پنج شنبه , ۲۷ تیر ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » حدود آزادی انسان در اجتماع

حدود آزادی انسان در اجتماع

[…] پس خلاصه کلام ما اینشد که انسان در مقایسه با همنوعانش در مواردی آزاد است که مربوط به شخص خودش باشد و اما در مواردی که پای مصلحت ملزمه خود او و بالاخص مصلحت ملزمه اجتماع و عامه مردم در کار باشد و علل و اسباب او را به مصالحی و به مقتضیات آن مصالح هدایت کند در آنجا دیگر به هیچ وجه آزادی اراده و عمل ندارد و در چنین مواردی اگر کسی و یا کسانی او را به سوی سنت و یا هر عملی که قانون و یا مجری قانون و یا فردی ناصح و متبرع آن را موافق با مصالح انسانیت تشخیص داده دعوت کند و به اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر نماید و برای دعوت خود حجت و دلیلی روشن بیاورد نباید او را به زورگویی و سلب حریت مشروع افراد متهم نمود .

و اما آن علل و اسبابی که گفتیم دست در کار تجهیز انسان به جهازات مختلف و هادی و یادآور انسان به تکمیل نواقص و حوایج خویش و به زندگی اجتماعی و به تسلیم در برابر قانون و … است هر حکمی که می‏کنند از نظر تعلیم توحیدی اسلام مصادیقی هستند برای اراده خدای سبحان و یا اذن او .

آری بنا بر آنچه تعلیم الهی ما را به آن هدایت می‏کند خدای تبارک و تعالی مالک علی الاطلاق است و غیر او جز مملوکیت از هر جهت ، چیزی ندارد و انسان جز عبودیت محض ، مالک چیزی نیست و همین مالکیت علی الاطلاق خدای سبحان هر گونه حریتی را که انسان برای خود توهم می‏کند سلب می‏نماید همچنانکه همین مالکیت علی الاطلاق خدای سبحان بود که انسانها را از قید بردگی و بندگی انسانهای دیگر آزاد نموده و او را نسبت به سایر همنوعانش آزادی بخشید ، و ربوبیت و مولویت هر انسانی نسبت به انسانهای دیگر را ممنوع اعلام نموده ، فرمود : سوره ۳, آیه ۶۴
أَن لا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ .

ترجمه المیزان ج : ۱۰ص :۵۵۸

پس خدای سبحان حاکم علی الاطلاق و مطاع بدون قید و شرط است همچنانکه خودش فرمود : إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ و اگر رسولان اولی الامر و بعضی از افراد امت اسلامی حق امر به معروف و نهی از منکر دارند و امت ، مامور به اطاعت از آنان هستند این حق را خدای عز و جل به آنان داده و به همین جهت امت اسلام در قبال کلمه حقی که از آن حضرات صادر می‏شود و مردم را به سوی آن دعوت می‏کند هیچگونه حریتی ندارند ( نه اینکه حریت داشته اند ولی رسول و اولی الامر و مثلا فقهاء آن حریت را از مردم سلب کرده باشند )

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ سوره ۹, آیه ۷۱

و
وَیَا قَوْمِ لَا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقَاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ سوره ۱۱, آیه ۸۹

همچنانکه خدای تعالی فرموده :کلمه جرم – به فتحه جیم و سکون راء – ( بطوری که راغب گفته ) به معنای کندن میوه از درخت است و به عنوان استعاره و مجاز به هر اکتساب ناپسند و مکروه نیز جرم گفته می‏شود و کلمه شقاق به معنای مخالفت و دشمنی با یکدیگر است و معنای آیه این است که : ای مردم ! برحذر باشید از اینکه مخالفت و دشمنیتان با من به خاطر دشمنیتان با چیزی که شما را به آن دعوت می‏کنم برای شما مصیبتی ببار بیاورد ، مثل آن مصیبتی که بر سر قوم نوح رسید و آن این بود که همگی غرق شدند و یا مصیبتی که به قوم هود رسید و آن باد عقیمی بود که همه را در زیر توده خاک دفن کرد و یا به قوم صالح رسید که آن عبارت بود از صیحه و رجفه .

وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِیدٍ – یعنی فاصله زیادی بین زمان شما و زمان قوم لوط نیست ، چون فاصله بین دو زمان این دو قوم کمتر از سه قرن بود ، لوط معاصر با ابراهیم (علیه‏السلام‏) و شعیب معاصر با موسی (علیه‏السلام‏) بود . […]

ترجمه المیزان ج : ۱۰ص :۵۵۷ و ۵۵۸

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


1 × چهار =