شنبه , ۲۷ مهر ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » اخلاق » فلسفه نیایش

فلسفه نیایش

تاریخ : شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ | ۰:۲۹ | نویسنده : لعیا هاشمی اقدم
دین و اندیشه
یک کارشناس با مهر عنوان کرد:
چرا انسان به نیایش نیاز دارد/ جای کتاب فلسفه نیایش در زبان فارسی خالی است.

دکتر بخشعلی قنبری با بیان اینکه انسان نیازمند نیایش است، گفت: با بررسی هستی انسان متوجه می‌شویم که ادامه حیات این موجود ایجاب می‌کند که در بخشی از زندگی روزانه خود به نیایش دست بزند. بنابراین فلسفه نیایش در انسان‌شناسی قابل تحلیل است.

استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز درباره پیشینه فلسفه نیایش به خبرنگار مهر گفت: از زمان پیدایش دانشی به نام معرفت شناسی (epistemology) زمینه لازم برای رشد دانشهایی با اصطلاح دانشهای درجه دوم نیز به وجود آمد. با رشد این دانشها در مقابل هر موضوعی این سوال مطرح می شد که فلسفه آن چیست؟ به عنوان مثال یک علم اخلاق وجود دارد و یک فلسفه اخلاق. یک علم اقتصاد داریم و یک فلسفه اقتصاد. وقتی از فلسفه موضوعی مورد سوال قرار می گیرد در واقع می خواهیم به دو سئوال پاسخ دهیم. یک سئوال از موجودیت آن است و سئوال دوم از چیستی آن است؟ یعنی فلان موضوع چرا وجود دارد و در وهله بعد اینکه چه ماهیتی دارد؟ وقتی این دو سئوال را درباره هر موضوعی مطرح کردیم در واقع با فلسفه آن موضوع مواجه هستیم.

این استادیار دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه در فلسفه نیایش نیز شرایط به همین شکل است، افزود: در وهله اول این سوال ایجاد می‌شود که نیایش چیست؟ و در مرحله بعد درباره چرایی نیایش یا همان فلسفه نیایش، سئوال می‌پرسیم. در تعریف نیایش باید بگویم، نیایش ایجاد رابطه ای خاص با موجودی برتر است که معبود ماست. نیایش چند بخش دارد. نوعی از نیایش در قالب مناجات قرار می گیرد، به این معنی که با سنجش موقعیت خود و موقعیت خدا به این نتیجه می رسیم که وضعیت خدا مطلوب و وضعیت ما نامطلوب است از همین رو از وضعیت نامطلوب خود به خداوند که دارای شرایطی مطلوب است گزارش می دهیم. گزارشی از نوع خبری که به آن مناجات می گویند. نوع دیگر نیایش در قالب دعا مطرح می شود. بدین معنی که ما از خداوند خواسته ای طلب می کنیم و بخش دیگر، ذکر است یعنی خداوند را به صفتی از صفات خودش و عظمتی از عظمت هایش یاد می کنیم. بنابراین وقتی از نیایش یاد می کنیم، هر سه نوع مناجات، دعا و ذکر را شامل می شود.

قنبری با اشاره به اینکه نیایش انواع و قالبهایی دارد، یادآور شد: در مورد انواع نیایش صحبت کردیم، اما قالبهای نیایش در میان ادیان مختلف متفاوت است تا جایی که نمی توان انسانی را معرفی کرد که دست کم به یکی از این قالبها نیایش نکند. در دین مبین اسلام نماز عالی ترین شکل نیایش است که اتفاقاً عالی ترین محتوا را نیز در بر دارد.

وی درباره فلسفه نیایش یا چرایی نیایش کردن گفت: اگر انسان نیاز به گزارش دادن وضعیت نامطلوب خود نداشت چه بسا احتیاجی به نیایش هم نبود، اما با بررسی هستی انسان متوجه می شویم که ادامه حیات این موجود ایجاب می کند که در بخشی از زندگی روزانه خود دست به نیایش بزند. بنابراین فلسفه نیایش در انسان شناسی قابل تحلیل است. می توان این طور عنوان کرد که انسان نیازمند نیایش است.

قنبری با اشاره به اینکه نبود نیایش حتی در قالبهای مختلف سبب بروز مشکلات روحی و روانی برای انسان خواهد شد، گفت: نیایش یکی از راه هایی است که نیازهای معنوی انسان را تأمین کرده و او را به لحاظ روحی و روانی تقویت می کند. اگر این امر را از انسان دریغ کنیم انسان احساس نقصان و کاستی کرده و این احساس سبب بروز بیماریهای روحی و روانی خواهد شد. از نظر روانشناسی انسان با بیان مشکلات خود در نزد معبودی که در شرایط مطلوب قرار دارد، تخلیه روانی شده و بخش عمده مشکلاتش برطرف خواهد شد.

