دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » تفسیر » جرا آیات و دستورات قرآن به تدریج نازل شد ؟

جرا آیات و دستورات قرآن به تدریج نازل شد ؟

[…] اگر خواننده محترم به سیاق این چند آیه شریفه (آیات ۲ تا ۶) نظر کند مى‏ بیند که چگونه در اول نواهى شرعیه را به طور اجمال مى‏شمارد و در ثانى به شمردن اوامر شرعیه مى‏پردازد .

دسته اول را بعد از شمردن تحت یک عنوانى قرار مى ‏دهد که هیچ انسان با شعور و حتى عقل هیچ انسان عامى نمى ‏تواند منکر آن گردد و آن عنوان جامع کلمه : فاحشه زشت و پلید و عمل شرم آور است که هر انسانى به لزوم اجتناب و خوددارى از آن اقرار دارد و همچنین دسته دوم ( اوامر ) را تحت یک عنوان جامع قرار مى‏دهد که باز هیچ انسان با شعورى در لزوم عمل به آن تردید ندارد و آن جامع عبارت است از کلمه : صراط مستقیم چون هر انسانى به حکم غریزه‏اش این را درک مى‏کند که اگر جامعه بر صراط مستقیم اجتماع کنند و هر دسته‏اى چون گله بى چوپان یک کوره راه را پیش نگیرند و از یکدیگر جدا نشوند ، از تفرقه و ضعف و وقوع در هلاکت و مرگ ایمن خواهند شد .

پس قرآن کریم در این بیاناتش از غرائز دعوت شدگان به دین کمک گرفته و به همین جهت بوده که وقتى مى‏ خواهد کلمه فاحشه را تفصیل دهد ، عقوق والدین و بدى به پدر و مادر و کشتن اولاد و کشتن مردم بى‏ گناه و خوردن مال یتیم و امثال اینها را نام مى‏ رد که عواطف غریزى هر انسانى دعوت به اجتناب از آنها را تایید مى ‏کند چرا که عاطفه بشرى از این گونه کارها نفرت دارد و از این اعمال بیزار است و در حال عادى هرگز حاضر نیست مرتکب این گونه جرائم و معاصى شود ، البته نظیر این آیات که دیدید آیات دیگرى هست که خود خواننده اگر اهل تدبر باشد به آنها دست مى‏ یابد .

(کار کرد آیات مکی و کارکرد آیات مدنی)

و به هر حال پس آیات مکى کارش دعوت به مجملات ( از احکام است : مجملاتى که بعدا در آیات مدنى تفصیل و توضیح داده مى ‏شود ، و با این حال خود آیات مدنى هم خالى از این تدرج و چند مرحله‏اى نیست و چنین نیست که تمامى احکام و قوانین دینى در مدینه طیبه یک روزه نازل شده باشد بلکه در مدینه هم به تدریج نازل گردیده است .

کافى است که خواننده محترم براى نمونه در آیات مربوط به حرمت مى‏گسارى که قبلا هم به آن اشاره شد دقت بفرماید که براى اولین بار فرموده :وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَرِزْقاً حَسَناً  (نحل ۶۷)
و از میوه های درختان نخل و انگور، مسکرات ( ناپاک )

و روزی خوب و پاکیزه میگیرید که در این آیه ( که البته در مکه نازل شده ) اشاره کرده است که شراب رزق خوب نیست و سپس در آیه‏ اى دیگر که آن نیز در مکه نازل شده ، مى‏ فرماید : قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَاظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ (اعراف ۳۳)
بگو: > خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است، و ( همچنین ) گناه و ستم به ناحق را، … و بیان نکرده که اثم چیست و نفرمود شرب خمر یکى از موارد اثم است تا در دعوت خود راه ارفاق را پیش گرفته باشد ، چون عادت به کار هر قدر هم که زشت باشد دل کندن از آن آسان نیست و شرب خمر از عاداتى بوده است که عرب بشدت به آن تمایل داشته و گوشت و پوستش با آن روئیده و استخوانش با آن سفت شده است ، ولى در اولین آیه‏ اى که در مدینه در باره شرب خمر نازل شد بیان کرد که شرب خمر و قمار از مصادیق اثم مى ‏باشند و فرمود : یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِن نَفْعِهِمَ (بقره ۲۱۹)
در باره شراب و قمار از تو سوال می کنند، بگو:> در آنها گناه و زیان بزرگی است،و منافعی (از نظر مادی ) برای مردم در بر دارد، ( ولی ) گناه آنها از نفعشان بیشتر است.

