چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » جمال ریش (در قرآن)

جمال ریش (در قرآن)

[…] یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَرِیشًا (سوره: ۷ اعراف , آیه: ۲۶) کلمه لباس در اصل مصدر است و در اینجا به معنای چیزی است که برای پوشیدن و

ترجمه المیزان ج : ۸ص :۸۵

پوشانیدن بدن صلاحیت داشته باشد .

ریش به معنای هر پوششی است که مایه زینت و جمال باشد، این کلمه در اصل لغت به معنای پر پرندگان است ، و به اعتبار اینکه پر پرنده مایه زینت آن است در غیر پرنده نیز استعمال می‏ شود ، و چه بسا به اثاث خانه و متاع آن نیز اطلاق شود .

و گویا مراد از اینکه فرمود : ما بر شما لباس و ریش نازل کردیم این باشد که ما آن را برای شما آفریدیم ، همچنانکه در آیه ووَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ (سوره ۵۷ خدید آیه ۲۵) و آیه وَأَنزَلَ لَکُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَهَ أَزْوَاجٍ (سورهصافات ۳۹ آیه ۶) نازل کردن به این معنا آمده است .

علاوه بر اینکه در آیه

وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ (سوره: ۱۵احجر , آیه: ۲۱)

از نظر اینکه هر موجودی از عالم غیب به عالم شهادت فرود آمده خلقت هر چیزی به انزال آن تعبیر شده است .

البته همه می‏دانیم که لباس به معنای چیزی است که انسان آن را برای پوشیدن تهیه می‏ کند ، نه مواد اصلی آن از قبیل پنبه ، پشم ، ابریشم و غیره که پس از انجام عملیاتی از قبیل رشتن ، بافتن ، بریدن و دوختن به صورت لباس درمی‏ آید .

بنابر این ، آیه مورد بحث که لباس را با اینکه عمل خود انسان است مخلوق خدا شمرده نظیر آیه و الله خلقکم و ما تعملون است ، که عمل انسان را هم مخلوق خدا شمرده است .

و جهتش این است که از نظر تکوین فرقی میان نسبتی که عمل انسان به خدا دارد ، و نسبتی که عمل طبایع از قبیل زردی طلا و شیرینی عسل و روئیدن گیاهان به وی دارد ، نیست ، زیرا جمیع علل و اسباب و قدرت آنها همه منتهی به خدای سبحان است ، و خداوند به همه آنها و آثارشان احاطه دارد .

البته اینکه گفتیم جمیع موجودات و آثار و اعمال طبیعی و اختیاری آنها منتهی به ذات پروردگارند ، معنایش این نیست که نسبت خلقت به همه اشیا یکنواخت است ، به طوری که نواقص و قبائحی که در آنها دیده می‏شود مخلوق خدا باشد ، نه ، چنین نیست ، زیرا هر چیزی که معنای نقص و قبح را دارا باشد چه مانند گناهان از مقوله عمل اختیاری بوده باشد و چه مانند گزیدن عقرب عمل غریزی باشد برگشت حقیقیش به فقدان کمال و نداشتن تمامیت و زیبایی در خلقت است ، و همه اینها اموری است عدمی که خلقت به آن تعلق نمی‏ گیرد .

ترجمه المیزان ج : ۸ص :۸۶

جمله یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ که وصف برای لباس است دلالت دارد بر اینکه لباس پوشش واجب و لازمی است که کسی از آن بی‏نیاز نیست ، و آن پوشش عضوی است که برهنه بودنش زشت و مایه رسوایی آدمی است ، به خلاف ریش که به معنای پوشش زاید بر مقدار حاجت و باعث زینت و جمال است .

خدای تعالی در این جمله بر آدمیان منت می‏ گذارد که به پوشیدن لباس و آرایش خود هدایت‏شان کرده است .

و به طوری که بعضی گفته‏اند این آیه دلالت بر اباحه لباس زینت دارد .

 وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ (اعزاف ۲۶) … در اینجا از ذکر لباس ظاهر و پوشاندن عورت ظاهری به ذکر لباس باطن و چیزی که سیئات باطنی را می‏پوشاند ، و آدمی را از شرک و گناه که باعث رسوایی او است باز می‏دارد منتقل شده است .

آری ، آن تاثر و انفعالی که از کشف عورت به آدمی دست می‏دهد در عورت ظاهری و باطنیش از یک سنخ است ، با این تفاوت که تاثر از بروز معایب باطنی بیشتر و ناگوارتر و دوامش زیادتر است، زیرا حسابگر آن مردم نیستند ، بلکه خدای تعالی است و نتیجه‏اش هم اعراض مردم نیست ، بلکه شقاوت و بدبختی دائمی و آتشی است که به دلها سرایت می‏کند ، و به همین دلیل لباس تقوی نیز از لباس ظاهر بهتر است .

برای تتمیم این نکته بدنبال جمله مزبور فرمود :ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ (سوره ۷  اعراف آیه ۲۶) .

در این جمله لباسی را که انسان به استفاده از آن هدایت شده آیتی الهی شمرده که اگر انسان به دقت در آن بنگرد خواهد فهمید که در باطن او معایب و نواقصی است که آشکار شدنش باعث رسوایی او است .

و آن معایب عبارت است از رذایل نفس که اهمیتش به مراتب بیشتر از معایب ظاهری و پوشاندنش واجب‏تر از پوشاندن عیب و عورت ظاهری است ، و نیز خواهد فهمید که همانطوری که برای پوشاندن معایب ظاهری لباسی است ، برای پوشاندن معایب درونی نیز لباسی است ، و آن همان لباس تقوا است که خداوند به آن امر فرموده و به زبان انبیای بزرگوار برای بشر آن را بیان کرده است .

البته در تفسیر لباس تقوی مفسرین را اقوال و نظریات دیگری است بعضی آن را به ایمان به خدا و عمل صالح ، و بعضی دیگر به حسن ظاهر ، و برخی هم آن را به حیا تفسیر کرده‏اند .

عده‏ای دیگر گفته‏اند مقصود از آن ، لباس‏های پشمینه و خشنی است که پارسایان از در تواضع و افتادگی به تن می‏کنند ، بعضی هم آن را به اسلام ، و بعضی به لباس جنگ ، و بعضی به ساتر عورت و بعضی به ترس از خدا معنا کرده‏اند .

عده‏ای هم آن را به لباسی که پرهیزکاران در قیامت می‏پوشند تفسیر کرده و گفته‏اند : معنای اینکه فرمود :  وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ بهتر است این است که

ترجمه المیزان ج : ۸ص :۸۷

لباس تقوای قیامت بهتر از لباس‏های دنیا است .

و خواننده عزیز به خوبی می‏داند که هیچ یک از این اقوال آنطور که باید منطبق با سیاق آیه نیست .

ترجمه المیزان ج : ۸ص : ۸۵ تا ۸۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


نه + 4 =