جمعه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » پیامبران » داستان زندگی پیامبر موسی در قرآن

داستان زندگی پیامبر موسی در قرآن

وَهَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسَى‏ ۹
و آیا خبر موسی به تو رسیده است؟
إِذْ رَأى‏ نَاراً فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوْا إِنِّی آنَسْتُ نَاراً لَّعَلِّی آتِیکُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً ۱۰
هنگامی که ) از دور ( آتشی مشاهده کرد، و به خانواده خود گفت: > ) اندکی ( درنگ کنید که من آتشی دیدم،شاید شعله ای از آن برای شما بیاورم، یا بوسیله این آتش راه را پیدا کنم.

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ یَامُوسَى‏ ۱۱
هنگامی که نزد آتش آمد، ندا داده شد که : > ای موسی!
إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ۱۲
من پروردگار توام، کفشهایت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدس > طوی < هستی.
وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى‏ ۱۳
و من تو را ) برای مقام رسالت ( برگزیدم، اکنون به آنچه بر تو وحی می شود، گوش فرا ده.
إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلاَهَ لِذِکْرِی ۱۴
من > الل-ه < هستم، معبودی جز من نیست، مرا بپرست، و نماز را برای یاد من به پا دار.
إِنَّ السَّاعَهَ  آتِیَهٌ أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى‏ کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى‏ ۱۵
بطور قطع رستاخیز خواهد آمد، میخواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود!
فَلاَ یَصُدَّنَّکَ عَنْهَا مَن لاَّ یُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى‏ ۱۶
پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهای خویش پیروی میکند، تو را ازآن باز دارد، که هلک خواهی شد!
وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَامُوسَى‏ ۱۷
و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟!
قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّؤُا عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى‏ غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى‏ ۱۸
گفت : > این عصای من است، بر آن تکیه می کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرو می ریزم،و مرا با آن کارها ونیازهای دیگری است.
قَالَ أَلْقِهَا یَا مُوسَى‏ ۱۹
گفت: > ای موسی! آن را بیفکن.
فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِیَ حَیَّهٌ تَسْعَى‏ ۲۰
پس موسی آن ) عصا ( را افکند، که ناگهان اژدهایی شد که به هر سو میشتافت.
قَالَ خُذْهَا  وَلاَ تَخَفْ سَنُعِیدُهَا سِیرَتَهَا الْأُولَى‏ ۲۱
گفت: > آن را بگیر و نترس، ما آن را به صورت اولش بازمیگردانیم.
وَاضْمُمْ یَدَکَ إِلَى‏ جَنَاحِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَهً  أُخْرَى‏ ۲۲
و دستت را به گریبانت ببر، تا سفید و بی عیب بیرون آید، این نشانه دیگری ) از سوی خداوند ( است.
لِنُرِیَکَ مِنْ آیَاتِنَا الْکُبْرى‏ ۲۳
تا از نشانه های بزرگ خویش به تو نشان دهیم.
اذْهَبْ إِلَى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ  طَغَى‏ ۲۴
) اینک ( به سوی فرعون برو، که او طغیان کرده است.
قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی ۲۵
) موسی ( گفت: > پروردگارا! سینه ام را گشاده کن،
وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی ۲۶
و کارم را برایم آسان گردان،

وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِن لِسَانِی ۲۷
و گره از زبانم بگشای،
یَفْقَهُوا قَوْلِی ۲۸
تا سخنان مرا بفهمند.
وَاجْعَل لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی ۲۹
و وزیری از خاندانم برای من قرار ده،
هَارُونَ أَخِی ۳۰
و  برادرم هارون را.

اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی۳۱
با او پشتم را محکم کن،
وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی ۳۲
و او را در کارم شریک ساز،
کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً ۳۳
تا تو را بسیار تسبیح گوییم،
وَنَذْکُرَکَ کَثِیراً ۳۴
و تو را بسیار یاد کنیم،
إِنَّکَ کُنتَ بِنَا بَصِیراً ۳۵
چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده ای.
قَالَ قَدْ أُوتیِتَ سُؤْلَکَ یَامُوسَى‏ ۳۶
فرمود: > ای موسی! آنچه را خواستی به تو داده شد.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْکَ مَرَّهً أُخْرَى‏ ۳۷
و ما بار دیگر تو را مشمول نعمت خود ساختیم،
إِذْ أَوْحَیْنَا إِلَى‏ أُمِّکَ مَا یُوحَى‏ ۳۸
آن زمان که به مادرت آنچه لزم بود الهام کردیم،
أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی  الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ بِالسَّاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّی وَعَدُوٌّ لَهُ وَاَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَى‏  عَیْنِی ۳۹
که : > او را در صندوقی بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند، و دشمن من و دشمن او،آن را برگیرد. < و من محبتی از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان )= علم( من، ساخته شوی ) و پرورش یابی(.
إِذْ تَمْشِی أُخْتُکَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى  مَن یَکْفُلُهُ فَرَجَعْناکَ إِلَى‏ أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلا  تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنَاکَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاکَ فُتُوناً  فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى‏ قَدَرٍ یَامُوسَى‏ ۴۰
در آن هنگام که خواهرت ) در نزدیکی کاخ فرعون ( راه میرفتو میگفت: > آیا کسی را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت میکند) و دایه خوبی برای او خواهد بود(؟! <پس تو را به مادرت باز گرداندیم، تا چشمش به تو روشن شود، و غمگین نگردد.و تو یکی ) از فرعونیان ( را کشتی، اما ما تو را از اندوه نجات دادیم، و بارها تو را آزمودیم.پس از آن، سالیانی در میان مردم > مدین < توقف نمودی،سپس در زمان مقدر ) برای فرمان رسالت ( به این جا آمدی، ای موسی!

وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی ۴۱
و من تو را برای خودم ساختم ) و پرورش دادم (.
اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلاَ تَنِیَا فِی ذِکْرِی ۴۲
) اکنون ( تو و برادرت با آیات من بروید، و در یاد من کوتاهی نکنید.
اذْهَبَا إِلَى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى‏ ۴۳
به سوی فرعون بروید، که طغیان کرده است.
فَقُولاَ لَهُ  قَوْلاً لَّیِّناً لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى‏ ۴۴
اما بنرمی با او سخن بگویید، شاید متذکر شود، یا ) از خدا ( بترسد.

قَالاَ رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَن یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَن یَطْغَى‏ ۴۵
) موسی و هارون ( گفتند: > پروردگارا! از این میترسیم که بر ما پیشی گیرد) و قبل از بیان حق، ما را آزار دهد(، یا طغیان کند ) و نپذیرد (!
قَالَ لاَ تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى‏ ۴۶
فرمود: > نترسید! من با شما هستم، ) همه چیز را ( میشنوم و میبینم.
فَأْتِیَاهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولاَ رَبِّکَ  فَأَرْسِل مَعَنَا بَنی إِسْرائِیلَ وَلاَ تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْناکَ  بِآیَهٍ مِّن رَّبِّکَ وَالسَّلاَمُ عَلَى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى‏ ۴۷
به سراغ او بروید و بگویید:> ما فرستادگان پروردگار توایم، بنی اسرایل را با ما بفرست، وآنان را شکنجه و آزار مکن،ما نشانه روشنی از سوی پروردگارت برای تو آورده ایم، و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی میکند!
إِنَّا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنَا أَنَّ الْعَذَابَ  عَلَى‏ مَن کَذَّبَ وَتَوَلَّى‏ ۴۸
به ما وحی شده که عذاب بر کسی است که ) آیات الهی را ( تکذیب کند و سرپیچی نماید.

