پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » ملامت و فزونی درد عاشقی جلال الدین به حسام الدین

ملامت و فزونی درد عاشقی جلال الدین به حسام الدین

یک روز جلال الدین و حسام الدین نصف روزی را در کنار هم بودندی و عیش ها کردند و اوقات خوشی داشتندی اما چون روز از نیمه بگذشتی و جلال برای بدرقه حسامش با او قدم ها زدی و حسام از رنگ و روی جلال رنجی مزه کردی و از علت آن پرسیدی و جلال هم سخنانی بر زبان براندی و حسام با ملاطفت در وی نگریستی و آن روز را به خوشی گذرانده از هم جدا گشتندی اما در روز پسین حسام لحن خویش عوض کردی و جلال وی را پرسیدی چونی ای نازنین حسام؟ حسام به سردی جواب گفتی و جلال در حدسی که زدندی مستدام گشتی و به ناراحتی حسام یقین کردندی اما ندانستی از چه این ناراحتی پدید آمدنی؟ دمی بگذشتی و حسام به اشاره و کنایه جلال را ملامت ها کردی تا شاید در عشق وی عارضی آید و او نیز به ملامت سخن گفتی لیک در همان زمان این غزل سعدی بزرگ به یادش آمدی و آن را بر حسامش بخواندی:

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

تا منتهای کار من از عشق چون شود

دل برقرار نیست که گویم نصیحتی

از راه عقل و معرفتش رهنمون شود

یار آن حریف نیست که از در درآیدم

عشق آن حدیث نیست که از دل برون شود

فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست

ور کوه محنتم به مثل بیستون شود

ساکن نمی‌شود نفسی آب چشم من

سیماب طرفه نبود اگر بی سکون شود

دم درکش از ملامتم ای دوست زینهار

کاین درد عاشقی به ملامت فزون شود

جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد

تا زعفران چهره من لاله گون شود

دیوار دل به سنگ تعنت خراب گشت

رخت سرای عقل به یغما کنون شود

چون دور عارض تو برانداخت رسم عقل

ترسم که عشق در سر سعدی جنون شود

بدین ترتیب حسام دانستی که میان این دو هر چه بگذرد چه خوب و چه بد و چه تلخ و چه شیرین یک نتیجه بیش در پی نداشتی و آن اینکه حسام هرچه در ملامت جلال افزون کنندی بر عشق حسام بیشتر از گذشته افزودندی و البته اشک های زیادی از او جاری کردندی!! اینجا بودی که جلال حسام را گفتی گر خواهی بر عشق جلال افزون سازی و اشکش بیشتر و بیشتر نظاره کنی بر ملامت بیفزا!! … و جلال گفتی دل جاودانه بی قرار حسام الدین است تا روح در بدن داشتندی!

شاید سؤال شود که چرا در این جسامی نامه ها همه درده و رنج ها مویه ها از جانب جلال الدین مطرح می شوند نه از جانب حسام الدین؟ در جواب باید بگوییم که چون این مویه ها را مولانا می کوید به نام او تمام می شود اما این به معنای آن نیست که حسام هیچ وقت مویه نمی کرد بلکه به دو دلیل از مویه های حسام کم تر آورده ایم: یکی اینکه اطلاعات ما راجع به حسام بسیار اندک است در حالی که مولانا در این زمینه ها زیاد سخن گفته است. دیگر اینکه حسام الدین آدمی بسیار درونگراست و چیزی ابراز نمی کرد تا بفهمیم که اهل مویه کردن بود یا نه؟

بیقرار ۲۳ شهریور ۱۳۹۷

برچسب‌ها: جلال الدین مولوی, حسام الدین چلپی
[ جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۷ ] [ ۱۶:۲۹ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


چهار + هشت =