سه شنبه , ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » سؤالات » وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ

و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد جنبنده‏اى را از زمین براى آنان بیرون مى‏ آوریم که با ایشان سخن گوید که مردم [چنانکه باید] به نشانه‏ هاى ما یقین نداشتند (۸۲)

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ

﴿ سوره نمل آیه ۸۲﴾

بسم الله الرحمن الرحیم
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ.[۱] و هنگامى که [در اوقات پایانى دنیا] وعده عذاب ما بر آنان حتمى و لازم شود، جنبنده ‏اى را از زمین براى آنان بیرون مى ‏آوریم که با آنان سخن مى ‏گوید [تا به آیات ما وآخرت و اصول آن یقین کنند] زیرا مردم پیش از این به آیات ما یقین نداشتند.
شخصی به نام ابالطفیل می­گوید از امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) در مورد این آیه پرسیدم و گفتم که منظور از «دابۀ» چیست؟ حضرت در جواب فرمود: ای اباالطفیل! این سؤال را رها کن.
گفتم یا امیرالمؤمنین فدای شما شوم به من از این آیه خبر دهید. حضرت فرمود: آن جنبنده­ ای است که غذا می ­خورد و در بازار راه می ­رود و ازدواج می­ کند.
گفتم ای امیرالمؤمنین! او کیست؟ فرمود: او ریسمان زمین است که زمین به واسطه­ ی او آرامش می ­گیرد.
گفتم ای امیرالمؤمنین او کیست؟ فرمود: او صدّیق این امّت است او فاروق این امّت و رِبّی[۲] و ذوالقرنین این امّت است.
گفتم یا امیرالمؤمنین او کیست؟ فرمود: کسی که خداوند در قرآن کریم در موردش فرموده: «گواهی صادق بر رسالت پیامبر است[۳]»، کسی که قرآن در موردش فرموده: «تمام علم الکتاب در نزدش است[۴]»، آن کس که خداوند در موردش گفته: «و آن کس که (وعده) صدق را آورد و (آن کس که) آن را تصدیق کرد[۵]».
گفتم فدای شما شوم او کیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الطفیل! او را به تو معرفی کردم.[۶] شخصی نزد عمار یاسر رفت و با خواندن این آیه گفت این آیه مرا به شک انداخته است و نمی­دانم که دابۀ الأرض چیست. عمار گفت به خدا قسم نمی ­نشینم و آب و غذا نمی ­خورم تا این که او را به تو بنمایانم. مرد با عمار راه افتاد تا به امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) رسیدند. حضرت فرمودند: ای ابا الیقظان (کنیه­ ی عمار) ! به نزد ما بیا. او نشست و مشغول خوردن شد. آن مرد از این کار عمار تعجب کرد. وقتی عمّار دست از غذا خوردن کشید آن مرد به عمار گفت پناه بر خدا ای عمار! به خدا قسم خوردی که ننشینی و آب و غذا نخوری مگر این که آن را به من نشان دهی. عمار گفت اگر دقت کرده باشی به تو نشان دادم و آن کارها را انجام دادم.[۷] امام رضا (علیه ­السلام) در مورد این آیه ­ی شریفه فرمود: منظور از «دابۀ الدرض» علی (علیه ­السلام) است.[۸] امام صادق (علیه ­السلام) فرمود: رسول خدا (صلی ­الله ­علیه ­و آله) به علی (علیه ­السلام) رسید که در مسجد مقداری از ریگ های آن را زیر سرش جمع کرده و خوابیده بود. حضرت با پاهای مبارک خود به ایشان زد و فرمود: «بلند شود ای دابۀ الأرض»! مردی از اصحاب پیامبر که نظاره گر این ماجرا بود گفت: ای رسول خدا آیا ما هم می ­توانیم این لقب را به یکدیگر بدهیم؟ حضرت فرمود: نه! به خدا قسم این اسمی است که مخصوص اوست. او همان دابۀ الأرضی است که خداوند در قرآن کریم از آن یاد کرده است.
آن گاه پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) فرمود: ای علی! وقتی که آخر الزمان شود، خداوند تو را به زیباترین شکل خارج می ­کند در حالی که میسمی (داغی که بر حیوانات می ­گذارند) به همراه توست که با آن بر دشمنانت داغ می ­نهی.[۹] در احادیث اهل سنت خروج «دابۀ الأرض» یکی از اشراط ده­ گانه­ ی ساعۀ (نشانه های قیامت) است که پیش از قیامت بدون تردید واقع خواهد شد. اما اشراط ساعۀ:
خروج دابۀ الأرض.
طلوع خورشید از مغرب.
نزول عیسی علیه­السلام.
خروج دجّال.
فتح یأجوج و مأجوج
آتشی که از قعر عدن خارج شود.
دخان، طوفان ویا گرد باد (با اختلاف حدیث).
خسفی در مشرق.
خسفی در مغرب.
خسفی در جزیرۀ العرب.[۱۰]

