دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » فسادمضاعف بنی اسرائیل در زمین

فسادمضاعف بنی اسرائیل در زمین

وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا ﴿ الاسراء ۴﴾
و در کتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعا دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعا به سرکشى بسیار بزرگى برخواهید خاست (۴)


تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص : ۲۵ و ۳۰
[…]سپس به ذکر گوشه‏اى از تاریخ پر ماجراى بنى اسرائیل پرداخته و مى‏گوید : ما در کتاب تورات به بنى اسرائیل اعلام کردیم که شما در زمین ، دو بار فساد خواهید کرد ، و راه طغیان بزرگى را در پیش خواهید گرفت ( و قضینا الى بنى اسرائیل فى الکتاب لتفسدن فى الارض مرتین و لتعلن علوا کبیرا ) .
قضاء گر چه داراى معانى مختلفى است اما در اینجا به معنى اعلام است .
منظور از کلمه الارض به قرینه آیات بعد سرزمین مقدس فلسطین است که مسجد الاقصى در آن واقع شده است .
در آیات بعد به شرح این دو فساد بزرگ و حوادثى که بعد از آن به عنوان مجازات الهى واقع شد پرداخته چنین مى‏گوید .
هنگامى که نخستین وعده فرا رسد و شما دست به فساد و خونریزى و ظلم و جنایت بزنید ، ما گروهى از بندگان رزمنده و جنگجوى خود را به سراغ شما مى‏فرستیم تا به کیفر اعمالتان شما را درهم بکوبد ( فاذا جاء وعد اولاهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولى باس شدید ) .
این قوم جنگجو آنچنان بر شما هجوم مى‏برند که حتى براى یافتن نفراتتان
تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص :  ۲۶
هر خانه و دیارى را جستجو مى‏کنند ( فجاسوا خلال الدیار ) .
و این یک وعده قطعى و تخلف ناپذیر خواهد بود ( و کان وعدا مفعولا ) .
سپس الطاف الهى بار دیگر به سراغ شما آمد و شما را بر آن قوم مهاجم پیروز کردیم ( ثم رددنا لکم الکره علیهم ) .
و شما را بوسیله اموال و ثروت سرشار و فرزندان و نفرات بسیار تقویت نمودیم ( و امددناکم باموال و بنین ) .
آنچنان که نفرات شما بر نفرات دشمن فزونى گرفت ( و جعلناکم اکثر نفیرا ) .
این گونه الطاف الهى شامل حال شما مى‏شود شاید به خود آئید و به اصلاح خویشتن بپردازید دست از زشتیها بردارید و به نیکى‏ها رو آرید ، چرا که : اگر نیکى کنید به خود نیکى کرده‏اید و اگر بدى کنید به خود بدى کرده‏اید ( ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها ) .
این یک سنت همیشگى است نیکى‏ها و بدیها سرانجام به خود انسان باز مى‏گردد ، هر ضربه‏اى که انسان مى‏زند بر پیکر خویشتن زده است ، و هر خدمتى به دیگرى مى‏کند در حقیقت به خود خدمت کرده است ، ولى مع الاسف نه آن مجازات شما را بیدار مى‏کند و نه این نعمت و رحمت مجدد الهى باز هم به طغیان مى‏پردازید و راه ظلم و ستم و تعدى و تجاوز را پیش مى‏گیرید و فساد کبیر در زمین ایجاد مى‏کنید و برترى جوئى را از حد مى‏گذرانید .

تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص :  ۲۷
سپس وعده دوم الهى فرا مى‏رسد : هنگامى که این وعده دوم فرا مى‏رسد باز گروهى جنگجو و پیکارگر بر شما چیره مى‏شوند ، آنچنان بلائى به سرتان مى‏آورند که آثار غم و اندوه از صورتهاى شما مى‏بارد ( فاذا جاء وعد الاخره لیسوئوا وجوهکم ) .
آنها حتى بزرگ معبدتان بیت المقدس را از دست شما مى‏گیرند و در آن داخل مى‏شوند همانگونه که بار اول داخل شدند ( و لیدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره ) .
آنها به این هم قناعت نمى‏کنند ، تمام بلاد و سرزمینهائى را که اشغال کرده‏اند درهم مى‏کوبند و ویران مى‏کنند ( و لیتبروا ما علوا تتبیرا ) .
با این حال باز درهاى توبه و بازگشت شما به سوى خدا بسته نیست باز هم ممکن است خداوند به شما رحم کند ( عسى ربکم ان یرحمکم ) .
و اگر به سوى ما بازگردید ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز مى‏گردانیم ، و اگر به فساد و برترى‏جوئى گرائید باز هم شما را به کیفر شدید گرفتار خواهیم ساخت ( و ان عدتم عدنا ) .
و تازه این مجازات دنیا است و ما جهنم را براى کافران زندان سختى قرار داده‏ایم ( و جعلنا جهنم للکافرین حصیرا ) .

