چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » تفسیر » ملک دو جور است ، یکی حقیقی و دیگری مجازی و اعتباری

ملک دو جور است ، یکی حقیقی و دیگری مجازی و اعتباری

[…] قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ در این آیه خداوند رسول گرامی خود را امر می‏ کند به اینکه به خدائی پناهنده شود که تمامی خیرها به طور مطلق به دست او است و قدرت مطلقه خاص او است ، تا از این ادعاهای موهومی که در دل منافقین و متمردین از حق ( از مشرکین و اهل کتاب ) جوانه زده ، و در نتیجه گمراه و هلاک شده‏اند ، نجات یابد، آری اینان برای خود ملک و عزت فرض کردند ، و خود را بی‏نیاز از خدا پنداشتند ، و خدا آنجناب و هر کس دیگر را امر می‏ کند به اینکه نفس خود را در معرض افاضه خدا ، که مفوض هر خیر و رازق بی‏حساب هر روزی خوار است قرار دهد . 

کلمه ملک به کسره میم معنای معروفی دارد که معهود ذهن ما انسانها است ، و در اصل آن هیچ شکی نداریم ، تنها چیزی که در معنای این کلمه باید از نظر دور نداشت ، این است که ملک دو جور است ، یکی حقیقی و دیگری مجازی و اعتباری . ملک حقیقی به معنای آن است که مالک مثلا اگر انسان است بتواند در ملک خود به هرنحوی که ممکن باشد تصرفی تکوینی کند ، یعنی در هستی آن ملک تصرف نماید ، مثل اینکه او می‏تواند در دید چشم خود تصرف نموده یکجا آنرا بکار گیرد ، و جائی دیگر از کارش بیندازد ، و همچنین در دستش تصرف نموده ، دادوستد بکند ، و یا ترک دادوستد نماید ، و در زبانش و سایر اعضایش ، و در ملک به این معنا رابطه‏ای بین مالک و ملک حقیقیش هست ، رابطه‏ای حقیقی که به هیچ وجه قابل تغییر نیست . و نیز بنا بر این معنای از ملک ، همواره ملک قائم به ملک خواهد بود ، هیچ وقت ممکن نیست که ملک از مالکش جدا و مستقل بشود ، مثلا اگر فلان آقامرد ، زبانش همچنان جدای از او زنده بماند ، بلکه اگر اینگونه ملک‏ها از آدمی جدا بشود باطل و نابود می‏گردد ، مثل چشمی که از انسانی در آورند ، و یا دستی که از او جدا کنند ، ملک خدای تعالی نسبت به عالم از این قبیل است ، خدای تعالی مالک تمامی اجزاء و شؤون عالم است ، پس او می‏تواند در همه اجزای عالم به هر طوری که بخواهد تصرف نماید .

قسم دوم : ملک ( بکسره میم ) ملک اعتباری و قراردادی است ، و آن عبارت است از اینکه اگر مالک را انسان فرض کنیم ، بتواند در چیزی که ملک او است تصرفاتی کند ، که عقلا آنرا قبول دارند ، و خلاصه در چارچوب رابطه‏ای که عقلا بین او و ملکش برقرار می‏دانند هر قسم تصرفی که می‏خواهد بکند ، تا به مقاصد اجتماعی خود نائل شود ، و در حقیقت عقلا وقتی چنین ملکیتی را اعتبار کردند که الگویش را از ملک حقیقی و آثار آن گرفتند ، بعد چیزی شبیه به ملکیت در عالم وجود را در اجتماع برقرار ساختند ، تا به این وسیله از اعیان و کالاهائی که بدان محتاجند استفاده‏ای معقول کنند ، نظیر همان استفاده‏ای که مالک حقیقی ، از ملک حقیقی و تکوینیش می‏کرد . تفاوتی که بین ملک اعتباری و ملک حقیقی هست یکی این است که ملک حقیقی جز با بطلان قابل تغییر نبود ، ( نمی‏شد من چشم خودم را در عین اینکه چشم من است از وجود خود بی‏نیاز سازم ) ولی ملک اعتباری از آنجائی که قوامش به وضع و اعتبار است ، قابل تغییر و تحول هست ، ممکن است این نوع ملک از مالکی به مالک دیگر منتقل شود ، مثلا مالک اولی آنرا به دومی بفروشد ، و یا ببخشد و یا با سایر اسباب نقل ، منتقل سازد .

تا اینجا آنچه گفتیم در باره ملک ( بکسره میم ) بود ، اما ملک ( به ضمه میم ) هر چند که آن نیز از سنخ ملک ( به کسره ) است ، الا اینکه در اینجا مالکیت مربوط به چیزهائی است که جماعتی از مردم آنرا مالکند ، چون ملک به معنای پادشاهی است ، و پادشاه مالک چیزهائی است که در ملک رعیت است ، او می‏تواند در آنچه رعیت مالک است تصرف کند ، بدون اینکه تصرفش معارض با تصرف رعایا باشد ، و یا خواست رعیت معارض و مزاحم با خواستش باشد .

پس ملک پادشاه ، در حقیقت ملکی است روی ملک ، که در اصطلاح آنرا ملک طولی می‏نامیم ، مانند ملک مولی است نسبت به برده ، و نسبت به آنچه برده‏ اش مالک است ، و به همین جهت ملک ( بضمه میم ) هم آندو قسم را که ما در ملک ( بکسره ) ذکر کردیم ، خواهد داشت . و خدایسبحان هم ملیک تمام عالم است ، و هم مالک آن آنهم علی الاطلاق ، اما اینکه مالک همه عالم است دلیلش این است که ربوبیت و قیمومت مطلقه دارد ، هیچ موجودی خارج از ربوبیت او نیست ، برای اینکه آنچه تصور شود ، خالقش خدا است ، و نیز تمام عالم از او است . پس او مالک همه است ، همچنان که خودش فرمود : ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ  خَالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ  . (غافر ۶۲)[…]

ترجمه المیزان ج : ۳ص :۲۰۲ و ۲۰۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


2 × 5 =