شنبه , ۲۷ مهر ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » مادر ندیده‌ام «پری»

مادر ندیده‌ام «پری»

نمی‌دانم چرا امروز یک‌باره به یاد مادرم افتادم که البته هیچ‌وقت او را ندیده‌دکتر بخشعلی قنبریام و هیچ تصویری از مادر داشتن ندارم و نمی‌دانم که مادرداشته‌ها از چه نعمتی برخوردارند! هیچ نمی‌دانم. اما وقتی برادرم از مادرم می‌گوید، تصور می‌کنم که خانمی قد بلند و شجاع و قهرمان و نترس و خیلی جربزه‌دار بود و دیدگانش را تصور می‌کنم که چه اندازه زیبا و نافذ بود به‌قدری نافذ که وقتی چشم پدرم به چشم‌شان افتاد چنان واسته و عاشقش شد که تا آخرین زمانی‌که در دنیا بود واقعا عاشقش ماند درحالی‌که پدر بعد از مرگِ مادر ۴۵ سال زندگی کرد و گذر این مدت عشق او را در دل پدر نه تنها از یاد نبرد بلکه هماره به یادش بود، در خواب و بیداری و البته هیچ‌وقت قرآن خواندن برای شادی روحش را فراموش نکرد.

مادرم آن‌گونه‌که پدر و برادرم نقل می‌کنند شیردل و قهرمان بود به‌گونه‌ای‌که وقتی شنید که معلم، برادرم را در مکتب به جفا زده، رفت به مکتب و چنان هشداری به معلم داد که نزدیک بود معلم از روستایمان برود. به‌علاوه وقتی پدرم برای چراندن گوسفندان جایی می‌رفت یکه و تنها کارهای مردانه و زنانه را یک‌جا انجام می‌داد درعین‌حال آتشکده عشق و محبت بود! اما حیف که با دنیا آمدن من چنان رخت بربست که هرگز به گردش هم نرسیم … رفت و چه اندازه جوان رفت! کاش یک‌بار به خوابم می‌آمد کاش!!

مادرم روحت شاد.

فرزندت، ندیده‌ات بخشعلی ۲۶ تیر ماه ۱۳۹۸

برچسب‌ها: مادرم پری
[ پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۸ ] [ ۰:۱ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


دو × 2 =