نکته‏ها :

۱ – دو فساد بزرگ تاریخى بنى اسرائیل
در آیات فوق ، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائیل که منجر به فساد
تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص :  ۲۸
و برترى جوئى مى‏گردد به میان آمده است ، که به دنبال هر یک از این دو ، خداوند مردانى نیرومند و پیکار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات کنند و به کیفر اعمالشان برسانند .
گر چه تاریخ پر ماجراى بنى اسرائیل ، فراز و نشیب بسیار دارد ، و پیروزیها و شکستها در آن فراوان دیده مى‏شود اما در اینکه قرآن به کدامیک از این حوادث اشاره مى‏کند در میان مفسران گفتگو بسیار زیاد است ، که به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذیلا مى‏آوریم .
۱ – آنچه از تاریخ بنى اسرائیل استفاده مى‏شود این است که نخستین کسى که بر آنها هجوم آورد و بیت المقدس را ویران کرد ، بخت‏النصر پادشاه بابل بود ، و هفتاد سال بیت المقدس به همان حال باقى ماند ، تا یهود قیام کردند و آنرا نوسازى نمودند ، دومین کسى که بر آنها هجوم برد قیصر روم اسپیانوس بود که وزیرش طرطوز را مامور این کار کرد ، او به تخریب بیت المقدس و تضعیف و قتل بنى اسرائیل کمر بست ، و این حدود یکصد سال قبل از میلاد بود .
بنابراین ممکن است دو حادثه‏اى که قرآن به آن اشاره مى‏کند همان باشد که در تاریخ بنى اسرائیل نیز آمده است ، زیرا حوادث دیگر در تاریخ بنى اسرائیل آنچنان شدید نبود که حکومت آنها را به کلى از هم متلاشى کند ، ولى حمله بخت‏النصر ، قدرت و شوکت آنها را به کلى درهم کوبید ، این تا زمان کورش ادامه داشت ، و پس از آن بنى اسرائیل مجددا به قدرت رسیدند و این وضع ادامه داشت تا بار دیگر قیصر روم بر آنها هجوم برد و حکومتشان را متلاشى کرد و این دربدرى همچنان ادامه یافت ( تا در این اواخر که به کمک قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حکومتى براى خود دست و پا کردند ) .
۲ – طبرى در تفسیر خود نقل مى‏کند که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود : مراد
تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص :  ۲۹
از فساد اول قتل حضرت زکریا و گروهى دیگر از پیامبران ، و منظور از وعده نخستین ، وعده انتقام الهى از بنى اسرائیل به وسیله بخت‏النصر مى‏باشد ، و مراد از فساد دوم شورشى است که بعد از آزادى بوسیله یکى از سلاطین فارس مرتکب شدند ، و دست به فساد زدند ، و مراد از وعده دوم هجوم انطیاخوس پادشاه روم است .
این تفسیر با تفسیر اول تا اندازه‏اى قابل انطباق است ، ولى هم راوى این حدیث مورد وثوق نیست و هم انطباق تاریخ زکریا و یحیى بر تاریخ بخت النصر و اسپیانوس یا انطیاخوس محرز نمى‏باشد ، بلکه بنا به گفته بعضى بخت النصر معاصر ارمیا یا دانیال پیامبر بوده ، و قیام او حدود ششصد سال پیش از زمان یحیى صورت گرفته بنا بر این چگونه قیام بخت‏النصر مى‏تواند براى انتقام خون یحیى اقدام کرده باشد .
۳ – بعضى دیگر گفته‏اند بیت المقدس یکبار در زمان داود و سلیمان ساخته شد و بخت‏النصر آن را ویران کرد که این همان وعده اولى است که قرآن به آن اشاره مى‏کند ، و بار دیگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آنرا طیطوس رومى ویران ساخت ( توجه داشته باشید طیطوس یا طرطوز که در بالا ذکر شد قابل انطباق است ) و از آن پس همچنان ویران ماند تا در عصر خلیفه دوم که آن سرزمین بوسیله مسلمانان فتح شد : این تفسیر نیز چندان منافات با دو تفسیر بالا ندارد .
۴ – در برابر تفسیرهاى فوق و تفاسیر دیگرى که کم و بیش با آنها هماهنگ است ، تفسیر دیگرى داریم که سید قطب در تفسیر فى ظلال احتمال آن را داده است که با آنچه گفته شد به کلى متفاوت مى‏باشد ، و آن اینکه :
تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص :  ۳۰
این دو حادثه تاریخى در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلکه مربوط به آینده است که یکى از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود که منجر به قیام مسلمانان به فرمان پیامبر (صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله ‏وسلّم) بر ضد آنان شد و به کلى از جزیره عرب بیرون رانده شدند ، و دیگرى مربوط به قیام نازیهاى آلمان به ریاست هیتلر بر ضد یهود بوده است .
ولى اشکال این تفسیر این است که در هیچیک از آنها داخل شدن قوم پیروزمند در بیت المقدس تا چه رسد به ویران کردن آن ، وجود ندارد .
۵ – آخرین احتمال اینکه بعضى احتمال داده‏اند این دو حادثه مربوط به رویدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشکیل حزبى بنام صهیونیسم و تشکیل دولتى بنام اسرائیل در قلب ممالک اسلامى است ، منظور از فساد اول بنى اسرائیل و برترى جوئى آنها همین است ، و منظور از انتقام اولى آن است که ممالک اسلامى در آغاز که از این توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بیت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطین را از چنگال یهود بیرون آورند ، و نفوذ یهود از مسجد اقصى به کلى قطع شد .
و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائیل با اتکاى نیروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمینهاى اسلامى و گرفتن بیت المقدس و مسجد الاقصى است .
و به این ترتیب باید مسلمانان در انتظار پیروزى دوم بر بنى اسرائیل باشند بطورى که مسجد اقصى را از چنگال آنها بیرون آورند و نفوذشان را از این سرزمین اسلامى بکلى قطع کنند ، این همان چیزى است که همه مسلمین جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .
تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص :  ۳۱
و تفاسیر دیگرى که ذکر آنها چندان قابل ملاحظه نیست .
البته در تفسیر پنجم و چهارم باید فعلهاى ماضى که در آیه ذکر شده است همه به معنى مضارع باشد ، و البته این معنى در جائى که فعل بعد از حروف شرط واقع مى‏شود از نظر ادبیات عرب بعید نیست .
ولى ظاهر آیه ثم رددنا لکم الکره علیهم و امددناکم باموال و بنین و جعلناکم اکثر نفیرا آن است که حداقل فساد اول بنى اسرائیل و انتقام آن در گذشته واقع شده است .
از همه اینها گذشته مساله مهمى که باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد این است که ظاهر تعبیر بعثنا علیکم عبادا لنا اولى باس شدید ( ما گروهى از بندگان خود را که قدرت جنگى زیادى داشتند بر ضد شما مبعوث کردیم ، نشان مى‏دهد که گروه انتقام گیرنده مردان با ایمان بودند که شایسته نام عباد و عنوان لنا و همچنین بعثنا بوده‏اند و این معنى در بسیارى از تفاسیر که در بالا گفته شد دیده نمى‏شود ) .
البته نمى‏توان انکار کرد که عنوان بعث ( برانگیختن ) همیشه در مورد پیامبران و مؤمنان به کار نرفته ، بلکه در غیر آنها نیز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان هابیل و قابیل مى‏خوانیم : فبعث الله غرابا یبحث فى الارض : خداوند کلاغى را برانگیخت که زمین را جستجو مى‏کرد ( مائده آیه ۳۱ ) .
و در مورد عذابهاى زمینى و آسمانى این کلمه به کار رفته است قل هو القادر على ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم ( انعام – ۶۵ ) .

تفسیر نمونه ج : ۱۲  ص : ۲۵ الی ۳۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


یازده − سه =