قَالَ فَمَن رَبُّکُمَا  یَا مُوسَى‏ ۴۹
) فرعون ( گفت: > پروردگار شما کیست، ای موسی؟!
قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى‏ ۵۰
گفت: > پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لزمه آفرینش او بوده داده،سپس هدایت کرده است.
قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى‏ ۵۱
گفت: > پس تکلیف نسلهای گذشته ) که به اینها ایمان نداشتند ( چه خواهد شد؟!
قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی فِی کِتَابٍ لاَّ یَضِلُّ رَبِّی وَلاَ یَنسَى‏ ۵۲
گفت: > آگاهی مربوط به آنها، نزد پروردگارم در کتابی ثبت است،پروردگارم هرگز گمراه نمیشود، و فراموش نمیکند ) و آنچه شایسته آنهاست به ایشان میدهد (.
الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَسَلَکَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلاً وَأَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِن نَبَاتٍ شَتَّى‏ ۵۳
همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد، و راههایی در آن ایجاد کرد،و از آسمان، آبی فرستاد که با آن، انواع گوناگون گیاهان را ) از خاک تیره ( برآوردیم.
کُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِأُولِی النُّهَى‏ ۵۴
هم خودتان بخورید، و هم چهار پایانتان را در آن به چرا برید.مسلما در اینها نشانه های روشنی برای خردمندان است.
مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَهً أُخْرَى‏ ۵۵
ما شما را از آن [= زمین ] آفریدیم، و در آن بازمیگردانیم، و بار دیگر )در قیامت( شما را از آن بیرون میآوریم.
وَلَقَدْ أَرَیْنَاهُ آیَاتِنَا کُلَّهَا فَکَذَّبَ وَأَبَى‏ ۵۶
ما همه آیات خود را به او نشان دادیم، اما او تکذیب کرد و سر باز زد.
قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِکَ یَا مُوسَى‏ ۵۷
گفت: > ای موسی! آیا آمده ای که با سحر خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟!
فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِّثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنَا وَبَیْنَکَ مَوْعِداً لاَّ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلاَ أَنتَ مَکَاناً سُوىً ۵۸
قطعا ما هم سحری همانندآن برای تو خواهیمآورد! هم اکنون ) تاریخش را تعیین کن،( موعدی میان ما و خودتقرار ده که نه ما و نه تو، از آن تخلف نکنیم، آن هم در مکانی که نسبت به همه یکسان باشد.
قَالَ مَوْعِدُکُمْ یَوْمُ الزِّینَهِ وَأَن یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحىً ۵۹
گفت: > میعاد ما و شما روز زینت [= روز عید] است،به شرط اینکه همه مردم، هنگامی که روز، بال میآید، جمع شوند.
فَتَوَلَّى‏ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ  کَیْدَهُ ثُمَّ أَتَى‏ ۶۰
فرعون آن مجلس را ترک گفت، و تمام مکرر و فریب خود را جمع کرد، و سپس آمد.

قَالَ لَهُمْ مُّوسَى‏ وَیْلَکُمْ لاَ  تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ کَذِباً فَیُسْحِتَکُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ  افْتَرَى‏ ۶۱
موسی به آنان گفت: > وای بر شما! دروغ بر خدا نبندید، که شما را با عذابی نابود میسازد،و هر کس که ) بر خدا ( دروغ ببندد، نومید ) و شکست خورده ( میشود!
فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَیْنَهُمْ وَأَسَرُّوا  النَّجْوَى‏ ۶۲
آنها در میان خود، در مورد ادامه راهشان به نزاع برخاستند، و مخفیانه و درگوشی با هم سخن گفتند.
قَالُوا إِنْ هذَانِ لَسَاحِرَانِ یُرِیدَانِ أَن  یُخْرِجَاکُم مِنْ أَرْضِکُم بِسِحْرِهِمَا وَیَذْهَبَا بِطَرِیقَتِکُمُ  الْمُثْلَى‏ ۶۳
گفتند: > این دو ) نفر ( مسلما ساحرند، میخواهند با سحرشان شما را از سرزمینتان بیرون کنندو راه و رسم نمونه شما را از بین ببرند.
فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفّاً  وَقَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى‏ ۶۴
اکنون که چنین است، تمام نیرو و نقشه خود را جمع کنید، و در یک صف ) به میدان مبارزه ( بیایید،امروز رستگاری از آن کسی است که برتری خود را اثبات کند.
قَالُوا  یَامُوسَى‏ إِمَّا أَن تُلْقِیَ وَإِمَّا أَن نَّکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى‏ ۶۵
) ساحران ( گفتند: > ای موسی! آیا تو اول ) عصای خود را ( می افکنی، یا ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم؟!
قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّها  تَسْعَى‏ ۶۶
گفت: > شما اول بیفکنید! <در این هنگام طنابها و عصاهای آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر میرسید که حرکت میکند!
فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَهً مُّوسَى‏ ۶۷
موسی ترس خفیفی در دل احساس کرد ) مبادا مردم گمراه شوند (.
قُلْنَا لاَ تَخَفْ إِنَّکَ أَنتَ الْأَعْلَى‏ ۶۸
گفتیم: > نترس! تو مسلما ) پیروز و ( برتری.
وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى‏ ۶۹
و آنچه را در دست راست داری بیفکن، تمام آنچه را ساخته اند میبلعد،آنچه ساخته اند تنها مکر ساحر است، و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد.
فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سُجَّداً قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى‏ ۷۰
) موسی عصای خود را افکند، و آنچه را که آنها ساخته بودند بلعید. (ساحران همگی به سجده افتادند و گفتند: > ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.

قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ  آَذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُم مِنْ خِلاَفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَیُّنَا أَشَدُّ عَذَاباً وَأَبْقَى‏ ۷۱
) فرعون ( گفت: > آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟!مسلما او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است، بیقین دستها و پاهایتان را بطور مخالف قطع میکنم،شما را از تنه های نخل به دار میآویزم، و خواهید دانست مجازات کدام یک از ما دردناک تر و پایدارتر است!
قَالُوا لَن نُؤْثِرَکَ عَلَى‏ مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالَّذِی فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِی هذِهِ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا ۷۲
گفتند: > سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلیل روشنی که برای ما آمده،مقدم نخواهیم داشت، هر حکمی میخواهی بکن، تو تنها در این زندگی دنیا میتوانی حکم کنی.
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِیَغْفِرَ لَنَا خَطَایَانَا وَمَا أَکْرَهْتَنَا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَیْرٌ وَأَبْقَى‏ ۷۳
ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید،و خدا بهتر و پایدارتر است.
إِنَّهُ مَن یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لاَ یَمُوتُ فِیهَا وَلاَ یَحْیَى‏ ۷۴
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست،درآن جا، نه میمیرد و نه زندگی میکند.
وَمَن یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى‏ ۷۵
و هرکس با ایمان نزد او آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانی درجات عالی دارند،

جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذلِکَ جَزَاءُ مَن تَزَکَّى‏ ۷۶
باغهای جاویدان بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، در حالی که همیشه درآن خواهند بود،این است پاداش کسی که خود را پاک نماید.
وَلَقَدْ أَوْحَیْنَا إِلَى‏ مُوسَى‏ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لاَّ تَخَافُ دَرَکاً وَلاَ تَخْشَى‏ ۷۷
ما به موسی وحی فرستادیم که : > شبانه بندگانم را ) از مصر ( با خود ببر،و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا، که نه از تعقیب ) فرعونیان ( خواهی ترسید، و نه از غرق شدن در دریا.
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُم مِنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ ۷۸
) به این ترتیب ( فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند،و دریا آنان را ) در میان امواج خروشان خود( بطور کامل پوشانید.
وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا  هَدَى‏ ۷۹
فرعون قوم خود را گمراه ساخت، و هرگز هدایت نکرد.
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ قَدْ أَنجَیْنَاکُم مِنْ عَدُوِّکُمْ وَوَاعَدْناکُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَیْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى‏ ۸۰
ای بنی اسرایل! ما شما را از ) چنگال ( دشمنتان نجات دادیم،و در طرف راست کوه طور، با شما وعده گذاردیم، و > من < و > سلوی < بر شما نازل کردیم.
کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا  رَزَقْنَاکُمْ وَلاَ تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَمَن  یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَى‏ ۸۱
بخورید از روزیهای پاکیزه ای که به شما داده ایم، و در آن طغیان نکنید،که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط میکند.
وَإِنِّی لَغَفَّارٌ  لِمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَى‏ ۸۲

وَمَا  أَعْجَلَکَ عَن قَوْمِکَ یَامُوسَى‏ ۸۳
ای موسی! چه چیز سبب شد که از قومت پیشی گیری، و ) برای آمدن به کوه طور ( عجله کنی؟!
قَالَ هُمْ أُولاَءِ عَلَى‏ أَثَرِی وَعَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضَى‏ ۸۴
عرض کرد: > پروردگارا! آنان در پی منند، و من به سوی تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوی.
قَالَ  فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِن بَعْدِکَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ ۸۵
فرمود: > ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت.

فَرَجَعَ مُوسَى‏ إِلَى‏ قَوْمِهِ غَضْبَانَ  أَسِفاً قَالَ یَاقَوْمِ أَلَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطَالَ عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن یَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِن رَّبِّکُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِی ۸۶
موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشتو گفت : > ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟!آیا مدت جدایی من از شما به طول انجامید،یا میخواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!
قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنَا وَلکِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَاراً مِن زِینَهِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَکَذلِکَ الْقَى السَّامِرِیُّ ۸۷
گفتند: > ما به میل و اراده خود از وعده تو تخلف نکردیم،بلکه مقداری از زیورهای قوم را که با خود داشتیم افکندیم. < و سامری اینچنین القا کرد،

