پنج شنبه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » زندگینامه سردار شهید عسگر خلفی

زندگینامه سردار شهید عسگر خلفی

به نام خدا

زندگینامه سردار شهید عسگرخلفی در ۱۹ بند به صورت زیرتنظیم شده است:
Copy of عسکر خلفی
( منبع : سایت www.serr.ir )

تولد

پیشتازی در انقلاب

زمان شناسی

همت والا و عالی

الگوگیری از حرکت های اسلامی

تحلیل گری نافذ

در رابطه با مخالفان و ضد انقلاب خارجی

جوان گرا یی و آینده نگری

شهادت طلبی

اخلاص و معنویت

توجه به نماز اول وقت

تبعیت محض از ولایت فقیه

اداء حق شهدا

ظرفیت و سعه صدر و خوش رفتاری

تشکیلاتی و جمعی بودن

اعتقاد به روحانیت اصیل

حریص بودن به فراگیری علم

اهمیت دادن به سرمایه انسانی

خوشرو و اهل مزاح بودن

تولد:

شهید خلفی در سال ۱۳۳۹ در روستای کشکسرای از توابع شهرستان مرند در یک صبحگاه ودر زمان طلوع فجر چشم به جهان گشود.ودر دوران تحصیل در ابتدایی در مدرسه رازی کشکسرای از شاگردان ممتاز و خوش اخلاق و خوشنام بود .درهمان اوایل جوانی با نماز انس گرفته و اهمیت والایی برای اقامه این فریضه از خود نشان می داد.و در دوران ابتدایی با توجه به مشکلاتی که در زندگی آنان وجود داشت به فراگیری فرشبافی پرداخت و در مدت زمان کوتاهی استاد این فن شد و بعد از اتمام دوران ابتدایی دوره راهنمایی را در شهر مرند به تحصیل مشغول شد وبا مساعدت برادر بزرگش حسن خلفی تلاشهای شبانه روزی برای معاش زندگی خود انجام می دادند. از همان دوران کودکی به ورزش بویژه ورزش فوتبال علاقه وافر داشتند در مدرسه کاپیتان تیم منتخب مدرسه بودند ودر روستا نیز به فوتبال می پرداخت .به خاطر هوش و زکاوت وچابکی از اعضای اصلی تیم فوتبال روستا شد وبا توجه به خوش رفتاری وخوش خلقی که داشتند در مدت کوتاهی آوازه او در کشکسرای و مرند پخش شد لذا از طرف هیئت فوتبال شهرستان مرند برای تیم منتخب شهرستان مرند دعوت شدند و بعدا از اعضای اصلی تیم منتخب شهرستان مرند شدند و دوستان زیادی از این طریق یافتند که بعدا در جریانات انقلاب اسلامی موثر شدند ودر مسابقات فوتبال ضمن بازی جوانمردانه از خشونت وعصبانیت ورزشی به دور بود وبین اعضای تیم از نظر اخلاقی زبانزد دوستان بود.این ارتباط ورزشی توانست سالم ترین روابط را در آن فضای طاغوتی بین بچه های انقلاب بوجود آورد.

پیشتازی در انقلاب

با آگاهی از مبارزات حضرت امام خمینی(ره) آتش زیر خاکستر در عمق وجودی شهید خلفی شعله ور شد لذا با تشکیل جلسات وکلاسهای آموزشی و حضور مداوم در آنها آگاهی بخشی به جامعه  را در دستور کار خود قرار داد و با عهد وپیمانی که با برادران مومن ،منعقد و مبارزه علیه طاغوت را شروع کردند و از همان اوان ، خود را برای جهاد در راه خدا ،شهادت در راه آزادی کشور از دست بیگانگان ، وقف مبارزه کرد وبا تشکیل گروههای کاری ، مطالعات عمیق ایدئولوژی با برخی از دوستان ،اعضای هسته اصلی مبارزه درکشکسرای و مرند را شکل دادند و با افشاگریها علیه رژیم طاغوت در دبیرستان و مدارس دیگر ،در برنامه ریزی علیه طاغوت فعالانه شرکت نمود و آنها را راهنمائی می کرد و در اولین تظاهرات منطقه که علیه شاه صورت پذیرفت حضور فعال داشت واز جمله هدایت کنندگان تظاهرات در کشکسرای و مرند بود.در دوران انقلاب اسلامی با روشنگریهای شهید خلفی و دوستانش ،توانستند تعداد کثیری از مردم را به طرف انقلاب کشانده وبا پخش اعلامیه ها وکتابهای حضرت امام خمینی (ره) وشهید مطهری نقش جدی ایفاء نمایند و در این مبارزه شب و روز نمی شناختند. بعد از روشن شدن جرقه های انقلاب اسلامی ،پیروزی اولیه آن ، جریانات سیاسی خط خود را به مرور از خط روحانیت و ولایت جدا می نمودند، در این میان اوایل سال ۵۸ اولین گروه که خط خود را از امام و روحانیت جدا نمودند منافقین بودند که در جریان مبارزه ، حضور فعال داشته وسخنرانیهای آتشین علیه رژیم می نمودند و همزمان جریان انحرافی را در کشکسرای سازماندهی می کردند.

