جمعه , ۲۹ شهریور ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » بخشعلی قنبری » خلاصه ی شرح نامه ۵۳ (دکتر بخسعلی قنبری)

خلاصه ی شرح نامه ۵۳ (دکتر بخسعلی قنبری)

منبع : وبلاگ دکتر بخشعلی قنبری دکتر بخشعلی قنبری 2

جلسه هفتم   ۹۲/۹/۲
تهیه و تنظیم : آقای محمد فلاح
اعتماد به مردم
«وَ لاَ یَکُونَنَّ ﭐلْمُحْسِنُ وَﭐلْمُسِیءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَهٍ سَوَاءٍ، فَإِنَّ فِی ذلِکَ تَزْهِیداً لِأَهْلِ ﭐلْإحْسَانِ فِی‌ﭐلْإحْسَانِ، وَ تَدْرِیباً لِأَهْلِ ﭐلْإسَاءَهِ عَلَیﭐلْإسَاءَهِ! وَ أَلْزِمْ کُلاًّ مِنْهمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ؛  و هرگز نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار نیکوکاران را به نیکوکاری بی‌رغبت می‌کند و بدکاران را به بدکرداری عادت می‌دهد. با هر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان آموخته است».

عدالت هم به معنی رعایت مساوات و هم به معنی رعایت نامساوات به کار برده می‌شود.

حضرت علی (ع) می‌فرماید: ای مالک نباید به نیکوکار و بدکار در حکومت خود به دیده مساوات نگاه کنی بلکه هر کس به اندازه زحمتش باید پاداش دریافت کند و نباید به هر کدام پاداش مساوی بدهیم چون انسان نیکو‌کار از انجام کار‌های نیک به‌مرور دل‌سرد می‌شود و انسان بدکار را تقویت می‌کنی که به انجام کار بد ممارست ورزد چون فرقی بین خود و انسان نیکو‌کار نمی‌بیند.

حضرت علی (ع) می‌فرماید: ای مالک کار خدا داوری در قیامت و کار حاکم داوری در دنیاست، پس داوری و پاداش امور دنیوی را به خدا و قیامت نسپار. حکومت دنیوی باید با ابزار دنیوی انجام شود نه با ابزار الهی، پس به هر کدام به تناسب عملشان پاداش بده.

«وَﭐعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَدْعَی إلَی حُسْنِ ظَنَّ رَاعٍ بِرَعِیَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَیْهِمْ، وَ تَخْفِیفِهِ ﭐلْمَؤُونَاتِ عَلَیْهِمْ، وَ تَرْکِ ﭐسْتِکْرَاهِهِ إِیَّاهُمْ عَلَی مَا لَیْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ(۴۰۵۳)؛ و بدان که هیچ‌چیزی بیش از این سبب اعتماد والی به رعیتش نیست که به آنان نیکی کند و از مخارج آنان بکاهد و آنان را به کاری که حق او نیست وا ندارد.

ای مالک چیزی‌هایی که رعیت را از تو راضی می‌کند عبارت‌اند از:
۱٫ زمانی که به آنها خوبی کنی؛ بدین معنی که:
الف: بین نیکوکار و بدکار فرق بگذاری؛
ب: به تناسب کار خوب و بدشان به آنها پاداش دهی؛
ج: وظیفه‌ات را به خوبی انجام دهی؛
د:اگر نیاز داشته باشند ایثار کنی.
۲٫ زمانی که می‌توانی نیازهای آنها را برآورده کنی؛
۳٫ زمانی که کارهایی وظیفه‌شان نیست وادراشان نکنی.

«فَلْیَکُنْ مِنْکَ فِی ذلِکَ أَمْرٌ یَجْتَمِعُ‌ لَکَ بِهِ حُسْنُ الظَّنَّ بِرَعِیَّتِکَ، فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنَّ یَقْطَعُ عَنْکَ نَصَباً(۴۰۵۴) طَوِیلاً. وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ، وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ(۴۰۵۵)؛ پس باید در این راه کاری کنی که اعتماد به رعیت برای تو فراهم آید، زیرا اعتماد (به آنان) رنج بسیاری را از تو دور می‌سازد. و کسی به اعتماد تو سزاوارتر است که در حق او نیکی کرده‌ای، و کسی به بی‌اعتمادی تو سزاوارتر است که درباره او بدی روا داشته‌ای».

ای مالک در ارتباط با مردم باید اصل را بر حسن‌‌ظن بگذاری و به همه حسن‌ظن داشته باشی مگر آنکه خلافش ثابت شود حسن‌ظن باعث می‌شود به تو اعتماد کنند و این کار تو را از رنج طولانی نجات می‌دهد و آرامش تو را فراهم می‌آورد. کسی به اعتماد تو سزاوارتر است که در حق او نیکی کرده‌ای و  به تعبیری دیگر کسی به تو اعتماد پیدا می‌کند که به او خوبی کرده باشی و خوبی حلقه اعتماد است و با خوبی به مردم به‌مرور عداوت و دشمنی از جامعه تو رخت برمی‌بندد رفق و مدارا و مرّوت حکمفرما می‌شود.

«وَلاَ تَنْقُضْ سُنَّهً صَالِحَهً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هذِهِ ﭐلْأُمَّهِ، وَﭐجْتَمَعَتْ بِهَا ﭐلأُلْفَهُ، وَ صَلَحَتْ عَلَیْهَا الرَّعِیَّهٌ. وَ لاَ تُحْدِثَنَّ سُنَّهً تَضُرُّ بِشَیْءٍ مِنْ مَاضِی تِلْکَ السُّنَنِ، فَیَکُونَ ﭐلْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا، وَﭐلْوِزْرُ عَلَیْکَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَآ؛ سنت نیکویی را که سران این امت به آن عمل کرده و بدان سبب انس و الفت فراهم آمده و حال رعیت به سامان رسیده است مشکن، و سنّتی پدید میاور که به آن سنّت‌های گذشته زیان رساند، که آنگاه پاداش نیک از آن کسانی باشد که آن سنّت‌های نیکو را پایه‌گذاری نموده‌اند و گناه بر تو ماند که آنها را بشکسته‌ای».

