سه شنبه , ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » محمد با سبدی از صداقت و امانت

محمد با سبدی از صداقت و امانت

کودکی متولد شد مثل همه کسانی‌که در این شهر به دنیا آمده‌اند اما چه کسی می‌داند که او در آینده چه خواهد شد. همه او را نیز به‌سان دیگران می‌پندارند که آمده‌اند و براساس سنت جاهلی زیسته و از دنیا رفته‌اند! روزگار را سپری می‌کند و رشد می‌کند و بارور می‌شود و بال‌وپر می‌گیرد و می‌شود جوانی رعنا! همه چشم‌انتظار آنند که مانند دیگران باید با دختری از عرب ازدواج کند و رسوم عرب را زنده‌تر دارد لیک او سودای دیگر در سر دارد. همه به انتظار نشسته‌اند تا ببینند که با کدام خانواده اشرافی وصلت می‌کند!

۲۵ سال از عمرش می‌گذرد و به‌رغم همه امکاناتی که داشته با هیچ دختری از عرب ازدواج نمی‌کند اما به در خانه‌ی یکی از اشراف می‌رود تا با او ازدواج کند اما او ۴۰ سال دارد و ۱۵ سال از او بزرگ‌تر. همه را متعجب می‌سازد که چرا با او و هیچ‌کس نمی‌داند که در سر او چه می‌گذرد؟

آری او معنا و معنویت در سر داشت و اگر با خدیجه ازدواج می‌کند در او معنا را یافته است. او هم بسان دیگران در میان این مردم زندگی می‌کند. او حاضر است از دار و ندارش بگذرد اما هرگز حاضر نشد با ارزش‌های خود با کسی معامله کند حتا اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپش بگذارند.

همه او را با سبدی می‌شناسند که آن را هماره با خود دارد و هرجا می‌رسد با صدای رسا درباره محتوای این سبد با همگان سخن می‌کند؛ صداقت و امانت.

هر جا که پا می‌گذارد با همگان با عنایت به این دو تعامل می‌کند و در جایی که این دو را بیابد همان‌جا حضور می‌یابد. از همین رو با خدیجه ازدواج می‌کند و در پیمان جوانمردان (حلف الفضول) نام‌نویسی می‌کند و تا آخر عمر مدال افتخار آن را از سینه خود برنمی‌دارد.

اینک محمد به دنیا آمده تا سبدی از صداقت و امانت را بر دست بگیرد و همه نسل‌ها و عصرها را به هدایت برد و همه زمان و زمین را به سوی این دو فضیلت دعوت کند.

بیقرار ۳ آبان ۱۳۹۷
[ یکشنبه چهارم آذر ۱۳۹۷ ] [ ۱۵:۱ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


پنج × 1 =