پنج شنبه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » هیچ یک از شما نیست مگر آنکه منزلش را معلوم کرده‏ اند که در بهشت است یا در دوزخ .

هیچ یک از شما نیست مگر آنکه منزلش را معلوم کرده‏ اند که در بهشت است یا در دوزخ .

[…] درکتاب (الدر المنثور )از علی ( کرم الله وجهه ) از رسول خدا (صلی ‏الله‏ و علیه‏ و آله‏ و سلّم‏) روایت شده که وقتی در تشییع جنازه ‏ای بود ، چوبی برداشت و با نوک آن زمین را می‏ خراشید در همین حال فرمود : هیچ یک از شما نیست مگر آنکه منزلش را معلوم کرده‏ اند که در بهشت است یا در دوزخ .

پرسیدند بنا بر این آیا بر ( اعمال خود ) تکیه و اتکا نکنیم ؟ فرمود : عمل بکنید ، زیرا هر کس برای رسیدن به آنچه که تقدیر برایش نوشته راه آسانی دارد و سپس این آیه را تلاوت فرمودند : سوره ۹۲ اللیل, آیه ۵فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى … .

مؤلف : برای اینکه این مطلب روشن شود لازم است بگوییم هیچ خردمند و صاحب فکری شک ندارد در اینکه تمامی حوادثی که در این عالم جریان می‏یابد ، چه آن حادثه‏هایی که از مقوله اعیانند ( از قبیل پدید آمدن عسل ) و یا آن حادثه‏هایی که از مقوله اثر اعیان باشد ( مانند خواص عسل ) و خلاصه هر چه باشد مادام که حادث نشده ، در حد امکان قرار دارد یعنی ممکن است حادث بشود و ممکن است نشود ، و به همین جهت ، امکان هم یک نسبت به وجود آن دارد و هم نسبتی به عدم آن ، مثلا یک چوب را فرض می‏کنیم که هنوز در اثر احتراق به صورت خاکستر درنیامده ، این چوب امکان دارد خاکستر شود ، و عینا امکان هم دارد که خاکستر نشود .

و همچنین یک قطره منی که مبدأ پیدایش آدمی است مادام که به صورت یک انسان درنیامده ممکن است ما بقی اجزای علت انسان شدنش نیز جمع بشوند و در نتیجه این

ترجمه المیزان ج : ۱۱ص :۴۷

قطره ، انسانی بشود ، و ممکن هم هست آن اجزا و شرایط مساعدت نکنند ، و در نتیجه به صورت چیز دیگری غیر از انسان درآید .

این امکان تا موقعی است که تکلیفش یکسره نشده باشد ، و اما اگر یکسره شد و مثلا خاکستر بالفعل و یا انسان بالفعل گردید امکان خاکستر شدن و انسان شدن باطل می‏شود ، زیرا دیگر نسبتی با عدم خاکستر شدن و عدم انسان شدن ندارد ، بلکه تنها انسان است و خاکستر و چیز دیگری نیست و در عین اینکه خاکستر و انسان است محال است چیز دیگری باشد .

با این بیان بخوبی روشن می‏شود که اگر ما فعلیات را گرفته و آنها را به علت‏های تامه‏شان نسبت دهیم و علت‏ها را هم باز به علت‏های قبلیش و همچنین تمامی سلسله معلولها و سلسله علت‏ها را یکجا در نظر بگیریم ، عالم عبارت می‏شود از مشتی فعلیات که نه امکان در آنها راه دارد و نه استعداد و اختیار ، و اگر همین موجودات را از این جهت که دارای امکان و استعداد هستند در نظر بگیریم نسبت به غایت‏هایی که به سوی آن در حرکتند قهرا نسبت آنها به آن غایتها نسبت امکان و استعداد خواهد بود و معلوم است که هیچ موجودی از موجودات مادی در رسیدن و نرسیدن به آن غایات از حیز امکان و اختیار بیرون نرفته است .

پس برای عالم کون دو وجه است : یک وجه ، وجه ضرورت و فعلیت است که در این وجه هر جزئی از اجزای عالم چه اعیان و چه آثار و خواص اعیان دارای تعین است و هیچگونه ابهام و تردیدی در آن نیست و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و این همان وجهی است که مسببات به وسیله اسباب و علل تامه خود ( یعنی آن عللی که از مقتضای خود هرگز انفکاک ندارد و معلولها از آن علت‏ها تخلف نمی‏پذیرند و به هیچ حیله‏ای نمی‏توان این دو را از هم جدا نمود ) تحقق می‏پذیرند .

وجه دیگر ، وجه امکان و وجه استعداد و قابلیت است که هیچ چیزی از این وجه تعین به خود نمی‏گیرد و تا واقع نشود و از امکان در نیاید محدود و متشخص نگشته ، و تا تحقق نیابد از ابهام و اجمال درنمی‏آید ، و چون چنین است ( و در تمامی موجودات این دو وجه هست و در خصوص آدمیان ) پای اختیار به میان می‏آید ، و به خاطر همین وجه دوم است که قانون اختیار واقعیتی می‏شود و در دنبال آن ، مساله سعی و کوشش و حرکت و عمل و اکتساب سر درآورده تعلیم و تربیت و خوف و رجاء و آرزوها و خواهش‏ها مصحح یافته و پاسخ این سؤال : با اینکه قلم تقدیر سرنوشت‏ها را معلوم کرده دیگر چه فایده و اثری در سعی و عمل تصور می‏شود و دعوت انبیاء و امر و نهیشان و ثواب و عقابی که وعده داده‏اند چه معنایی دارد روشن می‏گردد .

و پر واضح است که هیچ یک از این دو وجه ، دیگری را باطل نمی‏کند ، و در عالم

ترجمه المیزان ج : ۱۱ص :۴۸

وجود با هم تدافع ندارند ، بلکه فعلیت در ظرف خود فعلیت است ، و امکان و استعداد در ظرف خود امکان و استعداد است ، عینا مانند ابهام یک حادثه است قبل از واقع شدنش و تعین آن بعد از تحققش که ما می‏بینیم نه آن ابهام در آن ظرف ، تعین در این ظرف را از بین می‏برد ، و نه تعین در این ظرف با ابهام در آن ظرف منافات دارد .

آری ، وجه اول که همان وجه قضا و قدر الهی است و حوادث در آن ظرف متعین است تعین حوادث در این ظرف ، عدم تعین در ظرف دعوت انبیاء و عمل و اکتساب را باطل نمی‏کند . […]

ترجمه المیزان ج : ۱۱ص :۴۶ الی ۴۸

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


9 + پانزده =