دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » در تواریخ و اسطوره‏ های سایر ملل در باره طوفان چه آمده است ؟

در تواریخ و اسطوره‏ های سایر ملل در باره طوفان چه آمده است ؟

[…] صاحب المنار در تفسیر خود می‏گوید در تواریخ امت‏های قدیم نیز جسته و گریخته ذکری از مساله طوفان آمده ، بعضی از آنطباطبایی7 سخنان با مختصر اختلافی مطابق با خبری است که در سفر تکوین تورات آمده و بعضی دیگر با مختصر توافقی مخالف آن است .

و از همه اخبار نزدیک‏تر به خبر سفر تکوین ، اخبار کلدانیان است ، و اینان همان قومی هستند که حادثه نوح در سرزمینشان رخ داد برهوشع و یوسیفوس از این قوم نقل کرده‏اند که زمانیکه زیزستروس بعد از اینکه پدرش اوتیرت از دنیا رفت ، در عالم رؤیا دید که – به او گفتند – به زودی آبها طغیان می‏کند ، و تمام افراد بشر غرق می‏شوند ، و به او دستور دادند که سفینه‏ای بسازد تا به وسیله آن خودش و اهل بیت و خواص و دوستانش را از غرق شدن حفظ کند ، او نیز چنین کرد ، و این روایت بدین جهت که طوفان را مخصوص دوران جبارانی دانسته که فساد را در زمین گسترش دادند و خدا آنان را با عذاب طوفان عقاب کرد ، مطابق روایت سفر تکوین است .

بعضی از انگلیسی‏ها به الواحی از آجر دست یافتند که در آن این روایت با حروف میخی نوشته شده و متعلق به دوره آشور بانیپال بود ، یعنی حدود ششصد و شصت سال قبل از میلاد مسیح بوده و خود آن از نوشته‏ای متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد نقل شده بود ، در نتیجه نمی‏تواند از سفر تکوین تورات گرفته شده باشد چون قدیمی‏تر از آن بوده است .

یونانیها نیز خبری از طوفان ، روایت کرده‏اند و این خبر را افلاطون در کتابش به این مضمون آورده که : کاهنان مصری به سولون – حکیم یونانی – گفتند : آسمان ، طوفانی در زمین بپا کرد که وضع زمین را به کلی تغییر داد و چند نوبت و به طرق مختلف بشر روی زمین هلاک گردید ، و این امر باعث شد که انسانهای عصر جدید هیچ اثر و معارفی از آثار انسانهای

ترجمه المیزان ج : ۱۰ص :۳۸۴

قبل از خود را در دست نداشته باشند مانیتون داستان طوفان را آورده و تاریخ آن را بعد از هرمس اول که بعد از میناس اول بوده ذکر کرده است ، و به حسب این نقل نیز ، تاریخ طوفان قدیم‏تر از تاریخی است که تورات برای آنان ذکر کرده .

و از قدمای یونان روایت شده که در قدیم طوفانی عالم‏گیر حادث شد و همه روی زمین را فرا گرفت ، تنها دوکالیون و همسرش بیرا از آن نجات یافتند .

و از قدمای فرس – ایرانیان – نیز روایت شده که گفته‏اند خدا طوفانی بپا کرد و زمین را که به دست اهریمن – خدای شرور – مالامال از فساد و شر شده بود غرق کرد ، و گفته‏اند که این طوفان نخست از داخل تنوری آغاز گردید ، تنوری که در خانه عجوزه ( زول کوفه ) واقع بود و این عجوزه همیشه نان خود را در این تنور می‏پخت ، و لیکن مجوسیان منکر طوفانی عالم‏گیر بوده و گفته‏اند که طوفان مورد بحث تنها در سرزمین عراق بوده و دامنه‏اش تا به حدود کردستان نیز کشیده شده بود .

قدمای هند نیز وقوع طوفان را ثبت کرده و آن را به شکلی خرافی روایت کرده و هفت بار دانسته‏اند ، و در باره آخرین طوفان گفته‏اند : پادشاه هندیان و همسرش در یک کشتی عظیم که آن را به امر الله خود فشنو ساخته و با میخ و لیف خرما محکم کرده بود نشستند و از غرق نجات یافتند ، و این کشتی بعد از طوفان و فروکش شدن آب بر کوه جیمافات – هیمالیا – به زمین نشست .

