پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » سلمان پرسید : یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد ؟ (۳)

سلمان پرسید : یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد ؟ (۳)

[دراین موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می‏روند]

[…] سلمان پرسید : یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم به دست او است ای سلمان دراین موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می‏روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمائی و ریا حج می‏روند ، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می‏آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می‏کنند ، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می‏پردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنا زادگان زیاد می‏شوند با قرآن آوازه‏خوانی می‏کنند و بر سر دنیا سر و دست می‏شکنند .

[ مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد ]

سلمان عرضه داشت : یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد ؟ فرمود : آری به خدائی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمت‏ها و قرق‏ها شکسته شود و مردم عالما و عامدا در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند ، دروغ فاش و بی پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند ، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آنجا که یک فرد با ایمان ذلیل‏ترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمانها رجس و نجس نامیده می‏ شوند .

[بی توجهی به فقرا]

سلمان از در تعجب پرسید : یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش می‏آید ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد ، حتی یک سائل در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه سؤال می‏کند و احدی نیست که چیزی در دست او بگذارد .

[یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو ، رویبضه چیست ؟ ]

سلمان باز پرسید : یا رسول الله آیا چنین روزگاری خواهد رسید ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم می‏ کنند ، پرسید : یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو ، رویبضه چیست ؟ فرمود : چیزی و کسی به سخن در می‏ آید و در امور عامه سخن می ‏گوید که هرگز سخن نمی‏ گفت ، در این هنگام است که مردم ، دیگر زیاد زنده نمی ‏مانند ناگهان زمین نعره‏ای می‏ کشد و هر قومی چنین می ‏پندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد همچنان می‏ مانند و سپس واژگونه می‏ شوند و زمین هر چه در دل دارد بیرون می‏ ریزد – و خود آن جناب فرمود : یعنی طلا و نقره را – آنگاه با دست خود به ستونهائی که در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل این ، ولی در آن روز دیگر نه طلائی فائده دارد و نه نقره‏ ای ، این است معنای آیه : فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا (و علامات آن اینک پدید آمده است) (محمد ۱۸) – علامت‏هایش بیامد .

ترجمه المیزان ج : ۵ص  :۶۵۱ تا ۶۵۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


14 + پنج =