پنج شنبه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » معارف » پیامبران » میقات موسی (ع)

میقات موسی (ع)

[…] خدای تعالی موسی (علیه‏ السلام‏) را برای مدت سی شب به درگاه خود و برای گفتگوی با وی نزدیک ساخته و ده شب دیگر برای اتمام آن گفتگوها بر آن مدت افزوده و در نتیجه میقات پروردگارش چهل شب تمام شده است ، و اگر حساب را بر روی شب‏ها برده نه روزها و حال آنکه در این مدت موسی روزها هم در میقات بسر برده و معمولا در اینگونه موارد حساب روی روزها برده می‏ شود نه شب‏ها ، شاید برای این است که غرض از این میقات تقرب به درگاه خدا و مناجات با او است که شب‏ها اختصاص بیشتری برای این کار داشته و حواس انسان جمع‏تر و نفس برای انس گرفتن آماده‏ تر است ، آنهم در چنین مناجاتی که در آن تورات نازل شده است .

همچنانکه در باره رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم‏) هم فرموده : یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ (سوره: ۷۳ مزّمل ), آیه:  قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا (سوره: ۷۳ مزّمل, آیه:  تا آنجا که فرموده : إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا (سوره: ۷۳ مزّمل, آیه: ۵)، إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِیلًا (سوره: مزمل۷۳ , آیه: ۶)إِنَّ لَکَ فِی اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا (سوره: ۷۳ مزّمّل, آیه: ۷)

و جمل وَقَالَ مُوسَى لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی (سوره: ۷ , آیه: ۱۴۲) حکایت کلامی است که موسی (علیه ‏السلام‏) در موقع حرکت به میقات و جدائی از قوم خود با برادر در میان نهاده ، به دلیل اینکه موقع خلیفه قرار دادن و جانشین درست کردن همان هنگام مفارقت و برای ایام غیبت است ، و اگر در این جمله از بنی اسرائیل به عبارت قوم من تعبیر کرد ، برای این بود که با سیاق سایر داستانهای این سوره موافق باشد ، چون در مطالبی که این سوره از نوح و هود و سایر انبیاء (علیهم‏ السلام‏) نقل کرده بود تکیه زبان آن حضرات یا قوم ، یا قوم بود .

لذا در این داستان هم از بنی اسرائیل به قوم من تعبیر فرمود ، و گر نه در سوره طه از ایشان به همان بنی اسرائیل تعبیر کرده است .

و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین – برادرش هارون را امر به اصلاح و اجتناب از پیروی روش اهل فساد می‏کند ، و حال آنکه هارون (علیه‏السلام‏) هم خود پیغمبری مرسل و معصوم از معصیت و پیروی اهل فساد بوده ، و قطعا موسی بهتر از هر کس به مقام برادرش عارف بوده ، پس قطعا مقصود آن حضرت از این کلام نهی هارون از کفر و معصیت نبوده ، بلکه مقصودش این بوده که در اداره امور مردم به آراء مفسدین ایشان گوش ندهد ، و مادامی که موسی (علیه‏السلام‏) غائب است از آنان پیروی ننماید .

از جمله ادله این معنا یکی کلمه و اصلح است که دلالت می‏کند بر اینکه مراد از جمله لا تتبع سبیل المفسدین همان اصلاح امور ایشان و بر حذر بودن از این است که در میان ایشان روشی را پیش گیرد که مطابق سلیقه مفسدین و مورد پیشنهاد آنان باشد .

از اینجا معلوم می‏ شود که در آن روز درمیان بنی اسرائیل مردمی مفسد وجود داشته ‏اند که همواره در کمین بوده‏ اند که زحمات این دو بزرگوار را خنثی نموده و با نقشه‏ های شوم خود در کار ایشان کارشکنی کنند ، لذا موسی (علیه‏ السلام‏) سفارش می‏کند مبادا راه و روش و پیشنهادات ایشان را بپذیرد و در نتیجه دستخوش کید و مکر ایشان گردد و جمعیت قوم اتحاد شان که با تحمل آن همه محنت‏ها و زحمات به دست آمده به اختلاف مبدل گردد .
ترجمه المیزان ج : ۸ص :۳۰۴ و ۳۰۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


چهار × 2 =