شنبه , ۲۷ آبان ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » شجره طیبه و شجره خبیثه (به نیزه می‏ توان تکیه داد اما روی نیزه نمی‏ توان نشست )

شجره طیبه و شجره خبیثه (به نیزه می‏ توان تکیه داد اما روی نیزه نمی‏ توان نشست )

[…]در این آیه شریفه  {(أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّماءِ ابراهیم ۲۴
آیا ندیدی چگونه خداوند > کلمه طیبه < ( و گفتار پاکیزه )را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن ( در زمین ) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! وَمَثَلُ کَلِمَهٍ  خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَالَهَا مِن قَرَارٍ ابراهیم ۲۶
( همچنین ) > کلمه خبیثه < ( و سخن آلوده ) را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از روی زمین برکنده شده، و قرار و ثباتی ندارد. )}

حق را به درختی طیب و ریشه‏ دار و بارور ، و باطل را به بوته‏ ای خبیث و بی‏ریشه و بی‏ دوام و بی‏ خاصیت مثل زده است ، لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (انفال ۸)
تا حق را تثبیت کند، و باطل را از میان بردارد، هر چند مجرمان کراهت داشته باشند. ، سرانجام از آن تقوا است

وَلَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ (الصافات ۳۷ ایه ۱۷۱)
وعده قطعی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش مسلم شده،

نَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ( صافات ۱۷۲ ) که آنان یاری شدگانند، وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمْ الْغَالِبُونَ (صافات ۱۷۳)و لشکر ما پیروزند. .

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى‏ أَمْرِهِ وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ یوسف ۱۲ آیه ۲۱
خداوند بر کار خود پیروز است، ولی بیشتر مردم نمیدانند. و آیاتی دیگر نظیر اینها .

و اینکه در ذیل آیه اخیر فرموده : ( و لیکن بیشتر مردم نمی ‏دانند ) ، خود اشعار به این دارد که این غلبه خدائی طوری نیست که همه مردم آن را بفهمند ، بلکه اکثر مردم نسبت بدان جاهلند ، و اگر این غلبه غلبه محسوس بود ، همه آن را می‏ دیدند ، و دیگر معنا نداشت بفرماید : بیشتر مردم نمی‏ دانند ، پس غلبه نامبرده از دو جهت برای اکثریت مردم مجهول است ، و آنها که منکر آنند انکارشان از دو جهت است .

اول اینکه فکر انسان محدود است و تنها پیش پای خود را می‏ بیند ، و می‏ فهمد ، و اما اموری که از نظر او غایب است نمی‏ بیند ، او هر چه می‏ گوید در باره وضع روز حاضرش می‏ گوید ، و از آینده خود غافل است ، تنها دولت یک روزه را دولت و غلبه یک ساعته را غلبه می‏ داند ، و عمر کوتاه خود و زندگی اندک خویش را معیار و مقیاس قرار داده ، بر طبق آن بر له یا علیه کل جهان حکم می‏ کند .

اما خدای سبحان که محیط به زمان و مکان ، و حاکم بر دنیا و آخرت ، و قیوم بر هر چیز است ، وقتی حکمی می‏ کند حکمش فصل ، و چون قضائی می‏ راند قضایش حتم است ، دنیا و عقبی نسبت به او حاضر ، و عالم واحدی است ، او ترس فوت ندارد ، و بهمین جهت در هیچ امری عجله نمی‏ کند ، پس ممکن است – بلکه واقع هم شده – که فساد یک روز را وسیله اصلاح عمری ، و یا محرومیت فردی را وسیله رستگاری امتی قرار دهد ، آن وقت جاهل تنگ نظر خیال می‏ کند که وضع آن یک فرد خدا را به ستوه آورده ، و خدا نتوانسته آن را اصلاح کند ، و یا فکر می‏کند خدا مغلوب هم می‏ شود ، و کسانی می‏ توانند از او پیشی بگیرند ، ( و چه بد حکمی است که می‏ رانند )

نمی‏ دانند که خدای سبحان همانطور که یک قطعه زمان را می‏ بیند ، سراپای سلسله

زمان را هم می‏بیند ، و همانطور که بر یک فرد از خلق خود حکم می‏کند ، بر تمامی خلق نیز حکم می‏کند ، هیچ کاری او را از کارهائی دیگر باز نمی‏دارد و حفظ زمین و آسمان خسته‏اش نمی‏کند ، خدائی است علی و عظیم ، همو است که به پیامبرش می‏ فرماید :

لَا یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ  الَّذِینَ کَفَرُوا فِی الْبِلاَدِ آل عمران ۱۹۶ رفت و آمد ( پیروزمندانه ) کافران در شهرها، تو را نفریبد!  مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ  مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ال عمران ۱۹۷این متاع ناچیزی است، و سپس جایگاه شان دوزخ است، و چه بد جایگاهی است!

دوم اینکه غلبه معنویات غیر غلبه جسمانیات است ، چون غلبه جسمانیات این است که مسلط بر افعال شود ، و آن را منقاد و مطیع قاهر و غالب سازد به این معنا که حریت اختیار را سلب نموده ، کره و اجبار را گسترش دهد ، همانطور که عادت سلاطین مستبد و غالب همین است ، که بعد از غلبه عده‏ ای را می‏ کشند ، جمعی را اسیر می‏ کنند ، و در بقیه به دلخواه خود تحکم و زورگوئی روا می‏ دارند از سوی دیگر تجربه و حکم و برهان هم دلالت دارد بر اینکه فشار و کره دوام ندارد ، ( در مثل می‏ گویند به نیزه می‏ توان تکیه داد اما روی نیزه نمی‏ توان نشست  ) ، و سلطه اجانب هیچوقت بر امت های زنده استقرار دائمی نیافته ، بلکه در گرو چند روزی اندک است .

به خلاف غلبه معنویات که دلهائی یافت می ‏شود تا در آن منزل گیرد ، و افرادی معتقد و مؤمن به آن بار می‏ آورد ، و معلوم است که نه ما فوق ایمان تام درجه‏ ای هست ، و نه چون احکام آن حصنی است ، وقتی ایمان به یکی از امور معنوی در دل پیدا می‏ شود ، هر چند که روزی و برهه‏ ای از زمان نگذارند ظهور کند ، بالاخره روزی خودنمائی خواهد کرد ، و دهری طولانی حکومت خواهد کرد ، و بهمین جهت است که می‏ بینیم دولت‏های بزرگو جوامع زنده امروز کمال اعتنا را به مساله تبلیغ دارند ، بیش از آن مقداری که به ارتش و سلاحهای جنگی اعتنا به خرج می‏ دهند ، چون می‏ دانند که سلاح معنوی شدیدتر از سلاح ارتش است […]

ترجمه المیزان ج : ۲ wص :۲۷۸ الی ۲۸۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


5 × 3 =