سه شنبه , ۱ خرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » تفسیر » (نظریه ی) « هیچ یک از علوم و آراى انسانى کلیت ندارد ، بلکه صحت آنها نسبى است» (درست نمی باشد).

(نظریه ی) « هیچ یک از علوم و آراى انسانى کلیت ندارد ، بلکه صحت آنها نسبى است» (درست نمی باشد).

در پاسخ مى‏گوئیم این اشکال فرع و نتیجه نظریه‏اى است که مى‏ گوید هیچ یک از علوم و آراى انسانى کلیت طباطباییندارد ، بلکه صحت آنها نسبى است ، و لازمه این نظریه در مساله مورد بحث ما این مى‏ شود که حق و باطل و خیر و شر هم امورى نسبى باشند و در نتیجه معارف کلى نظرى هم که متعلق به مبدأ و معاد است و نیز آراى کلى علمى از قبیل : اجتماع براى انسان بهتر از انفراد است : و عدل بهتر از ظلم است حکم کلى نباشد ، بلکه درستى آنها به خاطر انطباقش با مورد باشد ، و هر جا مورد به خاطر زمان و اوضاع و احوال تغییر کرد آن حکم نیز تغییر کند ، و ما در جاى خود فساد این نظریه را روشن نموده و گفته ‏ایم : اگر در بعضى از موارد بطلان حکمى از احکام ثابت مى ‏شود ، باعث آن نیست که بطور کلى بگوئیم هیچ حکم کلى از احکام علوم و معارف کلیت ندارد ، نه این کلیت باطل است .

و حاصل بیانى که آنجا داشتیم این است که این نظریه شامل قضایاى کلى نظرى و پاره‏ اى از آراى کلى عملى نمى ‏شود . و گفتیم که در باطل بودن این نظریه کافى است که خود نظریه را شاهد بیاوریم و نظریه این بود : بطور کلى هیچ حکمى از احکام علوم و عقاید کلیت ندارد ،

در پاسخ مى‏گوئیم : همین جمله که در داخل پرانتز قرار دارد آیا کلى است یا استثنا بردار است ، اگر کلى است پس در دنیا یک حکم کلى وجود دارد و آن حکم داخل پرانتز است و در نتیجه پس حکم کلى داخل پرانتز باطل است و اگر کلیت ندارد ، و استثنا بر مى ‏دارد ، پس چرا مى‏ گوئید ( بطور کلى هیچ حکمى … ) پس در هر دو حال حکم کلى داخل پرانتز باطل است .

و به عبارت دیگر اگر این حکم ( که هر رأى و اعتقادى باید روزى دگرگون بشود ) کلیت دارد ، باید خود این عبارت داخل پرانتز هم روزى دگرگون گردد ، یعنى به این صورت در آید : بعضى از آراء و عقاید نباید در روزى از روزها دگرگون شود ( دقت بفرمائید) .

ترجمه المیزان ج : ۴ص : ۱۸۸ و ۱۸۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


شش + 18 =