[۱] . سوره­ ی نمل، آیه­ ی۸۲٫
[۲] . علامه ­ی مجلسی می ­فرماید: منظور از «ربّی» اشاره به این آیه ­ی شریفه است که فرمود: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا» بیضاوی در این مورد می­ گوید: منظور از «رِبّی» علما ی ربّانی و متّقی و عابد است.
معنی آیه: چه بسیار رخ داده که پیغمبرى جمعیت بسیار (از پیروانش) همراه او جنگیدند و با این حال، اهل ایمان با سختى‏ هایى که در راه خدا به آن ها رسید هرگز بیمناک و زبون نشدند و سر زیر بار دشمن فرو نیاوردند و (صبر و ثبات پیش گرفتند، که) خدا صابران را دوست مى‏دارد. (سوره ی آل عمران، آیه ی۱۴۶)
[۳] . سوره ی هود، آیه ی۱۷٫ «أَفَمَنْ کانَ عَلى‏ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَهً أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَکُ فی‏ مِرْیَهٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یُؤْمِنُون‏». آیا پیغمبرى که از جانب خدا دلیلى روشن (مانند قرآن) دارد و گواهى صادق (مانند على «علیه ­السّلام») در پى اوست و به علاوه کتاب تورات موسى هم که پیشوا و رحمت حق بر خلق بود پیش از او بوده و اینان (از اهل کتاب) به آن ایمان دارند (به آمدن آن پیامبر بشارت داده، چنین پیامبرى مانند آن کس است که این امتیازات را ندارد)؟ و هر کس از طوایف بشر به او کافر شود وعده‏گاهش البته آتش دوزخ است، پس در آن هیچ شک مدار که این حق و درست از سوى پروردگار توست و لیکن اکثر مردم (به آن) ایمان نمى‏آورند.
[۴] . سوره ی رعد، آیه ی۴۳٫ «وَ یَقُولُ الَّذینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً بَیْنی‏ وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ». کافران مى‏ گویند: تو فرستاده ی [خدا] نیستى. بگو: کافى است که خدا [با آیات محکم و استوار قرآنش‏] و کسى [چون امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب‏] که دانش کتاب نزد اوست، میان من و شما [نسبت به پیامبرى‏ام‏] گواه باشند.
[۵] . سوره ی زمر، آیه ی۳۳٫ «وَ الَّذی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ». و آن کس که (وعده) صدق را آورد و (آن کس که) آن را تصدیق کرد (و به خدا و قیامت ایمان آورد) هم آن ها به حقیقت اهل تقوا هستند.
[۶] . بحارالأنوار، جلد۵۳، صفحه ی۶۹ و۷۰٫
[۷] . قَالَ عَمَّارٌ قَدْ أَرَیْتُکَهَا إِنْ کُنْتَ تَعْقِلُ. (بحارالأنوار، جلد۳۹، صفحه ی۲۴۳)
[۸] . [المناقب لابن شهرآشوب‏] قَالَ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَى «أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ» قَالَ عَلِیٌّ.
[۹] . بحارالأنوار، جلد۳۹، صفحه ی۲۴۳٫
[۱۰] . سنن ترمذی، جلد۴، صفحه ی۴۷۷ ـ سنن ابی داود، جلد۲، صفحه ی۲۱۲ ـ صحیح مسلم، جلد۴، صفحه ی۲۲۲۶٫

 منبع :http://www.hamandishi-dini.ir/

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


4 × چهار =