چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » پدر، شاد و سر حال

پدر، شاد و سر حال

خیلی وقت بود که با پدر دیداری میسر نشده بود تا اینکه چند روز پیش با پدر نجوایی کردم که چرا به خوابم نمی آیی؟ و Copy of دکتر بخشعلی قنبریامروز با عمل به سوال من پاسخ داد و بالاخره آمد. آمده بود به منزل ما و حالش را پرسیدم گفت خیلی خوبم و من پرسیدم: هیچ دردی ندارید؟ در جواب گفت قرص می خورم و تنها درد خفیفی دارم. و من خیلی خوشحال شدم و به رغم اینکه می دانستم بیماریش خطرناک است باورم شد که انشاءالله برطرف شده و چون به چهره اش نگریستم دیدم که الحمدلله خیلی هم چاق شده و به خوبی هم غذا می خورد. بعد به من گفت برگردم روستا گفتم برای چه؟ گفت: یکی از بستگان پس از مرگ شوهرش ازدواج کرده باید به دوباره به خانه بخت رفتنش برسم. من گفتم کاش شما با او ازدواج می کردی؟ گفت از قضا قصد داشتم اما ظاهرا زود اقدام کرده و من نتوانستم به موقع خواستگاری کنم.

به هر حال رفت و پس از مدتی من هم رفتم مرند و روستا را دیدم که به همراه برادرم در حال تعمیر دیواری اند و من هم شروع به کمکشان کردم. بدین ترتیب پس از مدت مدیدی توانستم یک بار دیگر پدر را در خواب ببینم. عزیزان مخاطب می دانید دیدار پدر چه ارزشی دارد؟ یادتان باشد پدرها در بروز احساساتشان بسیار سخت گیرند اما این شما هستید که در بروز آنها به ایشان کمک کنید و چه لذتی دارد فرزند شاهد خنده محبت آمیز و همراه با رضایت پدر باشد. خدا پدران شما را حفظ کناد و شما را در خدمت به ایشان موفق بدارد. آمین. بیقرار ۳ تیر ۱۳۹۵

منبع : وبلاگ بیقرار

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


چهار × پنج =