دوشنبه , ۳ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » سؤالات » چرا در اسلام سهم مردان از ارث, دوبرابر زنان است؟

چرا در اسلام سهم مردان از ارث, دوبرابر زنان است؟

 […] چهارمین اصلى که بعد از دقت در سهام مردان و زنان در ارث استفاده مى‏شود این است که سهم زن فى الجمله کمتر از سهم مرد است ، مگر در پدر و مادر که سهم مادر نه تنها کمتر از سهم پدر نیست ، بلکه گاهى بحسب فریضه از سهم پدر بیشتر هم مى‏شود ، و اى بسا بتوان گفت که مساوى بودن مادر با پدر و در بعضى صور بیشتر از آن بودنش براى این جهت است که مادر از نظر رحم چسبیده‏تر از پدر به فرزند است ، و تماس و برخورد او با فرزند بیشتر از تماس و برخورد پدر است ، و مادر در حمل و وضع و حضانت فرزند و پرورش او رنج بیشترى را تحمل مى‏کند ، همچنان که خداى تعالى در آیه :وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَوَضَعَتْهُ کُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً ()
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل میکند و با ناراحتی بر زمینمیگذارد، و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است،

بعد از سفارش در باره احسان به پدر و مادر هر دو ، در خصوص مادر مى‏فرماید : مادر او را به زحمت و رنج حامله مى‏شود ، و با زحمت و مشقت مى‏زاید ، و حداقل سى ماه حمل او و شیر دادنش طول مى‏کشد ، پس اگر سهم مادر بر خلاف هر زن دیگر که سهمش نصف سهم مرد است برابر سهم پدر ، و در بعضى فرضیه‏ها بیش از آن است بطور قطع بخاطر این است که شارع مقدس خواسته است جانب مادر را غلبه دهد ، و او را شایسته احترام بیشترى نسبت به پدر ، معرفى کند .

و اما اینکه در غیر مادر گفتیم : سهم هر زنى فى الجمله نصف سهم مرد ، و سهم مردها دو برابر سهم زنان است ، علتش این است که اسلام مرد را از جهت تدبیر امور زندگى که ابزار آن عقل است قوى‏تر از زن مى‏داند و مخارج مرد را هم بیش از مخارج زن دانسته چون مخارج زن هم به عهده مرد است ، و بدین جهت فرموده :الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى‏ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ  (نساء ۳۴)
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند ( از نظر نظام اجتماع ) برای بعضینسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان ( در مورد زنان ) میکنند..

کلمه ( قوام ) که در این آیه آمده از ماده قیام است ، که به معناى اداره امر معاش است ، و مراد از فضیلت مردان ، زیادتر بودن نیروى تعقل در مردان است ، چون حیات مرد ، تعقلى و حیات زن عاطفى و احساسى است ، و ما اگر این وضع خلقتى مرد و زن را و آن وضع تشریعى در تقسیم مسؤولیت اداره زندگى را به دقت در نظر بگیریم ، آنگاه با ثروت موجود در دنیا که هر زمان از نسل حاضر به نسل آینده در انتقال است مقایسه کنیم ، مى ‏بینیم اینکه اسلام تدبیر و اداره دو ثلث ثروت دنیا را به عهده مردان ، و تدبیر یک ثلث آنرا به عهده زنان گذاشته ، و در نتیجه تدبیر تعقل را بر تدبیر احساس برترى و تقدم داده ، صلاح امر مجتمع و سعادت زندگى بشر را در نظر گرفته است .

و از سوى دیگر کسرى در آمد زن را با فرمانى که به مردان صادر نموده ( که رعایت عدالت را در حق آنان بکنند ) تلافى کرده است ، زیرا وقتى مردان در حق زنان در مال خود که دو ثلث است رعایت عدالت را بکنند یک لقمه ، خود بخورند و لقمه‏اى به همسر خود بدهند ، پس زنان ، با مردان در آن دو ثلث شریک خواهند بود ، یک ثلث هم که حق اختصاصى خود زنان است ، پس در حقیقت زنان ازحیث مصرف و استفاده ، دو ثلث ثروت دنیا را مى‏برند .

و نتیجه این تقسیم‏بندى حکیمانه و این تشریع عجیب این مى‏شود که مرد و زن از نظر مالکیت و از نظر مصرف وضعى متعاکس دارند ، مرد دو ثلث ثروت دنیا را مالک و یک ثلث آنرا متصرف است و زن یک ثلث را مالک و دو ثلث را متصرف است ، و در این تقسیم‏بندى روح تعقل بر روح احساس و عواطف در مردان ترجیح داده شده ، چون تدبیر امور مالى یعنى حفظ آن ، و تبدیلش و سودکشى از مال ، سر و کارش با روح تعقل بیشتر است ، تا با روح عواطف رقیق و احساسات لطیف ، و از سوى دیگر اینکه از مال چگونه استفاده شود ، و چطور از آن بهره‏ورى گردد ، با عواطف و احساسات بیشتر سر و کار دارد تا با روح تعقل ، این است رمز اینکه چرا اسلام در باب ارث و باب نفقات بین مردان و زنان فرق گذاشته است .[…]

ترجمه المیزان ج : ۴ص :۲۳۹ و ۳۴۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


2 × 4 =