سه شنبه , ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » پیامبران » داستان قرآنی و روایی مربوط به پیامبر «ارمیا» بعد از حضرت موسی (ع)

داستان قرآنی و روایی مربوط به پیامبر «ارمیا» بعد از حضرت موسی (ع)

[…]در تفسیر قمی ، از پدرش از نضر بن سوید از یحیای حلبی از هارون بن خارجه از ابی بصیر از ابی جعفر (علیه‏السلام‏) روایت آمده که فرمود : بنی اسرائیل بعد از در گذشت موسی مرتکب گناهان شده ، دین خدا را دگرگون نموده از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند ، در میان آنان پیامبری بود که به کارهای نیک امرشان ، و از کارهای زشت نهیشان می‏کرد ولی اطاعتش نمی‏ کردند ، و روایت شده که آن پیامبر ارمیا ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) بوده ، خدای تعالی به همین جرم ، جالوت را که مردی قبطی ( بومی مصر ) بود بر آنان مسلط نمود ، و او بنی اسرائیل را ذلیل کرده و مردانشان را به قتل رسانید ، و از سرزمینشان و اموالشان بیرون کرد ، و زنانشان را برده گرفت ، بنی اسرائیل نزد پیامبرشان شکایت برده و ناله و زاری کردند ، و گفتند : از خدای تعالی درخواست کن فرماندهی برای ما برانگیزد ، تا در راه خدا کارزار کنیم .

در آن روزگار نبوت همواره در یک دودمان و سلطنت در دودمانی دیگر بود ، و خدا هرگز نبوت و سلطنت را در یک دودمان جمع نکرده بود ، و به همین جهت بود که آن تقاضا را کردند ( و گرنه در خواست می‏ کردند خود آن پیامبر ، فرماندهی را بپذیرد ) ، پیامبرشان پرسید ، آیا اگر چنین فرماندهی برایتان معین شد و آنگاه جهاد بر شما واجب گشت قول می‏ دهید که از جهاد شانه خالی نکنید ؟ و یا چنین عزمی در خود نمی ‏بینید ؟ گفتند : ما چه بهانه و عذری داریم که در راه خدا قتال نکنیم ، با اینکه دشمن ما را از خانه بیرون رانده و از زن و فرزند دور ساخته است .

لیکن خدای تعالی به آن پیامبر خبر داد که اینان پشت به جنگ خواهند کرد ، و همینطور که پیشگوئی کرده بود شد ، همینکه جهاد بر آنان واجب شد ، به جز عده کمی از ایشان ، همه از جنگ اعراض و دوری نمودند ، و خدا به وضع ستمکاران دانا است ، و سرانجام پیامبرشان به ایشان گفت : خدای تعالی طالوت را مبعوث کرد ، تا فرمانده و پادشاه شما باشد .

بنی اسرائیل از بعثت طالوت خشمگین شده گفتند : او کجا و سلطنت کردنش بر ما کجا ؟ خود ما که سزاوارتر به سلطنت هستیم ، او نه ثروتی دارد و نه از دودمان لاوی است که باید نبوت در دودمان او باشد ، و نه از دودمان یوسف است که سلطنت همواره در آن دودمان بوده بلکه او از دوره ابنیامین برادر پدر و مادری یوسف است ، و دودمان او نه بیت نبوت بوده

و نه بیت سلطنت .

پیامبرشان در پاسخ گفت : خدای تعالی او را بر شما ترجیح داده و نیروی علمی و جسمی بخشیده ، و خدا ملک خود را به هر کس بخواهد می‏ دهد ، و او کسی است که هیچ چیزی جلوگیر بخشش او نمی‏ شود ، و کسی است که هر چه می ‏کند از روی علم و آگاهی است و طالوت ، همانطوری که صموئیل فرموده ، مردی قوی هیکل و داناترین مردم بنی اسرائیل بود ، ولی چیزی که هست اینکه مردی فقیر بود ، و بنی اسرائیل از همین خصلتش خرده گرفتند ، و گفتند : آخر او مال فراوانی ندارد ، پیامبرشان گفت : نشانه اینکه او از طرف خدا ، سلطان شما شده این است که آن تابوت را که سکینتی از پروردگارتان و بقیه‏ای از آنچه از آل موسی و آل هارون به جای مانده در آن است برای شما می‏آورد ، در حالی که ملائکه آن تابوت را حمل می ‏کنند .

و این تابوت همان صندوقی است که خدای تعالی بر ( مادر ) موسی نازل کرد و مادر موسی قنداق او را در آن نهاده و به دریا افکند ، و این صندوق همواره در بین بنی اسرائیل بود و از آن تبرک می‏ جستند و چون مرگ موسی فرا رسید ، الواح و زره خود را و آنچه از آیات نبوت داشت در آن نهاده و به وصی خود یوشع سپرد ، و این تابوت همچنان در بین ایشان بود تا آنکه آن را خوار و بی ارزش شمردند ، بطوری که بچه‏ها با آن بازی کردند .

