پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ (عنکبوت ۲۱)

وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ (عنکبوت ۲۱)

[…] ۶ – رابطه میان عمل و جزا : از بحث قبلی چنین فهمیدیم که اوامر و نواهی عقلائی یعنی همان قوانین دائر بین عقلا مستلزم آثار جمیل و پسندیده‏ایست که بر امتثال آن مترتب شده و در حقیقت ثواب آن به شمار می‏رود .طباطبایی

چنانکه مستعقب آثار ناپسند و بدی است که بر مخالفت آن مترتب شده در حقیقت عقاب آن محسوب می‏شود ، و غرض عقلا از ترتیب آن آثار حسنه و این آثار سیئه تقریبا بکار بردن حیله‏ایست برای وادار کردن مردم به عمل به آن قوانین و تحذیر از مخالفت آن .

از اینجا معلوم میشود که رابطه میان عمل و جزا رابطه‏ ایست جعلی و قراردادی که خود مجتمع یا زمامداران ، آن را وضع نموده‏ اند ، و محرک ایشان بر این وضع و قرارداد حاجت شدیدی بوده که بجریان قوانین مذکور داشته‏اند .

زیرا اگر آن پاداشها و کیفرها را بر امتثال قوانین و تمرد از آن جعل نمی‏کردند نمی‏توانستند از قوانین خود استفاده نموده و حاجتی را که محرک ایشان بود از آن برآورده و از اختلال نظام جلوگیری بعمل آورند ، و لذا هر وقت از عمل به قوانین بی‏ نیاز میشوند و دیگر به آن قوانین احتیاجی نمی‏ بینند در وفای به قراردادهای خود یعنی دادن پاداش و کیفر سهل‏انگاری می‏کنند ، و نیز کم و زیادی جزا و شدت و ضعف کیفرها به حسب اختلاف مقدار حاجت به قوانین و عمل به آن مختلف می‏شود ، باین معنا که هر وقت احتیاج به عمل به قوانین زیاد شود پاداش و کیفرها نیز به همان نسبت شدت می‏یابد و هر چه احتیاج کمتر شد آن نیز کمتر می‏شود .

پس در حقیقت آمر و مامور ، و تکلیف کننده و مکلف ، مانند مشتری و فروشنده‏ ای هستند که هر یک به دیگری چیزی داده و چیزی می ‏ستاند ، آمر و زمامدار خریدار عمل مردم به قوانین است و پاداشی که می‏دهد به منزله بهای معامله است ، و عقاب و کیفری که به متخلف می‏دهد به منزله خسارت و ضمان قیمتی است که در هر معامله در مقابل اتلاف متاع بر ذمه می‏گیرند .

و کوتاه سخن ، رابطه میان عمل و جزا امری است قراردادی و اعتباری نه حقیقی و تکوینی نظیر سایر عناوین احکام و موازین اجتماعی که به منزله محور چرخ اجتماع است مانند عنوان ریاست و مرئوسیت و امر و نهی و اطاعت و معصیت و وجوب و حرمت و ملک و مال و خرید و فروش و غیر آن که همه عناوینی هستند اعتباری نه حقیقی ، چون حقایق عبارتند از همان موجودات خارجی و حوادثی که همراه آنها است ، و به هیچ وجه به دارائی و نداری و عزت و ذلت و مدح و ذم تغییر نمی‏کنند .

مانند زمین و آنچه که از آن بیرون میاید ، و نیز مانند مرگ و حیات و مرض و صحت و گرسنگی و سیری و تشنگی و سیرابی که اموری هستند حقیقی و واقعی .

این است آنچه که عقلای اجتماع در بین خود دارند .

خدای سبحان هم میان ما و خودش همین مطالبی را که ما بین خود مجری می‏داریم معمول داشته ، یعنی سعادتی را که به وسیله دین خود ، ما را بدان هدایت نموده در قالب همین سنن اجتماعی ریخته ، امر و نهی کرده ترغیب و تحذیر نموده بشارت داده و انذار کرده به ثوابها وعده و به عقابها وعید داده .