از تیرماه سال ۵۸ خط فکری آنان برای شهید خلفی و دوستان ایشان آشکار شد و جلسات مناظره در مسجد امام حسین(ع) ،امام رضا (ع) وحضرت ابوالفضل (ع) کشکسرای تشکیل دادند و در برخی از این مناظره ها افرادی از شهرستان برای قضاوت حضور می یافتند بالاخره با افشاگریهای شهید خلفی و دوستان دیگر که پیرو خط امام بودند افراد این جریان انحرافی از کشکسرای فرار نمودند و توان مقابله با نیروهای انقلاب را پیدا نکردند و این مبارزه علیه منافقین به مرند کشیده شد مباحثاتی که در مرند برگزار گردید باز در مرند توان مقابله را درخود ندیدند و بسیاری از آنها از مرند به تبریز و جاهای دیگر رفتند اوج این مبارزات در اولین انتخابات ریاست جمهوری بود ، درست زمانی که رجوی ، بنی صدر ، حبیبی و مدنی و . . . نامزد ریاست جمهوری شده بودند.گروههای طرفدار رجوی بصورت فعالانه با تشکیل جلسات سخنرانی وپخش عکس و پوستر وعکس برخی از شهدای آنان به تبلیغ رجوی پرداختند واین جریان منجر به بررسیهای بیشتر توسط شهید خلفی و دوستان گردید این درست زمانی بود که سعادتی جاسوس شوروی عضو فعال منافقین دستگیر و زندانی شده بود در کل کشور طرفداران منافقین علیه نظام متحد شدند همزمان با این مبارزات سخت وشکننده جریانات طرفدار غرب بویژه لیبرال ها و نهضت آزادی خط خود را با حضرت امام خمینی(ره)جدا نمودند واحساس گردید که دشمنان بویژه آمریکا در فکر  اقدامات جدی علیه انقلاب اسلامی می باشند ولیبرالها که هم از سوی انقلابیون تحت فشار بودند ،تلاشهای زیادی بعمل آوردند وباترفند های تبلیغی و از سوی دیگر فشارهای بین المللی علیه ایران ،فشاربرعلیه انقلاب اسلامی افزایش یافته بود. چون با انقلاب اسلامی، ایران از گردونه غرب خارج شده بود و شوروی که قطب دیگر نظام بین المللی بود و رابطه قوی با شاه برقرار کرده بود انقلاب اسلامی را بر نمی رفت تا اینکه برای نیروهای انقلاب اسلامی مسجل شدکه منشا همه توطئه های تجزیه طلبان در کردستان ، سیستان و بلوچستان ، خوزستان و ترکمن صحرا  ، توسط آمریکا هدایت می شود همزمان با تصرف لانه جاسوسی در تهران کنسولگری آمریکا در تبریز توسط نیروهای انقلابی به تصرف در آمد. شهید خلفی در آگاهی بخشی به دانشجویان نقش خوبی را ایفا نمود . بعد از تسخیر و زیر فشار قرار گرفتن لیبرالها در ایران ، دولت بازرگان ناچار به استعفا گردید و با افشای اسناد لانه جاسوسی پیش بینی های مبارزین درست از آب درآمد بعد از آن شورای انقلاب برای برگزاری انتخابات اقداماتی انجام داد این تحولات همزمان با فعالیتهای حزب خلق مسلمان و تمامی ضد انقلابیون علیه انقلاب بود . فعالیتهای بسیار گسترده در سطح آذربایجان اتفاق افتاد و منجر به تصرف صدا و سیما و بخشهایی از دانشگاه و…گردید، در این وضعیت شهید خلفی و دوستان احساس کردند که انقلاب به خطر افتاده به تلاش گسترده ای برای مقابله با این جریان انحرافی در تربیت معلم و دانشگاه ،مبارزاتی به عمل آوردند. شهید خلفی و دوستان دیگر برای مقابله با جریانات که تلفیقی از منافقین ، خلق مسلمان ، چریکهای فدایی خلق اقلیت ، اکثریت ،پیشگام و … کمر همت بستند و راه مبارزه جدی و بی امان را شروع کردند با بحثها و سخنرانیها ، جمع کردن طومار ، سازماندهی راهپیمائیها درکشکسرای ، مرند و تبریز اولین گامها را برای افشای این جریانات برداشتند و جانانه برای دفاع ازانقلاب اسلامی سر از پا نشناختند و با پشتیبانیهای مردمی و راهنمائیهای شهید مدنی و برخی از ارگانهای انقلابی ، دادستانی انقلاب تبریز با فعالیتهای گسترده دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز و بسیج کردن طرفداران حضرت امام خمینی ( ره ) با تصرف حزب خلق مسلمان و صدا و سیما غائله فروکش کرد .و با اعلام انقلاب فرهنگی دانشگاه تبریز  به تصرف نیروهای انقلاب درآمد شهید خلفی در همه این مراحل نقش بارزی را ایفا نمودند. بعد از جریانات خلق مسلمان و منافقین و مبارزه با حزب توده و عوامل وابسته به آنها در شهرستان مرند از ابتدای انقلاب انقلابیون دچار دو جریان خلاف خط امام گردیده بود خط اول انجمن حجتیه و طرفداران آنها و طرف مقابل جنبش مسلمانان به عنوان مخالفین آنها مطرح بود و این دو جریان قبل از انقلاب تفکرات خود را در تحولات انقلابی نشان دادند . انجمن حجتیه که دوران طولانی در کشور شکل گرفته بود و مبنای خود را بر جدایی دین از سیاست پایه گذاری نموده بود در جریانات انقلاب،سعی می نمود از روحانیت غیر طرفدار امام حمایت نمایدکه این جریان به علت مقدس مآبی در جامعه نفوذ زیادی پیدا کرده بود .بخشی از نیروهایی که در جمع آنها شرکت می کردند ، با دیدن مخالفت آنها با انقلاب و روحیه انقلابی از آنها جدا شده و برخی دیگر که انقلابی بودند هیچگونه همکاری با انجمن حجتیه و طرفداران آنها نداشتند تلاشهای جدی علیه رژیم انجام دادند تا این که انقلاب پیروز گردید . این دو جریان که درظاهر،در مقابل هم صف آرایی می کردند ، مانع حرکت اصیل طرفداران حضرت امام بودند. این وضعیت باعث شد تعدادی از نیروهای اصیل انقلاب که با هر دو جریان مخالف بودند با هماهنگی امام جمعه تلاش نمودنداز هر دو جریان ،نیروهای انقلابی را جدا نموده و خط امام را در شهرستان مرند و حومه شکل دهند اما با تشکیل نهادهای انقلاب،بخشی از سمپاتهای جریان حجتیه ،برخی از ادارات را بدست گرفتند و جریان دوم بخش دیگری از نهادها راتصاحب نمودند و این وضعیت باعث شد نیروهای مستقل انقلابی و طرفدار امام احساس خطر نمایند که این امرباعث شد بخش عمده ای از نیروهای انقلابی بعد از تغییر و تحول در انجمنهای اسلامی گردهم آیند و با تشکیل اتحادیه انجمن های اسلامی که با هماهنگی رجایی و باهنر صورت می گرفت ، این حرکت ضربات سنگینی بردو خط مذکور وارد ساخت که یکی از مؤسسین اتحادیه انجمنهای اسلامی و هادیان این جریان اصیل انقلابی ، شهید خلفی بود که در آن زمان علاوه بر سپاه پاسداران (واحد آموزش) مسئولیت گزینش آموزش و پرورش را برعهده داشت بعد از مخالفتهای آشکار این جریان انقلابی تهمت های زیادی توسط هر دو جریان علیه ایشان شکل گرفت تا جایی که با انجمن حجتیه مبارزه می کرد آنها ایشان را جنبشی قلمداد کردند و علیه ایشان اقدامات تبلیغی و ترور شخصیت انجام دادند بعد از مدتی که مبارزه با جنبشی ها را شروع کرد جنبشی ها به او مارک طرفدار حجتیه زدند بعد از مدتی این جریانات نتوانست در مقابل خط اصیل انقلاب ایستادگی نماید . هر دو جریان به ویژه انجمن حجتیه و طرفداران آنان وی را وابسته به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خواندند و بعد از مدت زیادی دیدند ایشان فردی مستقل و دارای گرایش مستقل می باشد، تهمت تندروی و خارج از تعادل را به همراه هزاران شایعه خرد و کلان ،نثار ایشان نمودند اما ایشان با اتکاء به خداوند متعال و ولایت با توان علمی و تحلیلی قوی که داشتند خم به ابرو نیاورد و سرافرازانه از گردونه این تحولات خارج شد و با تلاشهایی که انجام داد ایشان به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان شبستر انتخاب گردید و تلاش زیادی برای اتحاد سپاه با روحانیت اصیل و امام جمعه شبستر نمود از آن جمله هماهنگی کامل با حاج آقا عالمی امام جمعه شبستر بود که در سخنرانی بعد از شهادتش ، به صداقت ، پاکی ، آگاهی ، توانمندی ، سلوک و فرماندهی قوی او اشاره نمودند.