بنی اسرائیل که تا آن روز در کمال عزت و شرف زندگی می‏ رکردند ، به خاطر اینکه راه گناه را پیش گرفته و به تابوت بی حرمتی کردند خدا آن تابوت را از بین برداشت .

این مساله ادامه داشت تا آن روزی که از ظلم جالوت ، جانشان به لب آمده ، و از پیامبر زمان خود درخواست کردند تا از خدا بخواهد فرماندهی بر ایشان برانگیزد و آنان در رکابش با کفار بجنگند ، در آن روزگار خدا دوباره تابوت را به ایشان برگردانید که قرآن در باره‏اش فرمود :وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَهَ مُلْکِهِ أَن یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ  فِیهِ سَکِینَهٌ مِن رَبِّکُمْ وَبَقِیَّهٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَى‏ وَآلُ  هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلاَئِکَهُ (بقره ۲۴۸)
و پیامبرشان بهآنها گفت:> نشانه حکومت او، این است که>صندوق عهد<به سوی شما خواهدآمد.(همان صندوقیکه) درآن،آرامشی از پروردگار شما، و یادگارهای خاندان موسی و هارون قراردارد، درحالیکه فرشتگان، آن را حمل میکنند.

، سپس فرمود : منظور از بقیه ذریه انبیاء است .

مؤلف : اینکه در روایت آمده بود ( و روایت شده که آن پیامبر ارمیا ( علی نبینا و آله و علیه السلام بوده ) ، خودش روایتی است که در وسط این روایت قرار گرفته ، و اینکه امام (علیه‏السلام‏) فرمود : ( همچنانکه خدای تعالی فرمود … ) منظورش این بوده که عده بسیاری از ایشان روی بر گردانیده و جز اندکی از آنان تسلیم حکم قتال نشدند .

و در بعضی از اخبار آمده است که این عده اندک شصت هزار نفر بودند ، و این روایت را قمی در تفسیرش از پدرش از حسین بن خالد از حضرت رضا و عیاشی از امام باقر (علیه‏السلام‏)
نقل کرده‏اند .

و اینکه فرمود : نبوت در دودمان لاوی و سلطنت در دودمان یوسف بود بعضی گفته‏ اند : سلطنت در دودمان یهودا بوده ، و این سخن مورد اعتراض قرار گرفته که قبل از طالوت و داود و سلیمان ( که بعد از طالوت بودند ) از دودمان یهودا کسی به سلطنت نرسیده و همین اعتراض مؤید آن مطلبی است که در روایات ائمه اهل بیت (علیهم‏ السلام‏) آمده که فرموده‏اند : سلطنت در دودمان یوسف بود ، چون کسی نمی ‏تواند سلطنت خود یوسف (علیه‏ السلام‏) را انکار کند .

و اینکه در آخر حدیث آمده : منظور از بقیه ذریه انبیاء است ، توهم و اشتباهی است از راوی ، که جمله ذریه انبیاء را تفسیر کلمه بقیه گرفته ، و حال آنکه این جمله در روایتی دیگر تفسیر جمله آل موسی و آل عمران واقع شده است ، مؤید این گفته ما ، روایتی است که در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏السلام‏) آمده : که شخصی از آن جناب پرسید : جمله بقیه مما ترک آل موسی و آل هرون تحمله الملائکه چه معنائی دارد ؟ فرمود : منظور از آل موسی و آل هارون ، ذریه انبیاء است .

و در کتاب کافی از محمد بن یحیی از محمد بن احمد از محمد بن خالد و حسین بن سعید از نضر بن سوید از یحیای حلبی از هارون بن خارجه از ابی بصیر از امام ابی جعفر (علیه‏السلام‏) روایت آمده که در ضمن حدیثی فرمود : آن عده قلیلی که در داستان طالوت از آب نهر ننوشیدند ، سیصد و سیزده نفر بودند .

پس لشگر طالوت دو طائفه شدند ، یک عده آنهائی که با مشت خود از آب نهر نوشیدند ، و عده دیگر آنهائیکه ننوشیدند ، همینکه در برابر لشگر جالوت قرار گرفتند ، آنهائیکه آب نهر را نوشیده بودند گفتند :  لاَ طَاقَهَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ (بقره ۲۴۹)و آنهائی که از آن ننوشیدند گفتند : کَمْ مِن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ (بقره ۲۴۹ )

مؤلف : و اما اینکه باقی ماندگان با طالوت سیصد و سیزده نفر ، و به عدد مجاهدین در جنگ بدر بودند ، مطلبی است که روایات بسیاری از طرق خاصه و عامه بر طبقش وارد شده ، و اما اینکه گویندگان لا طاقه لنا … آنهائی بوده‏اند که مشتی آب نوشیدند و گویندگان کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره … آنهائی بوده‏اند که اصلا آب ننوشیدند ، […]

ترجمه المیزان ج : ۲ص : ۴۴۹ الی ۴۵۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


18 − 4 =