِ …
این آیه شریفه استثنائى است از وعید و تهدیدى که خداى تعالى در مورد منافقین کرده و فرموده بود: (( ان المنافقین فى الدرک الاسفل من النار… )) و لازمه این استثناء این است که دارندگان صفات مزبور در آن از جماعت منافقین خارج باشند و به صف مؤ منین بپیوندند و چون چنین لازمه اى داشته ، دنباله استثناء این را تذکر داد که دارندگان این صفات با مؤ منین خواهند بود و نیز پاداش آنان و مؤ منین را یکجا آورد و فرمود: (( فاولئک مع المؤ منین و سوف یوتى الله المؤ منین اجرا عظیما )) .

شرایط از بین بردن ریشه هاى نفاق و رهائى از صفات زشت آن
خداى تعالى این عده را که از زمره منافقین استثناء کرده به چند صفت سنگین توصیف فرموده ، صفاتى که ریشه هاى نفاق جز در زمینه وجود آن صفات رشد نمى کند و شرایطى را یادآور شده که هر یک از آنها قسمتى از آن صفات زشت را از دلها پاک مى کند، یکى از آن شرائط و یا به عبارت دیگر یکى از آن عواملى که ریشه هاى نفاق را مى خشکاند توبه است ، یعنى برگشتن به سوى خداى تعالى و این برگشتن وقتى نافع است که شخص تائب آنچه را که تاکنون از خود تباه ساخته اصلاح کند، اگر جان پاک خدادادى خود را آلوده کرده ، باید با رژیم هائى که هست آن آلودگى ها را پاک کند و این اصلاح نیز نتیجه اى نمى دهد، مگر آنکه انسان خود را از خطر لغزش و انحراف به خدا بسپارد و از او عصمت و مصونیت بخواهد یعنى کتاب خدا و سنت پیغمبرش را پیروى کند زیرا راهى به سوى خدا نیست مگر آن راهى که خود او معین فرموده ، از آن گذشته هر راهى دیگر راه شیطان است .
باز این اعتصام کار را تمام نمى کند و سود نهائى را نمى رساند مگر وقتى که انسان دین خود را خالص براى خدا کند و اتفاقااعتصام هم در همین اخلاص معنا مى دهد، براى اینکه شرک ، ظلم است ، آن هم ظلمى که آمرزیده و بخشیده نمى شود و وقتى بیماردلان توبه کردند و اصلاح مفاسد خویش نمودند و به خداى عزوجل نیز اعتصام جستند و دین خود را خالص براى خدا نمودند، در آن هنگام مومن حقیقى خواهند بود و ایمانشان آمیخته با شرک خواهد بود و آن وقت است که از خطر نفاق ایمن شده ، خودشان راه گم شده را پیدا مى کنند، همچنانکه فرموده است : (( الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون . ))

ترجمه تفسیر المیزان جلد ۵ صفحه : ۱۹۲ و ۱۹۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


چهار − 1 =