دوشنبه , ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » غبار این بیابان

غبار این بیابان

در تاریخ آورده‌اند روزی حسام را دل از جایی پر بودی که چشمش به جلال‌الدین افتادی و پس از سلام سردی او دکتر-بخشعلی-قنبری دویست استاندارد1را عتاب کردی که حسام را نهادی تنها تا خصمان شمس و نابکاران به دلیل دل دادنش به تو بیازارندی؟! جلال‌الدین را رنگ رخساره نماندی و از عتاب حسامش لرزیدی و تاب از کف بدادی لیک زمانکی نگذشتی که حسام را دل رحیم آمدی نزد جلال رفتی و مویه‌اش را به جان خریدی التیامش دادی سخت شیرین.

منِ راوی چون این بخواندمی یاد شاعر دورانم استاد بی‌نظیر شفیعی کدکنی افتادمی که زبان حال جلال را چنین نقل بکردی:
«ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم…»
«به کجا چنین شتابان؟»

… و چون حسام‌الدین از غبار بیابان جلال آگاه شدندی بر دست‌های او بوسه‌ها زدندی و دگر باره خوشی‌ها کردندی و جلال‌الدین نیز شعرها سرودندی تمام!!!

۹ آبان ۱۳۹۷ بیقرار

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


بیست − 7 =