شنبه , ۲۵ آبان ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » خاصیّت اعمال چیست ؟

خاصیّت اعمال چیست ؟

[…]در الدر المنثور است که عبد بن حمید و حکیم ترمذی در کتاب نوادر الاصول و ابو شیخ در عظمت و ابن مردویه از ابی علامه طباطباییامامه روایت کرده ‏اند که گفت : رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم‏) فرمود خداوند خلق را آفرید و کار خلقت تمام شد ، و در آن موقع که عرشش بر روی آب بود میثاق انبیاء را گرفته و اصحاب یمین را به دست راست خود و اصحاب شمال را به دست چپ خود گرفت – گر چه هر دو دست خدا راست است – آنگاه اصحاب یمین را صدا زد ، ایشان جواب دادند و گفتند : پروردگار ما لبیک و سعدیک ، فرمود : آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند آری .

اصحاب شمال را صدا زد ، ایشان نیز جواب دادند و گفتند پروردگار ما لبیک و سعدیک ، فرمود آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند : آری .

آنگاه همه را به یکدیگر آمیخت یکی از ایشان گفت : پروردگارا چرا ما را بهم مخلوط کردی ؟ فرمود : ایشان غیر این اعمال دیگری دارند که مرتکب خواهند شد ، بهمین جهت اینکار را کردم تا روز قیامت نگویند پروردگارا ما از این امر غفلت داشتیم ، آنگاه همه ذریه را دوباره به صلب آدم برگردانید ، پس اهل بهشت بهشتیان آن روز و اهل آتش دوزخیان آن روزند .

وقتی سخنان رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم‏) به اینجا رسید شخصی پرسید یا رسول الله پس خاصیت اعمال چیست ؟ حضرت فرمود : هر قومی برای سر منزل مقصودش عمل می‏کند عمر بن خطاب وقتی این را شنید گفت : حال که مطلب چنین است برای آن منزل تلاش می‏کنیم .

مؤلف : از اینکه فرمود : عرشش بر روی آب بود کنایه است از اینکه مساله اخذ میثاق مقدم بر خلقت بوده ، و مقصود از آن ، تقدم خلقت ارواح ، بر خلقت اجسام نیست ، زیرا اگر مقصود این باشد همه آن اشکالاتی که بر عالم ذر به آن معنا که مثبتین آن فهمیده بودند وارد می‏شد بر این روایت نیز وارد می‏شود .

و اینکه فرمود : هر قومی برای سر منزل مقصودش عمل می‏کند معنایش این است که هر یک از دو منزل محتاج به عمل دنیوی مناسب با خودش است ، اگر عامل اهل بهشت باشد لا جرم عمل خیر انجام می‏دهد ، و اگر اهل دوزخ باشد خواه ناخواه عمل شر مرتکب می‏ شود ، و دعوت انبیاء بسوی بهشت و بسوی عمل خیر برای این است که عمل خیر منزل صاحبش را در بهشت معین و مشخص می‏کند ، همچنانکه عمل شر منزل صاحبش را در آتش معلوم می‏سازد ،

ترجمه المیزان ج : ۸ص :۴۲۷

چنانچه فرموده : وَلِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ (سوره: ۲ بقره , آیه: ۱۴۸).

و صرف تعیین وجهه ، مانع از دعوت بسوی سبقت جستن در خیرات نیست ، و منافات ندارد که سعادت و شقاوت انسان از نظر علل تامّه آن معین باشد و در عین حال از نظر اختیار انسان در تعیین سرنوشت خود معلوم و معین نباشد ، چون اختیار انسان نسبت به سعادت و شقاوتش جزء علت تامّه است نه تمام آن ، و جزء علت هر چیزی وجود و عدم آنچیز را معین نمی‏سازد ، به خلاف علت تامه ، و بحث مفصل این مطلب در چند جای از این کتاب گذشت که آخری آنها در ذیل آیه کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ (سوره: ۷ اعراف , آیه: ۲۹) فَرِیقًا هَدَى وَفَرِیقًا حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلاَلَهُ ( سوره: ۷ اعراف, آیه: ۳۰)

است ، اخبار طینت هم که در سابق ایراد شد به یک معنا اخبار این بحث نیز هست . […]

ترجمه المیزان ج : ۸ ص : ۴۲۶ و۴۲۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


نه + سیزده =