زمان شناسی :

شهید خلفی در فصل بسیار حساس از تاریخ انقلاب اسلامی ، در میان وظائف گوناگون و دارای مراتب مختلف ،وظیفه اصلی را باز شناخت و آن را به انجام رسانید. او در شناخت چیزی که آن روزها انقلاب اسلامی به آن احتیاج داشت دچار توهم و اشتباه نشد و آن بصیرت و شناخت امام ( ره ) بود وی درفهم به موقع اشتباه نکرد او تلاشهای مختلف می نمود وبه مجرد اینکه خط امام ومسیرامام را تشخیص داد برای فداکاری در این راه آماده شد و این را از اهداف و محور کار وتکلیف خود قرار داد. ارزش و عظمت شهیدخلفی به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی بود. کار او، تصمیم او ونوع مبارزه او، به او این عظمت را می بخشید بخش عمده این عظمت به خاطر این است که او موقعیت را می شناخت و با جدیت تلاش می نمود در هر یک از موقعیت های قبل از انقلاب ، حین انقلاب و بعد از انقلاب ، بر اساس شناخت از شرایط زمانی و مکانی تصمیم می گرفت و راه خود را انتخاب می کرد وامام خود راتنهانمی گذاشت و راه او را، که نه غربی بود و نه شرقی بودو نه غربگرایی بود و نه شرقگرایی شناخت لذا  نه وابسته به گروههای غربگرا بود و نه وابسته به گروههای شرق گرا ، بلکه اسلام ناب محمدی که همان خط صحیح امام خمینی (ره) بود تشخیص داد و آگاهانه انتخاب کرد و به آرزوی دیرین خود که همانا شهادت بود رسید .

