جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » هدیه من

هدیه من

هدیه من (شعر فریدون مشیری)

وقتی این شعر را می خوانم قطرات اشک روی گونه هایم به رقص در می آیند و دلم نرم، لطیف، هوایی و معنوی می شود و بی درنگ به یاد رابطه مولانا و حسام الدین می افتم و زیبایی رابطه شان را در دلم مجسم می کنم. به ویژه آن زمان که این شعر زیبا را اساتید موسیقی سنتی ایران بخوانند که هوش از سرم می پرد و خود در وادی حیرت گم می کنم و چنان داغ می شوم که داغ بودن خورشید نمی فهمم و بی اختیار خورشید را با همه وجودش در آغوش می گیرم.

من از این شعر بسیار خوشم می آید حیفم آمد که شما را در این لذت زیبا شریک نکنم:

بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه، به صد شوق، چو مرغانِ سبکبال پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم

ادامه را بخوانید

برچسب‌ها: فریدون مشیری
ادامه مطلب
[ سه شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۸ ] [ ۱:۲۷ ] [ رضا بیقرار ] ۱ نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


نوزده − سیزده =