فَأَخْرَجَ  لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هذَا إِلهُکُمْ وَإِلهُ  مُوسَى‏ فَنَسِىَ ۸۸
و برای آنان مجسمه گوساله ای که صدایی همچون صدای گوساله ) واقعی ( داشت پدید آورد،و ) به یکدیگر( گفتند: > این خدای شما، و خدای موسی است. < و او فراموش کرد) پیمانی را که با خدا بسته بود(.
أَفَلاَ یَرَوْنَ أَلاَّ یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلاً وَلاَ یَمْلِکُ لَهُمْ  ضَرّاً وَلاَ نَفْعاً ۸۹
آیا نمیبینند که ) این گوساله ( هیچ پاسخی به آنان نمیدهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانی برای آنها نیست؟!
وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن  قَبْلُ یَاقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ وَإِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِی وَأَطِیعُوا أَمْرِی ۹۰
و پیش از آن، هارون به آنها گفته بود: > ای قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته اید،پروردگار شما خداوند رحمان است، پس، از من پیروی کنید، و فرمانم را اطاعت نمایید.
قَالُوا لَن نَّبْرَحَ  عَلَیْهِ عَاکِفِینَ حَتَّى‏ یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَى‏ ۹۱
ولی آنها گفتند:> ما همچنان گردآن میگردیم ) و به پرستش گوساله ادامه میدهیم( تا موسی به سوی ما بازگردد.
قَالَ یَاهَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا ۹۲
) موسی ( گفت: > ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند،
أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی ۹۳
از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!
قَالَ یَبْنَؤُمَّ لاَ  تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلاَ بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ۹۴
) هارون ( گفت: > ای فرزند مادرم! [= ای برادر! ] ریش و سر مرا مگیر،من ترسیدم  بگویی تو میان بنی اسرایل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی.
قَالَ فَمَا  خَطْبُکَ یَا سامِریُّ ۹۵
) موسی رو به سامری کرد و ( گفت: > تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟!

قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذلِکَ  سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی ۹۶
گفت: > من چیزی دیدم که آنها ندیدند، من قسمتی از آثار رسول ) و فرستاده خدا ( را گرفتم،سپس آن را افکندم، و اینچنین ) هوای ( نفس من این کار را در نظرم جلوه داد.
قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی  الْحَیَاهِ أَن تَقُولَ لاَ مِسَاسَ وَإِنَّ لَکَ مَوْعِداً لَّن تُخْلَفَهُ  وَانظُرْ إِلَى‏ إِلهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاکِفاً لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ  لَنَنسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفاً ۹۷
) موسی ( گفت: > برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که ) هر کس با تو نزدیک شود(بگویی > با من تماس نگیر! < و تو میعادی ) از عذاب خدا ( داری، که هرگز تخلف نخواهد شد.) اکنون ( بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش میکردی،و ببین ما آن را نخست میسوزانیم، سپس ذرات آن را به دریا میپاشیم.
إِنَّمَا إِلهُکُمُ اللَّهُ الَّذِی لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً ۹۸
معبود شما تنها خداوندی است که جز او معبودی نیست، و علم او همه چیز را فرا گرفته است.
کَذلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَیْنَاکَ  مِن لَّدُنَّا ذِکْراً
این گونه بخشی از اخبار پیشین را برای تو بازگو میکنیم، و ما از نزد خود، ذکر ) و قرآنی ( به تو دادیم. ۹۹

مَّنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ  یَوْمَ الْقِیَامَهِ وِزْراً ۱۰۰
هر کس از آن رویگردان شود، روز قیامت بار سنگینی ) از گناه و مسوولیت ( بر دوش خواهد داشت!

خَالِدِینَ فِیهِ وَسَاءَ لَهُمْ  یَوْمَ الْقِیَامَهِ حِمْلاً ۱۰۱
در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند، و بد باری است برای آنها در روز قیامت!
یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ زُرْقاً ۱۰۲
همان روزی که در > صور < دمیده میشود، و مجرمان را با بدنهای کبود، در آن روز جمع میکنیم!
یَتَخَافَتُونَ  بَیْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْراً ۱۰۳
آنها آهسته با هم گفتگو میکنند، ) بعضی میگویند: (شما فقط ده شبانه روز ) در عالم برزخ ( توقف کردید. ) و نمیدانند چقدر طولنی بوده است! (
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ إِذْ یَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِیقَهً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا یَوْماً ۱۰۴
ما به آنچه آنها میگویند آگاه تریم، هنگامی که نیکو روش ترین آنها میگوید:> شما تنها یک روز درنگ کردید.

منبع قرآن سوره طه آیات ۹ تا ۱۰۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


سه × پنج =