همت والا و عالی :

همت والا یکی از الطاف الهی برای هر انسانی است که در اثر تربیت سخت انسانی به فضیلت می رسد شهید خلفی در اثر سختیهای زندگی در مراحل اوان کودکی ،استعداد همتش را شکوفا کرد. او درکنارتحصیل خود ،در فعالیت قالی بافی مشغول گردید و در کوتاه ترین مدت یک استاد ماهر گردید و تعداد زیادی با استفاده از تخصص ایشان راه تکامل را طی کرده و به استادان خوبی تبدیل شدند. هم از این طریق هزینه های تحصیل را جبران می کرد و هم به خانواده شان مساعدت می نمود . و هم در خرج دسترنج خود قناعت می نمود همزمان با فعالیتهای انقلابی که تحصیل را برای هر انسانی سخت می نماید ایشان باز از مطالعه و تحصیل باز نماند در سالهای اولیه به تربیت معلم راه یافت و تربیت معلم مسیر آینده ایشان را تشکیل داد و همزمان دشمن بیرونی و ظاهر و با دشمن درونی و نفسانی که در پی خاک ریزی برای نفوذ بود و منتظر موقعیت برای حمله ، از تضرع و زاری باز نمی ماند و مسجد جامع مرند یادآور این تضرعات در ظهرها و عصرهای دوران تحصیل بود .

الگوگیری از حرکت های اسلامی :

شهیدخلفی انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران را ناشی از حرکت بزرگ نهضت عظیم اسلام و عاشورا می دانست و معتقد بود شباهتهای زیادی بین نهضت پیامبر عظیم اسلام و قیام بی نظیر کربلا و انقلاب اسلامی وجود دارد و این انقلاب را الگو برداری شده از حرکت اباعبدالله الحسین(ع) میدانست و سه خصوصیت را برای این نهضت برمی شمرد .

۱- اخلاص در نهضت         ۲ – اعتماد به خدا و بندگان خدا            ۳ –  مردمی بودن این نهضت

و این ویژگیها را از بیانات امام خمینی ( ره ) و استاد شهید مرتضی مطهری دریافت می نمود و شهید بهشتی را در مدیریت انقلابی و اسلامی خود که برهان قاطع داشت الگوی خود ساخته بود بطوریکه شهید خلفی کوچک شده شهید بهشتی قلمداد می شد . برای خودش نیز از این سه خصوصیت توشه ای برداشته بود.  ۱– اخلاص در عمل و انقلابی بودن  ۲ – اعتماد در اعتقاد به خدا و تأثیرگذاری او                      ۳– مردمی بودن و استفاده بهینه از فرصت زمان

تحلیل گری نافذ :

عبرت گیری از تاریخ نیازمند آن است که موقعیت فعلی شناخته شود و با موقعیت مشابه در طول تاریخ مقایسه گردد تاریخ قصه نیست بلکه درس عبرت و تشخیص راه صحیح در صحنه های دیگر است .

شهید خلفی در یک نگاه کلی به آگاهی از فرایند انقلاب جامعه را به سه گروه عمده تقسیم می نمود .

۱ –  انقلابیون                           ۲ –  ضد انقلاب                     ۳ –   بی طرفها

انقلابیون را در سه طیف تقسیم می نمود : انقلابیون خط امامی ، انقلابیون شرق گرا و انقلابیون غرب گرا . ومعتقد بود تنها انقلابی خالص انقلابیون خط امامی بوده و دیگر انقلابیون در آینده به انحراف کشیده شده و از رده خارج می شوند .

در مورد ضد انقلاب نیز معتقد بود که دو دسته اند: ۱-  ضد انقلاب داخلی ۲- ضد انقلاب خارجی .

در بین ضد انقلاب داخلی سه گروه با انقلاب مخالفند .

۱– گروهی که ذاتاً با انقلاب مخالفند. ۲– گروهی که منافع و فعالیت های ضد انقلابی در رژیم گذشته داشته اند .۳ – سرمایه داران و وابستگان به اجانب اعم از شرقی و غربی .

در رابطه با مخالفان و ضد انقلاب خارجی :

۱ – کشورهایی که با مکتب انقلاب مخالفند .  ۲ – کشورهایی که منافعشان با انقلاب به خطر می افتد . ۳ – کشورهای وابسته به گروه دوم .

در گروه بی تفاوتها نیز گروههای زیر را مورد توجه قرار می داد :

۱ –  بی تفاوتهای وابسته به غرب   ۲-  بی تفاوت های وابسته به شرق   ۳ –   بی تفاوتهای جاهل و نادان

۴ –  بی تفاوتهای برنامه ریزی شده     ۵ –  فرصت طلبان

معتقد بود یک سری اصول رفتاری کلی را برای انقلابیون و یک سری اصول رفتاری را برای مخالفان بی طرفها و یک سری اصول رفتاری برای برخورد با بی تفاوتها باید داشته باشیم اما در هیچ حال از انصاف خارج نشویم .

