دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » حرص برای دنیا

حرص برای دنیا

همواره از دوره های پیشین مان به نیکی یاد می کنیم و نسبت به اینکه آن را از دست داده ایم شدیدا حسرت می خوریم. مطالبی هم که راجع به زندگی گذشته و گذشتگانمان می گوییم همه درست اند و اگر سنمان اجازه دهد آنها را به چشم خود دیده ایم.

در گذشته و در محیط های شهری و روستایی مردمان بسیار مهربان بودند و به هنگام نیاز فردی چه از اقوام، چه از غریبه همه احساس مسئولیت می کردند و در دم در اندیشه تأمین نیازهایش می افتادند تا آن را بتوانند حل و فصل کنند. یادم می آید که پدرم دچار مشکلی شده بود که یکی از افراد متمول و خیر روستایمان به نام حاج علی عابدینی برای رفع این مشکل گوساله ای را به پدرم داد تا بزرگش کند و سال بعد نصف آن را مالک شود و همین طور هم شد و در سال های بعد هم گوسفندانی به ما داد و بدین ترتیب توانستیم بر مشکلاتمان فایق آییم.

اما برگردیم به عصر حاضر… وضعیت پاک عوض شده و دیگر از اخلاق حتا از نوع سودگروانه عادلانه اش هم خبری نمانده و همه مان مادی گرای اخلاقی شده ایم و اگر به فرد نیازمندی لطف داشته باشیم، سر و ته قضیه را با گفتن جمله کسالت بار «شرمنده ایم» جمع می کنیم.

حال سؤال اساسی در اینجاست که چرا این قضیه به جای اینکه بعد از انقلاب به وجود نیاید، هم به وجود آمد و هم تشدید شد؟ مگر انقلابی که کرده بودیم انقلابی فرهنگی نبود و بانی این انقلاب آن را انقلابی فرهنگی ننامید؟ چرا اکنون فرهنگ غالب مردم ما مادی گروی اخلاقی شده و همه ما برای جمع دنیا این اندازه حرص می زنیم و حاضریم همه چیزمان را برای دنیایی که معلوم نیست که برایمان باقی خواهد ماند فدا می کنیم؟ کار را به جایی رسانده ایم که در دردها و رنج های همدیگر کمترین مشارکت را داریم. قدیم ها افراد بیگانه هم در اندیشه هم بودند اما امروزه خویشاوندان هم در چنین اندیشه ای نیستند؟! چرا همه سلام های ما با حساب و کتاب شده و حتا خویشاوندان به یکدیگر سلام نمی کنند إلا اینکه قبل از همه چیز دو دو تا چهار تا کنند؟

من جامعه شناس یا روانشناس اجتماعی نیستم اما این را می دانم که بعد از تحمیل جنگ از سوی صدام ملعون دولت وقت به درستی کوپنی را به جریان انداخت تا مواد غذایی و نیازهای اساسی همه مردم تأمین شوند و کسی محروم از این مایحتاج نماند. یادمان می آید که در آن زمان هر جا صفی می دیدیم خود را ملزم می دیدیم که حتما در صف حضور داشته باشیم و مهم نبود که چی می دهند بلکه مهم این یود که چیزی می دهند لذا توجیه داشت که در این صفوف حضور داشته باشیم و همه حضور داشتیم.

این رویه حوادث بود اما در زیر پوست این رفتارها فرهنگی ساخته می شد که خواص مردم از آن غافل بودند و آن فرهنگ رقابت در حرص ورزی دنیوی البته به شکل موجه بود و دستگاه های فرهنگی نتوانستند به زیر پوست شهرها سر بزنند و از این فرهنگ خبردار شوند. اما هرچه زمان می گذشت این فرهنگ راسخ تر و نافذتر می شد و کسی دردی را تشخیص نمی داد تا نسبت به درمان آن اقدامی کند. این وضعیت ادامه یافت تا به دهه هفتاد رسیدیم و رویکرد ما به دنیا جور دیگری شد و آن فرهنگ نه تنها نقد نشد بلکه موجه تر هم شد و رفته رفته ما را به سراشیبی سقوط به دره ی مادی گروی اخلاقی رها کرد. البته در این میان رواج فرهنگ غربی هم بی تاثیر نبود به این صورت که از لحاظ تاریخی آموزه سرنوشت مقدر نقطه شروع جنبش ریاضتگرا معروف به پیتیسم نیز هست. تا زمانی که این جنبش در درون کلیسای اصلاح طلب باقی بود تقریبا غیر ممکن بود میان کالوینیستهای پیتیست و کالوینیستهای غیر پیتیست فرقی قائل شد. تقریبا تمام نمایندگان مشهور پیوتین بعضی اوقاف در ردیف پیتیست ها طبقه بندی می شوند. حتی کاملا معقول به نظر می آید که به کل ارتباط بین سرنوشت مقدر و آموزه اثبات با توجه اساسی ای که یقین به حصول رستگاری دارد به منزله تکامل پیتیستی آموزه های اصلی کالوین نگریست. وقوع رستاخیزهای ریاضتگرا در درون کلیسای اصلاح طلب بویژه در هلند با تولد مجدد آموزه سرنوشت مقدر که موقتا فراموش شده یا کاملا رعایت نمی شد همراه بود. از اینرو در انگلستان رسم بر این نیست که کلا اصطلاح پیتیسم را به کار ببرند.