و در نتیجه کار تلقی دین را عینا به اندازه سهولت تلقی قوانین اجتماعی آسان نموده و قرآن کریم در اشاره به این مطلب فرموده : وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ . (نور ۲۱) [ اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمى ‏شد ]

ترجمه المیزان ج : ۶ص :۵۳۸

آری خدای تعالی نفوسی را که قابل و مستعد برای درک حقایقند مهمل نگذاشت و در خلال آیات خود به این معنا اشاره فرموده که در ماورای این معارف دینی که ظواهر کتاب و سنت مشتمل بر آن است امر دیگری هست خطیرتر و اسراری هست که نفیس‏تر و گرانبهاتر از آن ها است ، از آن جمله می‏فرماید :

۱- سوره: ۲۹ , آیه: ۶۴

وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ (عنکبوت ۲۱) [این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است]

.

همانطوری که می‏بینید در این آیه شریفه دنیا را بازیچه‏ای شمرده که جز خیال ، مبنا و اساس دیگری ندارد ، و جز اشتغال به ضرورت های زندگی چیز دیگری نیست .

و حقیقت حیات ، فقط زندگی آخرت و سعادت دائمی است ، وقتی حیات دنیا و همان چیزی که ما آنرا زندگی می‏نامیم صرفنظر از شؤونی که دارد ، از قبیل مال و جاه و ملک و عزت و کرامت و امثال آن لهو و لعب باشد قهرا شؤون آن به طریق اولی لهو و لعب خواهد بود و اگر مراد از حیات دنیوی مجموع زندگی و شؤون آن باشد البته لهو بودنش روشن‏تر خواهد بود .

بنا بر این می‏توان گفت قوانین اجتماعی و هدفهائی که از عمل به آن منظور است از قبیل رسیدن به عزت و جاه و مال و یا غیر آن و همچنین قوانین دینی و هدفهائی که منظور از عمل به آن رسیدن به آنها است و خداوند سبحان به فطرت یا به رسالت انبیاء (علیهم‏ السلام‏) ما را به آن نتایج راهنمائی کرده مثلشان مثل بازیچه‏هائی است که مربی و ولی عاقل در اختیار طفل صغیری که عاجز از تشخیص صلاح از فساد و خیر از شر است گذاشته و طفل را در بازی با آن راهنمائی می‏کند تا بدین وسیله عضلات و اعصاب طفل را ورزیده کرده و روحش را نشاط بخشیده ، او را برای عمل به قوانین و رستگار شدن به آن آماده سازد .

پس عملی که عنوان لعب بر آن صادق است عمل طفل است ، و این عمل از ناحیه طفل پسندیده هم هست ، چون او را به سوی عمل و رسیدن به حد رشد سوق می‏دهد و همین عمل از ناحیه ولی طفل هم پسندیده و عملی حکیمانه و جدی است ، به طوری که به هیچ وجه عنوان لعب بر آن صادق نیست .

خدای تعالی به این معنا اشاره نموده می‏فرماید : وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (دخان ایه ۳۹)

و این آیه قریب به مضمون آیه قبلی است .

سپس برای توضیح اینکه چطور این تربیت صوری نتائجی معنوی دارد مثال عامی برای مردم زده ، می‏فرماید :

 أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَّابِیًا وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاء حِلْیَهٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الأَرْضِ . (رعد ۱۷)

همو که] از آسمان آبى فرو فرستاد پس رودخانه‏هایى به اندازه گنجایش خودشان روان شدند و سیل کفى بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زینتى یا کالایى در آتش مى‏گدازند هم نظیر آن کفى برمى‏آید خداوند حق و باطل را چنین مثل مى‏زند اما کف بیرون افتاده از میان مى‏رود ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین [باقى] مى‏ماند

پس از این بیانی که خدای تعالی فرمود روشن شد که بین عمل و جزا رابطه‏ ای است حقیقی ، نه قراردادی و اعتباری که اهل اجتماع آنرا بین عمل به قوانین خود و جزای آن قائلند .

ترجمه المیزان ج : ۶ص :۵۳۶ تا ۵۳۹

[…] ادامه دارد […]

فروشگاه سرور اچ پیبا کلیک کردن روی بنل تبلیغاتی

از دانشنامه ی سرّ حمایت کنید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


3 × سه =