جوان گرا یی و آینده نگری :

معتقد بود که نظام جمهوری اسلامی به برکت خون و قیام امام حسین ( ع ) و به برکت روح حسینی قیام کرده و یک نظام استبدادی ، فاسد و خبیث را سرنگون کرده است و یک حکومت مردمی با روحیه اسلامی سرکار آمده است و این نیز در اثر تلاشهای عاشقانه جوانان بوده است. همیشه سعی می کرد با جوانان و نوجوانان ارتباط مناسب داشته باشد و در این مسیر انجمنهای اسلامی مدارس را به تربیت جوانان و آماده سازی آنان برای قبول مسئولیتهای سنگین را از اهداف تلاشهای انجمنهای اسلامی و امور تربیتی قلمداد می کرد و جلسات تربیتی را برای آنان به ویژه در روزهای جمعه به خاطر شرکت در نماز جمعه نماینده ولی فقیه تشکیل می داد و می گفت این نیروهای انسانی و منابع انسانی است که
می تواند مسیر اصلی انقلاب را در آینده حفظ نماید و هر اندازه در این رابطه تلاش نمائیم باز کم کار کرده ایم فرمایش امام خمینی ( ره ) را که می فرمود جوانان امیدان آینده انقلاب من هستند را همیشه در سخنانش می آورد .

شهادت طلبی :

برخی از مواقع تاریخی سرشار از مواقع حساس و حوادثی پیچیده است که هر یک کوهی را به لرزه در می آورد و حتی انسانهای از جان گذشته را نیز متوقف می کند اما کسانی که از بصیرت و معرفت نافذ برخوردار باشند و بر نفس خود غالب و در برابر پرورگار خاضع و تسلیم باشد جهادی شهادت آفرین را می جویند ، معنویت و عرفان ، فنا فی الله و محومعشوق شدن و خود را ندیدن در مقابل اراده ربوبی پایه های اصلی این جهاد جویی شهادت طلبانه است خیلی ها مؤمن هستند و می روند جهاد می کنند و مجاهدت می ورزند و به شهادت می رسند اینها شهید هستند هیچ کم ندارند اما یک شهادت است بیش از روح ایمان از یک دل سوزان ، از یک روح مشتعل و بی تاب در راه خدا و در محبت پرورگار و غرقه در ذات و صفات الهی سرچشمه می گیرد این گونه شهادت طعم دیگری دارد و این اثر دیگری در تکوین
می گذارد شهید خلفی از جمله این شهیدان شمرده می شود و وصیت نامه ایشان از این مضمون برخوردار است. عالم عشق و شهادت را عالم فرحبخش می داند و بسیاری از اوقات با کنایه و اشاره به چنین عشقی اشاره می کرد . وقتی به ایشان گفتیم برای ازدواج تو پدر و مادرم نذر دادند گفت من حورعین خواهم گرفت حورالعین که در این دنیا نباشد در آخرین هجرت خود با بهره گیری از زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها به جبهه ها شتافت و خونش با اقیانوسها مرتبط شد مثل قطره آبی که به اقیانوس بی کران وجود متصل می شود .در شهادت شهدا و تشییع جنازه آنان چه با حسرت و سوز حرف می زد و دیدار با خانواده شهدا و جانبازان آهی می کشید که هر آهنی را می سوزاند .

اخلاص و معنویت :

شهید خلفی با بهره گیری از عرفان اسلامی نشأت گرفته از حضرت امام خمینی ( ره ) بر فراز خصلتهای الهی و انسانی ایستاد و حرکت پرخروش خود را به سمت الهی ادامه داد و در اثر عرفان و حقیقت ناب مبارزه با دشمنان درون و برون را در سر لوحه خود قرار  داد و این سترگی و مقاومت در قبال دشمنان درون و برون، بدون اخلاص و معنویت که انسان را آزموده می نماید امکان ندارد و فرد را به گونه کوهها استوار و محکم نمی کند و انسان در قبال حرکات سریع زمان متزلزل می نماید .

مقاومت همچون کوه شهید خلفی در قبال طعنه ها ، تهمت های دشمنان و دوستان ناآگاه و متحجران بی مهر، حاکی از اتصال بی تردید وی به منبع غیب و امدادهای غیبی بوده است کمک به مخالفان شخصی ایشان در گزینش آموزش و پرورش و برخورد کریمانه او با تهمت زدگان به او را، فقط در اخلاص و معنویت ایشان می توان جستجو کرد .

توجه به نماز اول وقت :

با شناختی که از شهید خلفی از دوران کودکی داشتیم ایشان از افراد با ایمان و اهل نماز بوده و زمانهایی که نماز جماعت برگزار می شد در نمازهای جماعت وبه خصوص نمازجمعه حضور می یافت و اگر توفیقی برای حضور در نماز جماعت پیدا نمی کرد هر جا بود در همان محل به نماز می ایستاد و بارها نماز جماعت را پشت سر ایشان خواندیم.

