پنج شنبه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » دعوت به سجود می شوند، اما نمی توانند (سجودکنند)

دعوت به سجود می شوند، اما نمی توانند (سجودکنند)

[…]  وَیُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلاَ یَسْتَطِیعُونَ (قلم۶۸ آیه ۴۲)
و دعوت به سجود می شوند، اما نمیتوانند (سجودکنند).

– مراد از سالم بودن ، سالم بودنشان از آفات و امراضی است که در آن روز به خاطر استکبار ، گریبانشان را گرفت و نگذاشت حق را بپذیرند ، و یا منظور مطلق استطاعت و قدرت بر سجود در دنیا است ، می‏فرماید : آن روز که دعوت می‏شدند در برابر خدای سبحان سجده کنند با اینکه سالم بودند و می‏توانستند سجده کنند و بهترین تمکن را داشتند سجده نکردند و به دعوت انبیا اعتنا ننمودند .بعضی گفته‏ اند : منظور از سجود نماز است .

ولی درست نیست ، ( چون دلیلی بر آن نیست) .

فَذَرْنِی وَمَن یُکَذِّبُ بِهذَا الْحَدِیثِ (قلم ۶۸ آیه ۴۴)
اکنون مرا با آنها که این سخن را تکذیب میکنند واگذار!

منظور از کلمه بِهذَا الْحَدِیثِ قرآن کریم است ، و جمله فَذَرْنِی وَمَن یُکَذِّبُ … ، کنایه است از اینکه خدای تعالی به تنهایی برای عذاب آنان کافی است ، و دست از ایشان بر نخواهد داشت ، و این تعبیر خود نوعی تسلیت برای رسول خدا (صلی‏الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلّم‏) ، و تهدیدی برای کفار نیز هست .

سَنَسْتَدْرِجُهُم مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ (قلم ۴۴)
ما آنانرا از آنجا که نمیدانند بتدریج به سوی عذاب پیش می بریم.

 این جمله ، جمله‏ای است استینافی و مستقل ، و در آن کیفیت أخذ خدا و عذاب کردنشان را بیان می‏ کند ، عذاب کردنی که اجمالش از آیه فَذَرْنِی … استفاده می ‏شد ، و کلمه استدراج که مصدر فعل نَسْتَدْرِجُهُم است ، به این معناست که درجه کسی را به تدریج و خرده خرده پایین بیاورند ، تا جایی که شقاوت و بدبختیش به نهایت برسد و در ورطه هلاکت بیفتد ، خدای تعالی وقتی بخواهد با کسی چنین معامله‏ ای بکند ، نعمت پشت سر نعمت به او می‏دهد ، هر نعمتی که می‏دهد به همان مقدار سرگرم و از سعادت خود غافل می‏شود ، و در شکر آن کوتاهی نموده ، کم کم خدای صاحب نعمت را فراموش می‏کند ، و از یاد می‏برد.

پس استدراج ، دادن نعمت دنبال نعمت است به متنعم تا درجه به درجه پایین آید ، و به ورطه هلاکت نزدیک شود ، و قید مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ برای این است که این هلاکت از راه نعمت فراهم می‏ شود ، که کفار آن را خیر و سعادت می‏ پندارند ، نه شر و شقاوت .

وَأُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ (قلم ۶۸ آیه ۴۵)
و به آنها مهلت (باز گشت) می دهم، چرا که نقشه های من محکم و دقیق است.

 کلمه املاء که فعل املی از آن مشتق شده به معنای مهلت دادن است ، و کلمه کید به معنای نوعی حیله‏گری است ، و کلمه متین به معنای قوی و محکم است .

و معنای آیه این است که : من به کفار مهلت می‏دهم تا در نعمت ما با گناه بغلتند ، و هر جور دلشان خواست گناه کنند ، که کید من قوی است .

و اگر در این آیه سیاق را از ما که عظمت را می‏رساند و می‏ فهماند به هر نعمت ملکی موکل است به من برگردانیده ، در آیه قبلی می‏فرمود : ما چنین و چنان می‏کنیم ، و در این آیه می‏فرماید : من چنین و چنان می‏کنم ، برای این است که املا و مهلت دادن همان تاخیر أجل است ، و در قرآن کریم هر جا سخن از اجل به میان آمده ، به غیر خدای سبحان نسبتش نداده ، مثلا فرموده :  أَجَلٌ مُسَمّىً عِندَهُ ثُمَّ  أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (انعام ۶ آیه ۲)
و اجل حتمی نزد اوست( و فقط او از آن آگاه است (. با این همه، شما ) مشرکان در توحید و یگانگی و قدرت او، ) تردید می کنید..

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِن مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ (قلم ۴۶)
یا اینکه تو از آنها مزدی میطلبی که پرداختش برای آنها سنگین است؟!

کلمه مغرم به معنای غرامت است ، و کلمه اثقال – به کسر همزه – به معنای تحمیل ثقل است ، و این جمله عطف است بر جمله أَمْ لَهُمْ شُرَکَاءُ … ، و معنایش این است که شاید تو از این مجرمین که حکم کرده‏ اند به اینکه در قیامت با مسلمین یکسانند ، مطالبه اجر کرده‏ ای ، و ایشان فکر کرده‏ اند در برابر دعوت تو باید مزد سنگینی بپردازند ، و بدین جهت برای خلاصی از آن غرامت این حرفها را می‏زنند ، نه اینکه راستی سخنی جدی بوده باشد […].

ترجمه المیزان ج : ۱۹ص : ۶۴۴ و ۶۴۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


7 − شش =