این استادیار دانشگاه با بیان اینکه هر انسان به تناسب داشته های خود با خداوند تعامل برقرار می کند، گفت: انسان از طریق نیایش می تواند نیازهای روحی و روانی خود را تأمین کرده و در عین حال با خداوند که نه تنها بالاترین مصداق هستی بلکه همه هستی است ارتباط برقرار کند و در حین نیایش خود را در مواجهه با اصل و منشأ هستی می یابد که این مواجهه در تمام ساحتهای پنچ گانه او تأثیرگذار است. به علاوه این برقراری ارتباط دو ثمره دربرخواهد داشت، یکی اینکه ما به عنوان موجودی ضعیف به موجودی فوق العاده قوی پشت گرم می شویم با این تفکر که خدایی هست که از ما حمایت کند، دوم اینکه به ضعف های خود پی می بریم.

وی افزود: وقتی انسان در نیایش به ضعف خود پی می برد یک نتیجه اجتماعی نیز در برخواهد داشت، اینکه نیایش کننده متوجه می شود که این ضعف به نوع های متفاوت در همه انسانها وجود دارد. حال اگر همه انسانها به ضعف خود پی ببرند با یکدیگر همدردی خواهند کرد. در واقع نیایش باعث می شود انسانها دریابند که با یکدیگر درد و رنج مشترک دارند و برای رفع آنها به اشتراک مساعی نیاز دارند. در نتیجه هیچ نیایش کننده ای نسبت به سایر انسانها درندگی نمی کند؛ چرا که هر یک از آنها می دانند سایرین مثل او ضعف و درد دارند، از همین رو در برخورد با یکدیگر همدلی خواهند داشت.

قنبری در پاسخ به این سئوال که فلسفه نیایش چه ضرورتی برای انسان دارد، این طور پاسخ داد: انسان با نیایش ازسطح به عمق می رسد. در ساحت معرفت نیز برای دستیابی به عمق نیایش، لازم است انسان فلسفه ورزی کند، بنابراین برای رفع سطحی نگری به نیایش، نیازمند تفکری فلسفی است تا از این طریق به عمق نیایش پی ببرد. به تعبیر دیگر نیازمند پرداختن به فلسفه نیایش است، پس پرداختن به فلسفه نیایش باعث می شود نیایش از اهمیت بیشتری برخوردار شود ضمن آنکه کمک می کند تا فرد در تقابل با آن نیایش تأمل بیشتری داشته باشد. اگر اعتقاد ما بر این باشد که در نیایش با هستی مواجه می شویم از نیایش مصلحت اندیشانه به سمت نیایش معرفت اندیشانه حرکت خواهیم کرد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد درباره محورها و مولفه های فلسفه نیایش گفت: فلسفه نیایش مثل سایر فلسفه های مضاف می تواند به بررسی چگونگی پدید آمدن نیایش، نیاز انسان به نیایش و نیایش های درست و نادرست بپردازد، همه این مقولات در ذیل فلسفه نیایش می گنجد.

وی با بیان اینکه در خصوص فلسفه نیایش در داخل کشور تألیفات موثری انجام نشده است، افزود: در میان آثار موجود کتابی ندیدم که از دید فلسفی تام، نیایش را مورد بحث قرار دهد. کتابهایی که در این خصوص وجود دارد دچار سطحی نگری شده اند. البته همه به اسم فلسفه نیایش تألیف می شوند ولی در واقع درصدد برآمده اند که فواید نیایش را بیان کنند. به عقیده من جای کتاب فلسفه نیایش در زبان فارسی خالی است. اما به زبان انگلیسی در این خصوص کتابهای بسیاری موجود است از جمله کتابی با عنوان prayer نوشته فردریک هایلر. البته ناگفته نماند چند سال پیش سمیناری با عنوان نیایش نامه برگزار شد. مجموعه مقالات این سمینار در سال ۸۷ و در ۶ جلد به کوشش علی باقری فر گردآوری شد که یکی از بخشهای آن به فلسفه نیایش اختصاص پیدا کرده بود.

برگرفته از:

خبرگزاری مهر
کد خبر: ۲۰۹۹۹۳۱
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۴/۲۸ – ۱۱:۴۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


هفت + هفت =