تبعیت محض از ولایت فقیه:

در نامه ها ، در مکاتبات ، در تدریس دروس ، در سخنرانیها ، توصیه های ایشان یکی از موضوعاتی که حتماً مورد توجه جدی قرار می گرفت تبعیت محض از ولایت مطلقه فقیه بود مصداق بارز ، یا ایها الذین آمنو اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم در زمان غیبت کبرای امام عصر را ،حضرت امام می دانستند جلساتی که برای تشکیل انجمنهای اسلامی به مدارس مرند می رفتند مدام از این آموزه استفاده می کردند در تشکیل انجمنهای اسلامی مدارس ، هزاران نفر شاهد این ادعا بودند . چون تبعیت از حضرت امام خمینی ( ره ) را تبعیت از امام عصر و استمرار نبوت و امام قلمداد می نمود « چنان که سردار شهید خلفی در وصیت نامه خویش فرموده اند خدایا بر تو هزاران شکر که نعمت امامت و ولایت را به ما عطا فرموده ای » و این سلسله را برای دوستان و جوانان مسیر اصلی حرکت می دانست حضور در صحنه های مختلف –  جلسات مختلف – دعوت مردم برای حضور در جبهه ها و ملحق شدن به بسیج و سپاه و حضور در جبهه ها را تبیعت  از این مسیر می دانست در مرحله اول در حضور در جبهه به عنوان خدمه تانک حضور یافت که بر اثر برخورد خمپاره تمامی مدارک و لباسهایش سوخته بود و در مرحله دوم به عنوان جانشین گردان حبیب ابن مظاهر بود و شهدا را پیروان واقعی حضرت امام و ولایت مطلقه قلمداد می نمود و شهادت شهدا را مهمترین تبلیغ برای دین می دانست و معتقد بود شهدا درخت انقلاب را آبیاری وتنومند می سازند علاقه شهید خلفی به امام شبیه علاقه ایشان به مولای متقیان بود چنان که به گفته یکی از همکلاسیهای دوران تربیت معلم از طرف تربیت معلم به دیدار حضرت امام خمینی ( ره ) به تهران رهسپار می شدند شهید خلفی به عنوان مسئول کاروان بود وقتی که به خدمت امام رسیدند مثل پروانه دور امام خمینی ( ره ) دور می زدند چون او حضرت امام خمینی ( ره ) را استوره عینی حضرت علی ( ع ) در زمان ما می دید .

اداء حق شهدا :

شهید خلفی مدام در تشییع جنازه شهدا حضور می یافت و اعلام می کرد شهدا مانند ماه و ستارگان هستند که دیگران به وسیله آنان هدایت می شوند آنها شاخصهای حرکت به سوی خدا هستند . شیعه بودن را تبلیغ برای پیش بردن مخاطب در مسیر صراط مستقیم عبودیت از طریق موعظه برای تزکیه و دفاع از معارف الهی برای افزایش سطح آگاهی دینی مردم و ذکر مصائب ائمه به ویژه حضرت ابا عبدا … را برای ارائه ی الگوی تبعیت بخش به حرکت مخاطبان در راه هدفهای بزرگ می دانست .

سردار شهید در وصیتنامه خودش فرموده « آه چه عالم فرحبخشی است عالم عشق و شهادت »

و محبت به اهل بیت و شهدا ذکر و یاد شهدا را مسیر اصلی تبلیغ اسلامی در عصر حاضر می دانست شهادت برادرانی مثل شهید باکری و شهید یوسفی و …  در روح او تأثیر عمیقی گذاشته بود و خود را مدیون خون شهدا می دانست .

سردار شهید عسگر خلفی در وصیت نامه خودش سلام که می دهد می گوید سلام بر سردار والا مقام مهدی باکری .

ظرفیت و سعه صدر و خوش رفتاری :

همانطوری که در سطور گذشته نقل شد شهید خلفی از دوران کودکی فردی خوش اخلاق و خوشبین و زبانزد خاص و عام بود و در مراکز ورزشی به صورت فعال حضور داشت و با جاذبه والایی که داشت همه افراد را جذب می نمود و منش او طوری بود حتی مخالفان نیز به این ویژگی اقرار می نمودند در در تمامی دوران تحصیل (از ابتدائی گرفته تا دانشگاه) از شاگردان ممتاز بوده اما هیچ وقت به خودش این اجازه را نمی داد که از حدود تواضع خارج شود و ممتاز بودن خود را به رخ کسی بکشد در دوران مبارزه که غالباً با سختیهایی مواجه بودند شهید خلفی با لبخند خود قوت قلب بسیاری از دوستان و مبارزان بود در دوران برخورد با مخالفان نظام موردی که ایشان عصبانی شوند ملاحظه نشد حتی افرادی بودند که با فحش و ناسزا وارد بحث می شدند بعد از مدتی صحبت و بحث مجذوب رفتار و عدالت ایشان
می شدند . داشتن سعه صدر باعث شده بود ایشان دوستان بسیار زیادی هم در بین فرماندهان ، مسئولان ، همرزمان ، معلمان ، گزینشگران پیدا نمایند و زبانزد آنها باشند .

ایشان توصیه های زیادی برای داشتن سعه صدر می نمود و غالباً در جلسات و سخنرانیهایش جمله( اللهم اشرح صدری و یسرلی امرلی واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی )را تلاوت می نمود و این سعه صدر را از نعمتهای الهی می دانست و شکرگزار این نعمت بزرگ بود .

