چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » تفسیر » مقایسه سهم ارث زن در سنت های مختلف(۷ و ۸)

مقایسه سهم ارث زن در سنت های مختلف(۷ و ۸)

اینک بعد از بیان کوتاه و اجمالى که در سنت‏هاى جاریه بین امتهاى گذشته کردیم مقایسه بین آنها را و داورى در اینکه کدامیک ناقص و کدام کامل و کدامیک نافع و کدام براى مجتمع بشرى مضر است کدامیک در صراط خوشبختى و سعادت بشر و کدام در صراط بدبختى بشر است به بصیرت و دقت نظر خواننده واگذار مى‏کنیم ، و آنگاه از او مى‏خواهیم همه سنت‏هاى نامبرده را با قانون اسلام مقایسه نموده ، ببیند چه قضاوتى در این باره باید بکند .

آنچه خود ما در اینجا خاطر نشان مى‏سازیم این است که تفاوت اساسى و جوهرى سنت اسلامى با سایر سنت‏ها همانا در غرض و هدف از سنت است ، که در اسلام غرض از قانون ارث این است که دنیا به صلاح خود برسد ، و غرض سایر سنت‏ها این است که اشخاص به هوا و هوس خود نائل گردند ، و همه تفاوتهاى جزئى برگشتش به این تفاوت جوهرى است ، قرآن کریم بسیارى از هوا و هوسهاى آدمى را اشتهاى کاذب دانسته ، مى‏فرماید : کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ  لَکُمْ وَعَسَى‏ أَن تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى‏ أَن تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ  تَعْلَمُونَ (بقره ۲۱۶)
(جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است.چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما درآن است، و یا چیزی را دوست داشته باشید،حال آنکه شر شما درآن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.)
و نیز در باره چگونه معاشرت کردن با زنان مى‏فرماید : و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسى ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا

۸-وصیت در اسلام و در سایر سنت‏ها :

در سابق گفتیم : اسلام وصیت را از تحت عنوان ارث خارج کرده ، و به آن عنوانى مستقل داده ، چون ملاکى مستقل داشته و آن عبارت است از احترام به خواست صاحب مال ، که یک عمر در تهیه آن رنج برده ، ولى در سایر سنت‏ها و در بین امتهاى پیشرفته وصیت عنوانى مستقل ندارد ، بلکه یک کلاه شرعى است که بوسیله آن فرق قانون را مى‏شکنند ، صاحب مال که بعد از مردنش اموالش به اشخاص معین از قبیل پدر و رئیس خانواده مى‏رسد ، براى اینکههمه و یا بعضى از اموالش را بغیر ورثه بدهد متوسل به وصیت مى‏شود ، و به همین جهت همواره قوانینى وضع مى‏کنند که مساله وصیت را که باعث ابطال حکم ارث مى‏شود تحدید نموده ، و این تحدید همچنان جریان داشته تا عصر امروز .

ولى اسلام از همان چهارده قرن قبل مساله وصیت را تحدیدى معقول کرده ، نفوذ آن را منحصر در یک سوم اموال صاحب مال دانسته .

پس از نظر اسلام وصیت در غیر ثلث نافذ نیست ، و به همین جهت بعضى از امتهاى متمدن امروز در قانون‏گزارى خود از اسلام تبعیت کردند ، نظیر کشور فرانسه ، اما نظر اسلام با نظر قانون‏گزاران غرب تفاوت دارد ، به دلیل اینکه اسلام مردم را به چنین وصیتى تشویق و تاکید و سفارش کرده ، ولى قوانین غرب یا در باره آن سکوت کرده‏اند ، و یا از آن جلوگیرى نموده‏اند .

و آنچه بعد از دقت در آیات وصیت و آیات صدقات و زکات و خمس و مطلق انفاقات بدست مى‏آید این است که منظور از این تشریع‏ها و قوانین ، این بوده که راه را براى اینکه نزدیک به نصف رتبه اموال و دو ثلث از منافع آن صرف خیرات و مبرات و حوائج طبقه فقرا و مساکین گردد ، هموار کرده باشد ، و فاصله بین این طبقه ، و طبقه ثروتمند را برداشته باشد و طبقه فقرا نیز بتوانند روى پاى خود بایستند علاوه بر اینکه بدست مى‏آید که طبقه ثروتمند چگونه ثروت خود را مصرف کنند ، که در بین آنان و طبقه فقرا و مساکین فاصله ایجاد نشود .

(و براى بحث مفصل پیرامون این مساله محلى دیگر است ، که انشاء الله خواننده به آن خواهد رسید).

ترجمه المیزان ج : ۴ص :۳۶۷ و ۳۶۸

یک نظر

  1. سلام و احترام
    گزارش نشست امیرالمومنین و نهج البلاغه/ دکتر بخشعلی قنبری
    محل نشست: سالن سرای اهل قلم بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
    مشاهده و دریافت وبلاگ نارون

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


سه × 5 =