جمعه , ۳ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » خواب ساختن مغازه برای پدر

خواب ساختن مغازه برای پدر

مغازه پدر هم برای خودش داستانی دارد به این صورت که وقتی برادرم در سال ۱۳۶۰ مغازه ای را برای پدرم درست کرد ابتدا ناراحت شد اما پس از چند روز که در مغازه مستقر شد بسیار خوشش آمد و اگر کاری در باغ و مزرعه نداشت در م2lمرحوم عباس قنبریغازه می نشست و روزگار می گذراند و سر و سری هم با جوانان داشت و آنان نیز با پدرم دمخور شده بودند.

خلاصه اینکه بعدها که از بانک مسکن وام گرفتیم تا منزل را از نو بسازیم مغازه را هم خراب کردیم تا مغازه ی نوی درست کنیم که باز پدر از خرابی آن ناراحت شد و بالاخره مغازه جدید درست ولی هرگز افتتاح نشد و پدر آن را اجاره داد. پس از گذشت شش سال و اندی از درگذشت پدر در شب هفتم فروردین ۱۳۹۵ همان دقه پدر به خوابم آمد و من هر چه در توان داشتم به کار گرفتم تا بتوانم هم برای او مغازه درست کنم و هم افتتاحش کنم. شب که خوابیدم عین این اتفاق برایم افتاد و در خواب دیدم که همه این مراحل طی شده و با خوشحالی تمام به پدر گفتم: «آقا مغازه تمام شد. می توانید بازش کنید». پدر آن قدر خوشحال شد که من از خوشحالی او سخت مشعوف شدم. لحظاتی گذشت با خود اندیشیدم که مگر پدر فوت نکرده؟ بلافاصله جواب منفی دادم و دلم را با خوشحالی پدر گرم کردم. بدین ترتCopy of دکتر بخشعلی قنبرییب برای لحظاتی که شده بود با پدر در خواب خوش گذراندم و باورم نمی شد که از دنیا رفته است. شاد بودم واقعاً شاد. اما وقتی بیدار شدم دیدم نه پدر در میان بود و نه مغازه و نه من در روستا بودم بلکه من در تهران و پدر در باغ رضوان و مغازه هم به همراه منزل سال هاست که فروخته شده ولی چه خوش بود خواب دوشین من! کاش پدر بود کاش!! بیقرار ۷ فروردین ۱۳۹۵ ش.

موضوعات مرتبط: پدرانه ها

منبع : وبلاگ بی قرار

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


14 − 4 =