تشکیلاتی و جمعی بودن :

شهید خلفی در دوران مبارزات سعی می کرد به صورت جمعی حرکت کند و به سازماندهی و برنامه ریزی برای وصول به اهداف از ضرورتهای اساسی مبارزه می دانست همزمان با شروع تحصیل در تربیت معلم شهید رجائی شهرستان تبریز با جلسات مداومی که تشکیل می داد و توصیه می نمود یدالله مع الجماعه و همین امر باعث شد که عضو بسیج تبریز شده و تلاش نمود تا انجمن اسلامی تربیت معلم را تشکیل دهد چون در آن زمان تشکیل انجمنهای اسلامی بیشتر به عهده سپاه بوده و سپاه نقش عمده ای در تشکیل انجمنهای اسلامی ، محله ، بازار ، و مراکز آموزشی ایفاء می نمود و بر اساس تلاشهای شهید خلفی موافقت تشکیل انجمن اسلامی تربیت معلم را دریافت و پیشنهاد نمود که برادر رضائی که از خانواده شهدا بود مسئولیت آن را به عهده گیرد . در مدتی نیز که در اتحادیه انجمنهای اسلامی فعال بود سعی می نمود اعضا را تشکیلاتی بار بیاورد و در گزینش نیز تلاش های زیادی برای جذب منابع انسانی برای فعالیتهای تشکیلاتی نمود که از آن جمله برادران زیادی نیز برای خدمت به نظام جمهوری اسلامی تحویل و اکثر آنها شهید یا مجروح شدند وقتی اقتضا ایجاب کرد با دریافت ابلاغیه ای از رئیس آموزش و پرورش و دریافت ابلاغ آن به کلیه مدارس برای تشکیل انجمن های اسلامی یکی از چهار نفر شاخص در تشکیل و راه اندازی انجمن های اسلامی مدارس شهید خلفی بود که بیشترین مقداری که به مدارس مراجعه شد شهید خلفی بود و نحوه عمل و اقدامات حساب شده و روشنگرانه داشتند و ملاحظه شد که چگونه به کار تشکیلاتی و سازماندهی منابع انسانی اعتقاد داشتند و عمل می نمودند . و این عمل باعث شد در مدت کوتاهی بسیاری از مدارس تحت تابع اتحادیه انجمنهای اسلامی در بیاید و این اتحادیه نقش خود را به نحو احسن در آن زمان برای استقرار خط اصیل امام داشت در این رابطه شهید خلفی به طور مداوم می گفت الگوی ایشان در تشکیلاتی و سازماندهی کار کردن شهید بهشتی می باشد .

اعتقاد به روحانیت اصیل :

شهید خلفی در شناخت شناسی خود بیشترین بهره را از آثار شهید مطهری برده بود و معتقد بود که آثار شهید مطهری می تواند سعادت فکری آینده انقلاب را تضمین نماید در هیچ سخنرانی و کلاس و جلسه ای نبوده که از شهید مطهری مطلبی را بیان ننماید . به تبعیت از فرمایش مرجع خود یعنی حضرت امام خمینی ( ره ) الگوی مطالعاتی شهید مطهری و اندیشه های او را نصب العین خود قرار داده بود و سعی می کرد کتابهای او را با دقت تمام مطالعه نموده به آنها عمل نماید . معتقد بود که این انقلاب، اسلامی است وباید روحانیت اصیل هدایتگر این انقلاب باشند و جدایی این انقلاب از روحانیت اصیل ،نابودی آن را به دنبال خواهد داشت و این اعتقاد باعث شده بود هر جا قدم می گذاشت با نمایندگان حضرت امام و ائمه جمعه هماهنگی کامل را به عمل می آورد از جمله آنان امام جمعه مرند و امام جمعه شبستر و ارتباط حسنه با شهید مدنی بود .

در مقابل منافقین که علیه شهید بهشتی وحضرت آیت الله خامنه ای شعار می دادند شایعه پخش می کردند با شدت تمام می ایستاد و ضرباتی که گروه فرقان و منافقین در شهادت شهید مطهری و علمای بزرگ مثل شهید قاضی ، شهید مدنی و … انجام داد از منابع بزرگ بر می شمرد و در دفاع از امام جمعه مرند از هیچ کوششی در مقابل تحریم کنندگان نماز جمعه فرو نگذاشت .

حریص بودن به فراگیری علم :

