پنج شنبه , ۲۳ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » حججی، آموزگار سلوک و عرفان در معرکه جهاد

حججی، آموزگار سلوک و عرفان در معرکه جهاد

سردار سربدار (به یاد شهید محسن حججی)

می دانستم انسان می تواند آنقدر پست شود که از انسانیت او هیچ نماند؛ می دانستم که انسان می تواند پستی را در حد حیوانات تجربه کند و می دانستم که او می تواند از حیوان نیز به مراتب پست تر شود اما نمی دانستم که در آن واحد گروهی از موجودات که لباس انسان بر تن کرده اند به طور جمعی خود را به درجه “بل هم اضل” برسانند. نیز می دانستم که انسان می تواند از دین خدا سوء استفاده کند و می دانستم که گروهی دیگری از انسان ها در همان گروه قبلی می توانند عَلَم مخالف با این پست ها را بلند کنند اما نمی دانستم که خود آنان نیز با این پستی و رذالت رضایت خواهند داد. آری همه و همه اینها را می دانستم ولی نمی دانستم که این همه فاجعه در حوزه دینی رخ خواهد داد که افتخارش اهلی کردن عرب جاهل و مغول چموش است و خود بانی فرهنگی عظیم در روزگاری است که وحشت و بربریت سراسر عالم را فرا گرفته و ندای انسانیت تنها از مأذنه های مساجد اسلام بلند می شد. باری می دانستم که در جنگ ها آدم های جنگاور را می کشند اما نمی دانستم که خردینه ها و واصلان و وارسته ها را می کشند و همگی قانون اسارت را از یاد می برند و فرمان آسیب نرساندن به اسیر را پاک فراموش می کنند که اسلام عزیز منادی آن بوده و پیامبر عزیز اسلام(ص) بر حرمت اسیران تاکید داشته و امام علی(ع) نیز بر پاسداشت قاتل اسیرش تاکیدها داشته است. آری در عصری که من به سر می برم همه اینها بر باد رفته است و همه را از دم تیغ می گذرانند و اسیر را سر می برند و بر زخمی ها تیر خلاص می زنند.

سردار سربدارمان شهید محسن حججی از خیل وارستگانی است که در اسارت شربت شهادت را نوش جان کرد و تن به ذلت نداد و با دیدگانی باز و با لبهای کویرزده ناشی از تشنگی در برابر قصابان جلاد زمانه سر فرود نیاورد و راست قامت ایستاد و جان داد تا برای همیشه درس عزت و آزادگی را به همه عصرها و نسل ها بدهد و مانند مقتدایش حسین(ع) هم شهادت را پذیرا باشد و هم اسارت زین العابدین و زینب را نیز تجربه کند با این تفاوت که ابن زیاد ملعون آن اندازه شرف داشت که اسیرکشی نکند اما خبیثان عصر آزادی و دموکراسی حتا این نیم شرف را نیز نداشتند و شهید عزیز ما را ایستاده سر بریدند و حتا آن اندازه شرف نداشتند که تیربارانش کنند بلکه چونان قصابی ددمنش سر بریدند و او چه زیبا سرود که خدایا مرا اینگونه بپذیر و با این وضع و با بدنی بی سر به سوی خدا پرواز کرد و همه نمازهای عارفانه اش در شهادت او عینیت یافتند و بشارت “عندربهم یرزقون” را به سر جدا از تنش هدیه کردند. او به رغم جوانی اش همه مراحل عرفانی را طی کرد و اوج تواضعش را در بوسیدن پاهای پدر و مادرش نشان داد. در وجود نازنینش عشق به مولایمان علی(ع) موج می زد و از این جهت بود که نام خردینه عزیزش را نیز علی گذاشت.

شگفتا در عرفان این سردار سربدار محبت خالق و خلق را یک جا می توان دید. آری آخرین واژگانش عشق به خدا بود و عشق؛ عشقی که می ماند و صدای فاصله ها را کم می کند؛ صدای نه فاصله ها که صدای وصال با حق را در گوش ما برای همیشه زمزمه می کند. شهیدی که قباله ازدواجش را با مرکّب خونش و با وصال الاهی امضا کرد و آخرین ریاضت دنیوی اش را نه در خانقاه بلکه در تنهایی و جدایی اش آن هم نه در کنج خلوت که در وسط میدان و در حال اسارت آن هم نه در دست جنگجویان مرد بلکه به دست نامردترین نامردان روزگارها و اعصار (داعش ملعون) گذراند و برای همه ما درس داد که عشق و عرفان و وصال مَرد می خواهد که شجاع و محل تجلی عزت خدا باشد و او را مصداقی است به نام محسن حججی. درود خدا بر روح پاک این شهید که در آخرت در بهشت برین و در دنیا نیز به مددرسانی ما ماندگان مشغول است. یادش جاودانه باد.

بیقرار ۲۵ مرداد ۱۳۹۶

برچسب‌ها: شهید محسن حججی, مدافع حرم, شهید بی سر
[ جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ ] [ ۱۴:۸ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


1 × چهار =