چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » وضع قوانین برای برطرف کردن اختلافات (جلو گیری از تفرقه)

وضع قوانین برای برطرف کردن اختلافات (جلو گیری از تفرقه)

کَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ  بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ
مردم ( در آغاز ) یک دسته بودند، ( و تضادی در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلفاتو تضادهایی در میان آنها پیدا شد، در این حال ) خداوند، پیامبران را برانگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهندو کتاب آسمانی ، که به سوی حق دعوت می کرد، با آنها نازل نمود،تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند.( افراد با ایمان، در آن اختلف نکردند،) تنها ( گروهی از ) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند،و نشانه های روشن به آنها رسیده بود، بخاطر انحراف از حق ستمگری، در آن اختلاف کردند.خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود،به فرمان خودش، رهبری نمود، ( اما افراد بی ایمان، همچنان در گمراهی و اختلاف، باقی ماندند.  و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می کند.
این آیه سبب تشریع اصل دین را بیان می کند، که چرا اصل دینی تشریع شده، و مردم
مکلف به پیروی آن دین شوند؟ و در نتیجه بینشان اختلاف بیفتد، یک دسته به دین خدا بگروند، دسته ای دیگر کافر شوند، و این معنا را اینطور بیان کرده: که انسان  این موجودی که به حسب فطرتش اجتماعی و تعاونی است  در اولین اجتماعی که تشکیل داد یک امت بود، آنگاه همان فطرتش وادارش کرد تا برای اختصاص دادن منافع به خود با یکدیگر اختلاف کنند، از اینجا احتیاج به وضع قوانین که اختلافات پدید آمده را برطرف سازد پیدا شد، و این قوانین لباس دین به خود گرفت، و مستلزم بشارت و انذار و ثواب و عقاب گردید، و برای اصلاح و تکمیلش لازم شد عباداتی در آن تشریع شود، تا مردم از آن راه تهذیب گردند، و به منظور این کار پیامبرانی مبعوث شدند، و رفته رفته آن اختلافها در دین راه یافت، بر سر معارف دین و مبدا و معادش اختلاف کردند، و در نتیجه به وحدت دینی هم خلل وارد شد، شعبه ها و حزبها پیدا شد، و به تبع اختلاف در دین اختلافهای دیگر نیز در گرفت، و این اختلافها بعد از تشریع دین به جز دشمنی از خود مردم دیندار هیچ علت دیگری نداشت، چون دین برای حل اختلاف آمده بود، ولی یک عده از در ظلم و طغیان خود دین را هم با اینکه اصول و معارفش روشن بود و حجت را بر آنان تمام کرده بود مایه اختلاف کردند.

المیزان ج۲ صص  ۱۶۸ و ۱۶۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


چهارده − چهار =