چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » دین در همه ادوار بشرى یکى است و آن عبارت است از اسلام و تسلیم شدن براى خدا و استنکاف نکردن از عبادت او

دین در همه ادوار بشرى یکى است و آن عبارت است از اسلام و تسلیم شدن براى خدا و استنکاف نکردن از عبادت او

یحْکُمُ بهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا
در این جمله اگر نبیین را به اسلام که همان تسلیم شدن در برابر خداى تعالى است و تسلیم شدن هم از نظر قرآن عبارت است از همان دین توصیف کرد براى این بود که اشاره کرده باشد به اینکه دین در همه ادوار بشرى یکى است و آن عبارت است از اسلام و تسلیم شدن براى خدا و استنکاف نکردن از عبادت او و اینکه احدى از مؤ منین به خدا به اینکه تسلیم خدا است و به اصطلاح مسلمان به معناى عام است نمى تواند از قبول حکمى از احکام خدا و شریعتى از شرایع او را نپذیرد و از پذیرفتن آن استکبار کند.
وَ الرَّبَّنِیُّونَ وَ الاَحْبَارُ بِمَا استُحْفِظوا مِن کِتَبِ اللَّهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ شهَدَاءَ
یعنى : ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نورى است که انبیا که تسلیم خدا بودند براى یهودیان به آن هدایت و نور حکم مى کردند و نیز ربانیان و یا علمائى که از هر چیزى بریدند و در علم و عمل فقط به خدا پیوستند و یا کسانى که تربیت بشر به ایشان و علم ایشان محول شده البته این معناى دوم بنابراین است که کلمه ربانیان از رب و یا تربیت مشتق شده باشد و همچنین احبار یعنى خبرگان از علماى یهود به آن هدایت و نور، حکم مى کردند چون خداى تعالى از آنان خواسته بود بدانچه او دستور مى دهد و از آنان خواسته حکم کنند و آن این بود که از کتاب خدا احکامش را نگهبان باشند و به همین جهت که نگهبانان احکام خدا و حاملین آنند شاهدان بر کتاب خدا شدند تا در نتیجه تغییر و تحریفى در کتاب خدا رخ ندهد چون به فرض که دشمنان در تورات نوشته شده ، قلمى ببرند و تحریفى بکنند تورات تحریف نمى شود چون در سینه این احبار و علماى ربانى محفوظ است بنابراین جمله : (( وَ کانُوا عَلَیْهِ شهَدَاءَ )) به منزله نتیجه است براى جمله : (( بِمَا استُحْفِظوا )) و معناى مجموع دو جمله این است که علماى ربانى و احبار و خبرگان یهود مامور شده بودند به حفظ تورات تا در نتیجه حافظ آن و شاهد بر آن باشند هر جا اختلافى پدید آمد که فلان حکم از تورات است یا نه اینان که تورات را از بردارند شهادت دهند که هست یا شهادت دهند که نیست .

و این معنائى که ما براى شهادت کردیم همان چیزى است که سیاق آیه به آن اشاره مى کند ولى بسا از مفسرین که گفته باشند مراد از شهادت شهادت بر حکم پیامبر اسلام در مورد رجم است و اینکه حکم رجم و سنگسار در تورات هم ثابت است و یا گفته باشند: مراد شهادت بر کتاب است و اینکه این تورات از ناحیه خداى یگانه اى نازل شد که احدى شریک او نیست . لیکن از جهت سیاق و زمینه گفتار هیچ شاهدى بر این دو معنا وجود ندارد.

ترس و طمع مانع بیان آیات الهى و احکام خدا نشود
فَلا تَخْشوُا النَّاس وَ اخْشوْنِ وَ لا تَشترُوا بِئَایَتى ثَمَناً قَلِیلاً …
این جمله به شهادت اینکه حرف (( فاء )) که کارش تفریع است بر سر آن آمده نتیجه گیرى و تفریع بر جمله : (( إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاهَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا…  (مائده ۴۴) )) است و چنین معنا مى دهد: (( حال که معلوم شد تورات از ناحیه ما نازل شده و مشتمل بر شریعتى است که انبیا و ربانیان و احبار با آن شریعت بین شما حکم مى کنند پس زنهار که چیزى از آنرا کتمان کنید و به انگیزه ترس و یا طمع احکام آنرا تغییر دهید اما انگیزه ترس به اینکه از مردم بترسید و پروردگار خود را فراموش کنید، نه چنین مکنید بلکه تنها از خدا بترسید که دیگر از مردم نخواهید ترسید و اما انگیزه طمع به اینکه (( آیات خدا را در برابر بهائى اندک بفروشید )) را کنار بگذارید زیرا مال و جاه دنیوى امرى است زایل و باطل .
البته احتمال هم دارد که جمله مورد بحث تفریع بر آن قسمت که گفتیم نباشد بلکه از نظر معنا تفریع باشد بر جمله : (( بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء (مائده ۴۴) )) چون جمله اى که گفتیم در حقیقت به معناى پیمان گرفتن از ربانیین و علما و احبار است که تورات را حفظ کنند و اینکه شاهد بر آن باشند و آنرا تغییر ندهند و در اظهار آن از غیر خدا نترسند و با فروختن احکام آن بهاى اندک دنیا را نخرند همچنانکه در جاى دیگر همین معنا را به صراحت آورده و فرموده : (( و اذ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا(آل عمران ۱۸۷) )) و نیز فرموده : (( فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْکِتَابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنَا وَإِن یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ یَأْخُذُوهُ أَلَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِم مِّیثَاقُ الْکِتَابِ أَن لاَّ یِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِیهِ وَالدَّارُ الآخِرَهُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (اعراف ۱۶۹) ،وَالَّذِینَ یُمَسَّکُونَ بِالْکِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَهَ إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ (اعراف ۱۷۰) )) .

و بعید نیست این معناى دوم با آیات بعد که مشتمل بر تاکید و تشدید است مناسبتر باشد چون در آیه ۴۴ مى فرماید: (( وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ  (مائده ۴۴) : و کسانى که بدانچه خدا نازل کرده حکم نمى کنند کافرانند )) .

ترجمه تفسیر المیزان جلد ۵ صفحه : ۵۶۲ و ۵۶۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


پنج × 3 =