، باز در این آیه مى‏ بینید که لحن ، لحن مدارا و خیرخواهى است .

و سپس در سوره‏ اى دیگر ، آخرین سخن را در باره شرب خمر بیان فرموده :یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (مائده۹۰ )
ای کسانی که ایمان آورده اید! شراب و قمار و بتها و  ازلم [= نوعی بخت آزمایی ]،پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.
إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَهِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (مائده ۹۱)
شیطان میخواهد بوسیله شراب  و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خداو از نماز بازدارد. آیا ( با این همه زیان و فساد، و با این نهی اکید، ) خودداری خواهید کرد؟!

نظیر این بیان تدریجى را در حکم ارث ملاحظه مى‏کنید که در آغاز رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بین اصحابش دو نفر ، دو نفر عقد اخوت برقرار کرد و دستور داد هر برادر خوانده‏اى از برادر خوانده‏اش ارث ببرد و به او ارث بدهد تا زمینه را براى حکمى که به زودى در مساله ارث تشریع مى‏شود فراهم سازد ، بعد از جریان عقد اخوت آنگاه آیه ارث نازل شد که : و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب الله من المؤمنین و المهاجرین ، پس حال که مى‏خواهید به یکدیگر ارث بدهید و از یکدیگر ارث ببرید ارحام شما مقدم بر سایر مؤمنین و مهاجرین هستند ، و بنا بر این اکثر احکامى که بوسیله احکامى دیگر نسخ شده‏اند از این باب بوده‏اند .

پس در همه این موارد و نظایر آن دعوت اسلام در اظهار احکام خود و اجراى آن راه تدریج را پیش گرفته و رعایت ارفاق را نموده ، چون حکمت اقتضا مى ‏کرده تکلیف بطور آسان بر بشر عرضه شود تا مردم بخوبى و با حسن قبول با آن مواجه گردند و مى‏ بینیم که خود قرآن در باره نزول خودش فرموده : وَقُرْآناً  فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى‏ مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِیلاً (اسراء  ۱۰۶ )
و قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی، و آن را بتدریج نازل کردیم.

، و اگر قرآن کریم یک باره نازل مى‏شد و رسول خدا(صلى‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلّم‏) هم همه شرایعش را یک باره براى مردم مى‏خواند و باید هم مى‏خواند چون در آیه :وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (نحل ۴۴)

فرموده بود که ما ذکر – قرآن – را بر تو نازل کردیم تا براى مردمش بخوانى و بیان کنى که چه چیز بر آنان نازل شده ، در نتیجه همه معارف اعتقادى و اخلاقى و کلیات احکام عبادتى و قوانین جارى در معاملات و سیاسات و … را یک باره براى مردم بیان مى‏کرد ، بطور یقین فهم مردم کشش آن را نمى داشت و حتى تصورش را هم نمى‏ توانست بکند تا چه رسد به اینکه آن را بپذیرد و عمل هم بکند و همه آن دستورات را بر قلب و اراده و اعضا و جوارح خود حاکم سازد .

بدین جهت بود که آیات و دستوراتش به تدریج نازل شد تا زمینه را براى امکان قبول دین و جایگیر شدن آن در دلها فراهم سازد

ترجمه المیزان ج : ۴ص : ۲۵۰ تا ۲۵۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


نوزده − هفده =