یکی از منابع استنباط فکری ما سنت است؛ و سنت عبارت است از: قول و فعل و تقریر از پیامبران و به‌عنوان یک روش پسندیده می توان از آن نام برد. سنت بر دو نوع، سنت حسنه و سنت سیئه تقسیم می‌شود؛ برای مثال کسی که بنای سنت حسنه را بگذارد در ثوابش شریک و کسی که بنای سنت سیئه را می‌گذارد در عِقابش مجازات می‌شود و سنت سیئه در بیشتر موارد همان بدعت است، سنت بیشتر حسنه است و بدعت بیشتر سیئه؛ و بدعت‌های حسنه نادرند بر فرض مثال دست دادن بعد از نماز که در مسلمان رواج دارد و سنت همان روش معهود و معروف و آشناست.

حضرت علی (ع) می‌فرماید: ای مالک گذشتگان ما پیغمبر و خاندان و پدرانشان سنتی را رواج داده‌اند و به آن عمل می‌کردند مبادا آنها را ضایع کنی و از بین ببری بلکه آنها را احیاء کن چون این سنت‌ها اخلاقی و دینی‌اند و باعث رأفت بین مردم می‌شود و در بین مردم صلح ایجاد می‌کند و الفت به‌وجود می‌آورد. و البته تو ای مالک سنت‌های را به بنا نگذار که صلح را به خطر بیندازد و عداوت را رواج دهد و الفت را از بین ببرد و تو بدعت‌گذار آنها نباش چون هر چیزی که صلح و الفت را به خطر بیندازد از سنت خارج و وارد بدعت سیئه می‌شود و رابطه انسان‌ها را به را از بین می‌برد.

حضرت علی (ع) می‌فرماید: ای مالک سنت حسنه‌ای که دیگران پایه‌گذاری کردند تو خراب نکن چون گناهش به‌نام تو و ثوابش بنام آنها نوشته می‌شود.

«وَ أَکْثِرْ مُدَارَسَهَ ﭐلْعُلَمَاءِ، وَ مُنَاقَشَهَ ﭐلْحُکَمَاءِ، فِی تَثْبِیتِ مَا صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ بِلاَدِکَ، وَ إِقَامَهَ مَا ﭐسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَکَ؛ با دانشمندان، فراوان به درس و بحث بنشین و با حکیمان، بسیار گفت‌وگو کن در راستای تثبیت آنچه کار سرزمین‌های تو با آن سامان می‌پذیرد و به پا داشتن آنچه مردم پیش از تو بدان نظم و استقامت یافتند».

ای مالک با دانشمندان به بحث و گفت‌گو بنشین، با علماء مشورت کن تا جامعه تو نظم و انتظام ‌گیرد و علماء، متخصصان علوم مختلف‌اند و حاکمان مجریان تصمیمات علماء هستند و چون تصمیم‌‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها بر اساس نظر جمعیتی از کارشناسان انجام می‌گیرد برنامه‌هایی که استخراج می‌شود، برنامه‌های مستحکمی است و در بسامان کردن امور مردم مؤثر می‌باشد و در چنین جامعه‌ای علماء بر صدر نشینند و قدر بینند.

با حکیمان بسیار گفت‌گو و مناقشه کن چون حکماء در حکمت و فلسفه از علماء جلوترند و در دانش و عقلانیت در جامعه اثرگذارترند. و اگر حاکم در جامعه به کارشناسان بهاء دهد و در کارها با آنها مشارکت نماید موفقیت بیشتری به‌دست می‌آورد و خطاها کاهش می‌یابد و هزینه‌ها کمتر می‌شود و مردم شادمان می‌شوند و انس و الفت در جامعه بیشتر می‌شود.

طبقات مردم

«وَﭐعْلَمْ أَنَّ الرَّعِیَّهَ طَبَقَاتٌ لاَ یَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلاَّ بِبَعْضٍ، وَلاَ غِنَی بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ ؛ و بدان که رعیت چند طبقه‌اند که هر یک جز به دیگری سامان نیابند و هیچ‌یک از دیگری بی‌نیاز نیستند».

رابطه انسان در چهار مرحله: با خدا، خودش، سایر انسان‌ها و طبیعت است و رابطه انسان با سایر انسان‌ها عبارت است از:
۱٫ خانواده؛
۲٫ گروه‌ها و در بطن آن اصناف با همدیگر؛
۳٫ جوامع مختلف با همدیگر.

حضرت علی (ع) می‌فرماید: همه اصلاحات، اصلاحات طولی نیستند بدین صورت نیست که از طرف حاکم اعمال شود بلکه گروه‌های مختلف باید تعامل‌شان با همدیگر به‌گونه‌ای باشد که باعث اصلاح همه مردم بشود رابطه این طبقات باید به گونه‌ای تنظیم شود که نهایتاً منجر به اصلاح جامعه گردد.

بنابراین اصلاحات اجتماعی جز با مشارکت اجتماعی طبقات مردم امکان‌پذیر نیست و هیچ فرد یا گروهی بی‌نیاز از فرد یا گروه دیگر نیست و همه به هم محتاج‌اند و این تعامل اجتماعی جامعه‌ای پویا و صالح و سالم را برای ما به ارمغان می‌آورد.

ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


بیست − یازده =