جمعه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » پیامبران » عروج عیسی

عروج عیسی

[…] و در کتاب توحید از آن جناب روایت آورده که فرمود : حواریین عیسی (علیه‏السلام‏) دوازده نفر بودند که از همه آنان برتر و داناتر لوقا بود .

و در کتاب اکمال از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در ضمن حدیثی فرمود : عیسی بن مریم (علیهماالسلام‏) که مبعوث به نبوت گردید ، خدای تعالی نور و علم و حکمت و همه علوم انبیای قبل از آن جناب را به وی ودیعه داد ، علاوه بر اینکه انجیل را هم بر او نازل کرد و او را به سوی بیت المقدس و به سوی بنی اسرائیل مبعوث کرد تا ایشان را به سوی کتاب و حکمت خدا و به سوی ایمان به خدا و رسولش دعوت کند ، ولی بیشترشان نپذیرفته ، به طغیان و کفر خود ادامه دادند و به خاطر همین که ایمان نیاوردند از پروردگار خود خواست تا آنان را هلاک سازد ، خدای تعالی عده‏ای از شیطان‏های آنان را ( گمراه کنندگان ایشان را ) مسخ کرد تا آیتی باشد برای فریب خوردگان و گمراه شدگان ، ولی این معجزه هم جز بیشتر شدن طغیان و کفر ایشان اثر نداد ، عیسی (علیه‏السلام‏) به ناچار به بیت المقدس آمده ، مدت سی و سه سال در آنجا ماند و به دعوت مردم آنجا پرداخت و با وعده‏هائی که خدای تعالی داده بود تشویق نمود ، تا آنکه یهود

به جستجوی آن جناب پرداخت و در آخر ادعا کرد که او را شکنجه داده و زنده زنده در زمین دفن کرده و بعضی از آنان ادعا کردند که او را کشته و به دار آویختند ، ولی خدای تعالی هرگز آن کفار را بر آن جناب مسلط نمی‏کرد ، بلکه مطلب را برای آنان مشتبه ساخت ، آنها نمی‏توانستند عیسی (علیه‏السلام‏) را شکنجه کنند و بکشند و یا به دار بیاویزند ، چون اگر چنین قدرتی می‏داشتند کلام خدا تکذیب می‏شد که فرموده : خدای تعالی او را بعد از توفی بالا برد .[…]

ترجمه المیزان ج : ۳ص : ۳۴۰ و۳۴۱

[…] اینکه امام صادق (علیه‏السلام‏) فرمود : عده‏ای از شیطان‏های آنان را مسخ کرد ، منظور شرار و گمراه کنندگان ایشان است .

و اینکه فرمود : سی و سه سال در آن جا ماند ، شاید منظور امام مدت عمر آن جناب بوده که مشهور هم همین است ، چون آن جناب از روزی که در گهواره بوده تا سن کهولت با مردم تکلم می‏کرده و از کودکیش پیغمبر بوده ، چون آیه شریفه قرآن که حکایت گفتار او است صریح در این معنا است ، و آن این آیه است : فاشارت الیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا ، قال انی عبد الله آتینی الکتاب و جعلنی نبیا .

و اینکه فرمود : کلام خدا تکذیب می‏شد که فرموده : خدای تعالی او را بعد از توفی بالا برد ، نقل معنای کلام خدا است و گرنه عبارت کلام خدا چنین است : و لکن رفعه الله … که در این آیه مساله بالا بردن عیسی (علیه‏السلام‏) را تذکر می‏دهد و در آیه دیگر مساله توفی را به این عبارت خاطرنشان می‏سازد : انی متوفیک و رافعک الی … ، و امام (علیه‏السلام‏) از ترتیب لفظی در این عبارت که اول مساله توفی در آن آمده ، بعد مساله رفع ، – ترتیب خارجی را استفاده نموده ، فرموده : خارجا هم اول او را توفی کرده ، بعد به آسمان برده .

