پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » قرآن وحدیث » وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ

وسع کرسیه السموات و الارض

کلمه کرسی ( از ماده کاف – راء – سین ) گرفته شده که به معنای به هم وصل کردن اجزای ساختمان است و اگر تخت را کرسی خوانده ‏اند به این جهت بوده که اجزای آن به دست نجار ( اگر چوبی باشد ) و یا صنعتگر دیگر ، در هم فشرده و چسبیده شده است ، و بسیاری از مواقع این کلمه را کنایه از ملک و سلطنت می‏ گیرند ، و می ‏گویند فلانی از کرسی‏نشینان است ، یعنی او منطقه نفوذی و قدرت وسیعی دارد .

و به هر حال جمله‏ هائی که قبل از این جمله بودند ، یعنی جمله لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ (بقره ۲۵۵) این معنا را می‏ فهماند که مراد از وسعت کرسی احاطه مقام سلطنت الهی است ، و بنابر این در میان معانی محتملی که می‏ شود برای کرسی کرد ، این معنا متعین می‏ شود که مراد از آن مقام ربوبی است ، همان مقامی که تمامی موجودات آسمانها و زمین قائم به آن هستند چون مملوک و مدبر ( به فتح باء ) و معلوم آن مقام هستند ، پس باید گفت : کرسی ، مرتبه‏ ای از مراتب علم است ، در نتیجه از معانی محتمل که برای وسعت هست این معنا معلوم می‏ شود که این مقام تمامی آنچه در آسمانها و زمین است ، هم ذاتشان و هم آثارشان را حافظ است ( پس وسعت کرسی خدا به این معنا شد که مرتبه‏ ای از علم خدا ، آن مرتبه‏ ای است که تمامی عالم قائم به آن است ، و همه چیز در آن محفوظ و نوشته شده است ) و به همین جهت به دنبال جمله مورد بحث فرمود :  وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا (بقره ۲۵۵) .

وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (بقره ۲۵۵)

 و نگاهداری آن دو [= آسمان و زمین ]،او را خسته نمی کند

کلمه یؤد مضارع از مصدر أود است ، که به معنای سنگینی و خسته‏ کنندگی است ، و چون گفته شود : العمل الفلانی آد زیدا معنایش این است که فلان عمل، زید را خسته کرد و به ستوه آورد ، و ظاهرا مرجع ضمیر در یؤده همان کرسی باشد ، هر چند که ممکن است آن را به خود خدای تعالی برگردانید ، و اگر در دنباله مطالب قبلی فرمود : حفظ آسمانها و زمین ، خدا و یا کرسی را خسته نمی‏کند ، برای این بود که ذیل آیه با صدر آن آیه ( که سخن از نفی چرت و خواب داشت ) وصل و متناسب شود ، چون آنجا هم می‏فرمود : چرت و خواب ندارد ، تا او را از قیومیت آسمانها و زمین باز بدارد .

و حاصل آن معنائی که از آیه استفاده می‏ شود این است که خدای تعالی که هیچ معبودی به جز او نیست ، تمام حیات و زندگی مال اوست ، و او قیومیتی مطلق دارد ، قیومیتی که هیچ عاملی آن را دستخوش ضعف و سستی نمی‏ سازد ، و به همین جهت وقتی می‏ خواهد این معنا را تعلیل کند با دو نام مقدس علی و عظیم ، تعلیل می ‏کند ، و می‏ فهماند که خدا به خاطر علو مقامی که دارا است مخلوقات به او نمی‏رسند تا به وسیله‏ ای در وجود او سستی و در

 کار او ضعفی پدید آورند ، و به خاطر عظمتش از کثرت مخلوقات به تنگ نیامده ، و عظمت آسمانها و زمین طاقتش را طاق نمی‏ سازد ، و جمله :  وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ
بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست.

، خالی از دلالت بر حصر نیست ، و تا حدی از آن بر می‏آید که می‏خواهد علو و عظمت را منحصر در خدا کند ، و این حصر ، یا حصر حقیقی است که حق هم همین است ، برای اینکه علو و عظمت ، خود از کمالات است ، و حقیقت هر کمالی از آن او است ، و یا حصری ادعائی است ، که چون مقام ، مقام تعلیل بود احتیاج پیدا شد که بطور ادعا ، علو و عظمت را منحصر در خدا کند ، تا آسمانها و زمین در قبال علو و عظمت خدای تعالی از علو و عظمت ساقط شود .

ترجمه المیزان ج : ۲ص :۵۱۲ و  ۵۱۳ و ۵۱۴

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


سیزده − دوازده =