ولی برهمی‏ها مانند مجوسیان منکر طوفانی عمومی هستند که همه سرزمین هند را گرفته باشد ، و مساله تعدد وقوع طوفان از ژاپنی‏ها و چینی‏ها و برزیلی‏ها و مکزیکی‏ها ، و اقوامی دیگر نیز روایت شده ، و همه این روایات متفقند در اینکه سبب پیدایش این طوفان ظلم و شرور انسانها بوده ، که خدای تعالی آنان را به این وسیله عقاب کرده است .

در کتاب اوستا که کتاب مقدس مجوسیان است در نسخه‏ای که به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس چاپ شده آمده است که اهورامزدا به ایما ( که به اعتقاد مجوسیان همان جمشید پادشاه است ) وحی کرد که به زودی طوفانی واقع خواهد شد و همه زمین غرق خواهد گشت ، و به او دستور داد تا چهاردیواری بسیار بلندی بسازد بطوری که هر کس داخل آن قرار بگیرد از غرق شدن محفوظ بماند .

و نیز به او دستور داد تا از زنان و مردانی که صالح برای نسل باشند جماعتی را برگزیده و در آن چهار دیواری جای دهد ، و همچنین از هر جنسی اجناس

ترجمه المیزان ج : ۱۰ص :۳۸۵

مختلف حیوانات یک نر و ماده داخل چهار دیواری کند ، و در داخل چهار دیواری اطاقها و سالن‏هایی در چند طبقه بسازد تا انسانهایی که در آنجا جمع می‏شوند در آن اطاقها منزل کنند ، و همچنین حیوانات و جانوران و مرغان نیز در آن جای داشته باشند ، و نیز به وی دستور داد تا در داخل آن چهار دیواری ، درختان میوه‏ای که مورد حاجت مردم باشد بکارد و حبوباتی که مایه ارتزاق جانداران است کشت و زرع کند تا در نتیجه زندگی به کلی از روی زمین قطع نشود و کسانی باشند که در آینده زمین را آباد کنند .

و در تاریخ ادب هند بطوری که عبد الوهاب نجار در قصص الانبیای خود آورده ، در باره داستان نوح آمده : در هنگامی که مانو ( پسر اله به اعتقاد وثنی مسلک‏ها ) داشت دست خود را می‏شست ، ناگهان یک ماهی به دستش آمد که مایه دهشت وی شد ، چون ماهی سخن می‏گفت و از او می‏خواست که وی را از هلاکت نجات دهد و به او وعده می‏داد که اگر چنین کند او نیز مانو را در آینده از خطری عظیم نجات می‏دهد ، و آن خطر عظیم و عالم‏گیر که ماهی از آن خبر می‏داد عبارت بود از طوفانی که به زودی همه مخلوقات را هلاک می‏کند ، و بنا بر این شرط ، مانو آن ماهی را در مرتبان حفظ کرد .

وقتی ماهی بزرگ شد به مانو از سالی خبر داد که در آن سال طوفان واقع می‏شود ، و سپس راه نجات را نیز به او آموخت و آن این بود که کشتی بزرگی درست کند و هنگام بپا شدن طوفان داخل آن کشتی گردد ، و می‏گفت من تو را از طوفان نجات می‏دهم ، در نتیجه مانو دست به کار ساختن کشتی شد ، و ماهی آنقدر بزرگ شد که دیگر در مرتبان جای نگرفت و به ناچار مانو آن را به دریا افکند .

چیزی نگذشت که طوفان همانطور که ماهی گفته بود آمد و وقتی مانو داخل کشتی می‏شد دوباره ماهی نزد او آمد و کشتی مانو را به شاخی که بر سر خود داشت بست و آن را به طرف کوههای شمالی کشید و در آنجا مانو کشتی را به درختی بست و چون آب فروکش نمود و زمین خشک شد مانو تنها ماند . […]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


15 − ده =