و در تفسیر قمی از امام باقر (علیه‏السلام‏) روایت کرده که فرمود : عیسی (علیه‏السلام‏) در هنگام عصر آن شبی که خدای تعالی او را به آسمان بالا برد ، یاران خود را که دوازده نفر بودند ، نزد خود خواند و ایشان را داخل خانه‏ای کرد و سپس از چشمه‏ای که در کنج آن خانه بود در آمد ، در حالی که آب از سر و رویش می‏ریخت ، فرمود : خدای تعالی به من وحی کرد که همین ساعت مرا به سوی خود بالا می‏برد ، و مرا از یهود پاک می‏کند ، کدامیک از شما داوطلب می‏ شوید به شکل من در آید و خدای تعالی شکل مرا به او بدهد و به جای من کشته و به دار آویخته گردد و در عوض در بهشت با من باشد ؟ جوانی از میان آنان گفت : یا روح الله من حاضرم ، فرمود : بله تو همانی ، آنگاه رو کرد به بقیه و فرمود : بدانید که بعد از رفتن من یکی از شما تا قبل از رسیدن صبح دوازده بار بر من کافر می‏شود ( و اظهار بیزاری از من می‏کند ) ، مردی از میان جمع گفت : یا نبی الله آن منم ؟ عیسی (علیه‏السلام‏) گفت : مثل اینکه از نفس خودت چنین چیزی را احساس کرده‏ای ، باشد تو همان شخص باش ، آنگاه رو کرد به بقیه و فرمود : بعد از من دیری نمی‏پاید که به سه فرقه متفرق می‏شوید ، دو فرقه به خدای تعالی افتراء می‏بندند و در آتش خواهند بود و یک فرقه اهل نجات است ، و آن فرقه‏ای است که از شمعون صادقانه پیروی می‏کند و به خدا دروغ نمی‏بندد که آن فرقه در بهشت خواهد بود ، این را که گفت در جلو چشم همه اصحابش از زاویه خانه به طرف آسمان بالا رفت و ناپدید شد .

از سوی دیگر یهود که مدتها در جستجوی مسیح بود ، در همان شب آن خانه را پیدا کرده ، آن جوانی را که داوطلب شده بود به شکل عیسی (علیه‏السلام‏) درآید ، گرفتند و کشتند و به دار آویختند و سپس آن کس دیگر را که عیسی (علیه‏السلام‏) خبر داده بود تا صبح دوازده نوبت کافر می‏شوی را گرفته و او همان کفرها را دوازده بار مرتکب شد .

مؤلف قدس سره : قریب به این معنا را از ابن عباس و قتاده و غیر آن دو نیز نقل شده و آنگاه گفته‏اند بعضی از علما گفته‏اند : آن جوانی که حاضر شد به شکل عیسی (علیه‏السلام‏) درآید ، همان کسی بود که گزارش داده بود به اینکه عیسی (علیه‏السلام‏) کجا است تا او را بگیرند و بکشند ، بعضی دیگر حرفهای دیگری زده‏اند ، ولی قرآن کریم از همه این حرفها ساکت است وما انشاء الله بحث مفصل این جریان را در تفسیر آیه : و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم … ، ایراد خواهیم کرد .

و در کتاب عیون از حضرت رضا (علیه‏السلام‏) روایت کرده که فرمود : امر هیچ یک از انبیاء و حجت‏های الهی بر مردم مشتبه نشد مگر امر عیسی (علیه‏السلام‏) و بس ، برای اینکه عیسی (علیه‏السلام‏) را زنده به آسمان بردند و بین آسمان و زمین قبض روحش کردند و بدن بی‏روح و روح بی‏بدنش را به آسمان بردند و دوباره روحش را به بدنش برگرداندند ، این مضمون کلام خدای تعالی است که یک جامی ‏فرماید : إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى‏ إِنِّی  مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ (آل عمران ۵۵)و جای دیگر از خود عیسی (علیه‏السلام‏) حکایت می‏کند که در روز قیامت می‏گوید :  وَکُنتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مَا  دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ(مائده ۱۱۷) .

و در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏ السلام‏) روایت است که فرمود : عیسی بن مریم وقتی به آسمان برده شد جامه‏ ای پشمی بر تن داشت که نخ آن را مریم رشته و خود مریم آن را بافته و خودش دوخته بود ، وقتی به آسمان رسید ، ندایش دادند : زینت دنیائیت را بیفکن . […]

ترجمه المیزانج : ۳ص :۳۴۱ تا ۳۴۳

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


11 + نوزده =