یکی از ویژگیهای بارز شهید خلفی حریص بودن او برای فراگیری علم بود و ثانیاً مشوق دوستان برای فراگیری علم در هر نوع آن بود و معتقد بود که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به هر علوم و حرف نیازمند خواهد بود به ویژه برای کسانی که معتقد به انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی باشند تا بتوانند در صورت نیاز در مراکز و جاهایی که مورد نیاز است به کار گرفته شوند همه دوستان او بااتفاق به این موضوع اذعان دارند که یکی از توصیه های اکید ایشان چه در دوران انقلاب و چه بعد از انقلاب و چه در جبهه های نبرد و چه به عنوان جانشین گردان و چه فرمانده سپاه شبستر و چه به عنوان شورای مرکزی گزینش استان و چه به عنوان مسئول آموزش سپاه منطقه ۵ تبریز و چه به عنوان مسئول اتحادیه انجمنهای اسلامی مرند و چه تربیت معلم و چه دانشگاه توصیه دوستان و برادران و خواهران به فراگیری علم و دانش بوده است . خودش در زمان آخرین اعزام به جبهه در دانشگاه ملی تبریز مشغول خواندن رشته زبان انگلیسی بودند و زمان شهادت علاوه بر قرآن و کتابهای دعا کتاب زبان انگلیسی همراه ایشان بوده است و این موضوع گویای آگاهی ایشان از نیازمندیهای انقلاب به زبان انگلیسی برای گسترش اسلام بوده است . و به طور مداوم ((  اطلب العلم من المهد الی اللحد )) ورد زبانش بود .

اهمیت دادن به سرمایه انسانی :

درست زمانی که بسیاری از افراد به دنبال فکر اقتصادی و معاش بودند و از ابعاد مختلف به نیازمندیهای انقلاب اسلامی نگاه می کردند شهید خلفی تربیت نیروی انسانی و سرمایه گذاری انسانی را در اولویت کارهای خود قرار داده بود و شب و روز به دنبال پیدا کردن افراد با تقوا و سالم برای مسئولیتهای مختلف در آموزش و پرورش و مراکز مختلف دولتی بود معرفی افراد و شخصیتهای بزرگ برای مسئولیت های تربیتی و آموزشی و حتی مراکز دیگر دولتی از جمله خدمات بزرگ می باشد گزینش هزاران معلم خوب و توجیه آنان از جمله اقدامات شایسته ای است که شهید خلفی از خود به یادگار گذاشته است معرفی بسیاری از افراد برای خدمت در سازمان آموزش و پرورش ، استانداری ، جهاد ، شهرداری و  نهضت از جمله آنان می باشد .

خوشرو و اهل مزاح بودن :

شهید خلفی به رغم متانت و وقار بالایی که داشتند در مواردی نیز با مزاح و خوشرویی سرور را در قلوب برادران و ایجاد شادی در چهره مخاطبان را از اولویتهای برخورد اسلامی خود می دانست و حتی بسیاری از افرادی که با ایشان برای اولین بار برخورد می نمودند اعلام می کردند که جذب خوشرویی و خوش رفتاری شهید خلفی شده اند . در رابطه با کسانی که او را تابع جریانات سیاسی می دانستند و ایشان را منتخب به باند و گروهی می کردند شهید خلفی می گفت « ما باند الله هستیم! »

بعد از انقلاب اسلامی شب و روز در سپاه و بسیج و اتحادیه انجمن های اسلامی – گزینش – امور تربیتی –  جهاد در کلیه ارگانهای اسلامی فعالیت می نمود و روزهای پنجشنبه که به کشکسرای می آمد روز پنجشنبه شب به دعای کمیل می رفتیم و روز جمعه تا وقت نماز در باغ کار می کردند موقع نماز برای مرند می رفتیم نماز جمعه .

در جواب کسانی که می گفتند ازدواج کنید می گفت« حورالعین های ما آماده نشده اند» در جواب پدر و مادرم که همیشه اسرار می کردند تا ازدواج کند به طوریکه به چندین نفر پیشنهاد ازدواج دادیم آنها خودشان قبول کردند ولی شهید خلفی قبول نکرد که ازدواج کند پدر و مادرم  برادران و خواهرانم حسرت به دل ماندند .

شهید خلفی در جواب فرمودند « والله زنی خواهم گرفت که در این دنیا نباشد»

شهید خلفی در مرحله آخر حضورش در جنگ ،به عنوان جانشین گردان حبیب ابن مظاهر بود .در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ جهت تعویض و تعمیر پلهای خیبر در جزیره مجنون درخواست قایق بزرگ کرده بودند تا به وسیله آن با تعداد بیشتری از بچه ها سریع تر آماده سازی پلها را انجام دهد ولی این درخواست دیر عملی شد . بنابراین خودشان به همراه سه نفر دیگر سوار قایقی شدند و به تعمیر پلها پرداختند . این کار از صبح زود تا ظهر به طول انجامید . حدود ساعت سه بعد از ظهر ، دشمن مواضع آنها را شناسایی کرد و اقدام به شلیک خمپاره کرد که سه گلوله خمپاره به قایق آنها اصابت کرد و به همراه سه نفراز دوستانش به شهادت رسیدند . پیکر وی به همراه پیکرهای سه شهید دیگر ( شهید وفایی ، شهید متذکر و راننده قایق ) همراه قایق به زیر آب رفت و مدت بیست و چهار الی سی ساعت در آب ماند و پس از سی ساعت اجساد آنها توسط دوستان پیدا شد.

قطعاً بسیاری زیادی از ناگفته ها در رابطه با عظمت روحی سردار شهید خلفی وجود دارد که امکان بیان آن وجود نداشت امیدورام این نوشته با خاطرات دیگر برادران تکمیل شده و از ما تاخر برای اینجانب محسوب شود .از خداوندمتعال خواهانم که ما را در قیامت از شفاعت شهدا بی نصیب نگرداند.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

منبع : سایت www.serr.ir

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


هفت + سیزده =