اما حتا پیتیسم قاره اروپا (هلند و نواحی پایین رود راین) در کلیسای اصلاح طلب حداقل در اساس همان اندازه که خلاصه ساده ای از ریاضتگرایی اصلاح بود همان اندازه هم خلاصه آموزه های بیلی بود و تاکید زیاد بر آن عمل پیتیسمی که توسط آیین ارتدوکسی به کنار گذاشته یا حتی در مواقعی به صورت موضوعی بی اهمیت در آمده بود در آن وجود داشت. آنهایی که مقرر شده بود از رحمت باریتعالی برخوردار باشند می توانستند گاهگاهی مرتکب خطای جزیی و نیز گناهان دیگر شوند و تجربه نشان می دهد مسیحیانی که از تعلیمات کلیسا برخوردار نبودند غالبا با روشنی و صراحت بیشتری ثمره های ایمان خود را نشان می دادند. از طرف دیگر معلوم شد که شناخت الهیات به هیچ وجه اثبات یامان را از طریق رفتار تضمین نمی کند. به هر حال پیتیست ها بر این باور بودند که آدمیان هر اندازه بیشتر کار کنند و از راه حلال پول بیشتری به دست آورند به همان اندازه به خدا نزدیکتر شده اند. تا زمانی که این فرهنگ زنده بود به جایی آسیب نمی زد اما از جایی به بعد ترکیب «از راه حلال و برای تقرب به خدا» حذف شد و خود پول درآوردن ملاک شد و بدین ترتیب مادی گروی اخلاقی در جای تقواگروی نشست و مادی گروی اخلاقی ازرشمند شد و تقوا به وادی نسیان فرستاده شد.

همین وضعیت هم در ایران بعد از دهه هفتاد رواج یافت و ما ندانستیم که درست برخلاف اهداف انقلابمان گام بر می داریم و اکنون نه ماتریالیسم بلکه همین مادی گروی اخلاقی کل فرهنگ ما را تهدید می کند. البته پرشمار افرادی هم هستند که بر این فرهنگ غالب آمده و خود را از آن رها ساخته اند و همچنان بی منت می بخشند و از آدمیان چیزی نمی خواهند بلکه حاضرند کارهای نیکشان را بی پاسخ انجام دهند و حتا از خدا هم ثواب نخواهند. اینان همان رهاشدگان از مادی گروی اخلاقی اند.

خلاصه آن که وقتی کوپنیزاسیون به پایان رسید و در دهه هفتاد همه چیز از زیر یوغ کوپن آزاد شد، دستگاه های فرهنگی کشور به رسوخ فرهنگ حرص به دنیا و فزون طلبی پی نبردند و در رفع یا تعدیل آن هیچ کوششی به عمل نیاوردند. بدین ترتیب کوپنیزاسیون که برای مدت معینی و تحت شرایط خاصی پدید آمده بود و به همراه خود فرهنگ نامطلوبی را پدید آورده بود در دهه یادشده زمانش سپری شد اما فرهنگ نامطلوبش ماند و دستگاه های فرهنگی هنوز برای رفع این فرهنگ اقدام خاصی به عمل نمی آورند و همه در حرص غرق شده ایم و به همراه آن، روابط خویشی را از یاد برده ایم.

این در حالی است که در همین جامعه گروه پر شماری توانسته اند خود را از فرهنگ فزون طلبی رها کنند و در هتگام گرفتاری دیگران سر از پا نشناسند و همه داشته های خود را در طبق اخلاص نهند و از مرزهای خودخواهانه و فزون طلبانه بگذرند و جای همه بستگان را پر کنند تا خویشی جدیدی را از روی اختیار بیاغازند که علی(ع) اینان را از خویشاوندان به انسان نزدیک تر می داند. اینان اند همان خویشان آتش به اختیاری که از همه خویشان نسبی و سببی به انسان نزدیک ترند. من دست این خویشان اختیاری را می بوسم و دعا می کنم که خود در زمره اینان قرار گیرم.

بخشعلی قنبری

۵ فروردین ۱۳۹۷

برچسب‌ها: حرص
[ یکشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۵۷ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


14 + 7 =