دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » جمع آوری قرآن در زمان حلیفه ابو بکر

جمع آوری قرآن در زمان حلیفه ابو بکر

[…] در تاریخ یعقوبی آمده که : عمر بن خطاب به ابی بکر گفت : ای خلیفه رسول خدا ! حاملین قرآن بیشترشان در جنگ یمامه کشته شدند ، چطور است که قرآن را جمع آوری کنی زیرا می‏ترسم با از بین رفتن حاملین ( حافظین ) آن تدریجا از بین برود ؟ ابی بکر گفت : چرا این کار را بکنم و حال آنکه رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) چنین نکرده

ترجمه المیزان ج : ۱۲ص :۱۷۲

بود ؟ از آن به بعد همواره عمر پشت این پیشنهاد خود را گرفت تا آنکه قرآن جمع آوری و در صحفی نوشته شد ، چون تا آن روز در تکه‏هایی از تخته و چوب نوشته می‏شد ، و در نتیجه متفرق بود .2جمع آوری قرآن در زمان حلیفه ابو بکر

ابی بکر بیست و پنج نفر از قریش و پنجاه نفر از انصار را در جلسه‏ای دعوت کرد و گفت باید قرآن را بنویسید و آن را به نظر سعید بن العاص که مردی فصیح است برسانید .

البته بعضی روایت کرده‏اند که علی بن ابی طالب آن را پس از رحلت رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) جمع نمود و بر شتری بار کرد و به محضر صحابه آورد و فرمود : این قرآن است که من جمع آوری کرده‏ام .

علی (علیه‏السلام‏) قرآن را به هفت جزء تقسیم کرده بود .

و روایت مذکور اسم آن اجزاء را هم برده .

و در تاریخ ابی الفداء آمده که : در جنگ با مسیلمه کذاب گروهی از قاریان قرآن ، از مهاجر و انصار کشته شدند ، و چون ابی بکر دید عده حافظین قرآن که در آن واقعه در گذشته‏اند بسیار است ، در مقام جمع آوری قرآن بر آمد و آن را از سینه‏های حافظین و از جریده‏ها و تخته پاره‏ها ، و پوست حیوانات جمع آوری نمود و آن را در نزد حفصه دختر عمر ، همسر رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) گذاشت .

ریشه و مصدر اصلی این دو تاریخ ، روایاتی است که اینک از نظر خواننده می‏گذرد .

بخاری در صحیح خود از زید بن ثابت نقل می‏کند که گفت : در روزهایی که جنگ یمامه اتفاق افتاد ابی بکر به طلب من فرستاد وقتی به نزد او رفتم دیدم عمر بن خطاب هم آنجاست .

ابی بکر گفت : عمر نزد من آمده می‏گوید که واقعه یمامه حافظین قرآن را درو کرد و من می‏ترسم که جنگ‏های آینده نیز ما بقی آنان را از بین ببرد ، و در نتیجه بسیاری از قرآن کریم با سینه حافظین آن در دل خاک دفن شود ، و نیز می‏گوید من بنظرم می‏رسد دستور دهی قرآن جمع آوری شود .

من به او گفتم : چگونه دست به کاری بزنم که رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نکرده است ؟ عمر گفت : این کار به خدا کار خوبی است .

و از آن به بعد مرتب به من مراجعه می‏کرد و تذکر می‏داد تا آنکه خداوند سینه‏ام را برای این کار گشاده کرد و مرا جرأت آن داد ، و نظریه‏ام

ترجمه المیزان ج : ۱۲ص :۱۷۳

برگشت و نظریه عمر را پذیرفتم .جمع آوری قرآن در زمان حلیفه ابو بکر

زید بن ثابت می‏گوید : کلام ابی بکر وقتی به اینجا رسید به من گفت : تو جوان عاقل و مورد اعتمادی هستی و در عهد رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) وحی الهی را برای آن جناب می‏نوشتی، تو باید جستجو و تتبع کنی و آیات قرآن را جمع آوری نمایی .

زید می‏گوید : به خدا قسم اگر دستگاه ابی بکر به من تکلیف می‏کرد که کوهی را به دوش خود بکشم سخت‏تر از این تکلیف نبود که در خصوص جمع آوری قرآن به من کرد ، لذا گفتم چطور دست به کاری می‏زنید که رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) خود نکرده است ؟ گفت : این کار به خدا سوگند کار خیری است .

از آن به بعد دائما ابی بکر به من مراجعه می‏کرد تا خداوند سینه مرا گشاده کرد ، آن چنان که قبلا سینه ابی بکر و عمر را گشاده کرده بود .

با جرأت تمام به جستجوی آیات قرآنی برخاستم و آنها را که در شاخه‏های درخت خرما و سنگ‏های سفید نازک و سینه‏های مردم متفرق بود جمع آوری نمودم و آخر سوره توبه را از جمله لقد جاءکم رسول تا آخر سوره برائت را نزد خزیمه انصاری یافتم و غیر او کسی آن را ضبط نکرده بود و این صحف نزد ابی بکر بماند تا آنکه از دنیا رفت ، از آن پس نزد عمر بود تا زنده بود و بعد از آن نزد حفصه دختر عمر نگهداری می‏شد . […]

ترجمه المیزان ج : ۱۲ص :۱۷۱ الی ۱۷۳

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


دو + 17 =