سه شنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » چرا انسان از چارپایان هم گمراه‏ تراست ؟

چرا انسان از چارپایان هم گمراه‏ تراست ؟

[…] آنچه را که مایه امتیاز انسان از سایر حیوانات استاز دست داده‏اند ، و آن تمییز میان خیر و شر ، و نافع و مضر در زندگی سعید انسان ، به وسیله چشم و گوش و دل است .انسان بد تر از حیوان

و اگر در میان همه حیوانات بی‏زبان به انعام تشبیه شدند با اینکه اینگونه اشخاص خوی و خصال درندگان را نیز دارا هستند ، برای این است که در میان صفات حیوانیت تمتع به خوردن و جهیدن که خوی انعام است مقدم‏تر نسبت به طبع حیوانی است ، چون جلب نفع ، مقدم بر دفع ضرر است ، و اگر در انسان قوای دافعه و غضبیه نیز به ودیعه سپرده شده باز بخاطر همان قوای جاذبه شهویه است ، و غرض نوع انسان در زندگی حیوانیش اول به تغذی و تولید مثل تعلق می‏گیرد ، و سپس برای حفظ و تحصیل این دو غرض ، قوای دافعه را اعمال می‏کند ، پس آیه مورد بحث از نظر مفاد نظیر آیه

[إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ] وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ (سوره: ۴۷ محمد, آیه: ۱۲ )

است .

و اما جمله بلکه ایشان از چارپایان هم گمراه‏ترند که لازمه‏اش وجود یک نحوه ضلالتی در چارپایان است دلیلش این است که ضلالتی که در چارپایان هست ضلالتی است نسبی و غیر حقیقی ، برای اینکه چارپایان بحسب قوای مرکبه‏ ای که آنها را وادار می‏کند به اینکه همه همت خود را در خوردن و جهیدن صرف کنند ، در تحصیل سعادت زندگی‏ای که برایشان فراهم شده گمراه نیستند و در اینکه قدمی فراتر نمی‏گذارند هیچ مذمتی بر آنها نیست ، و گمراه خواندنشان به مقایسه با سعادت زندگی انسانی است که آنها مجهز به وسائل تحصیل آن نیستند .

بخلاف کر و کور های از افراد انسان که با مجهز بودن به وسائل تحصیل سعادت انسانی و با داشتن چشم و گوش و دلی که راهنمای آن سعادت است با این حال آن وسائل را اعمال نکرده و چشم و گوش و دل خود را نظیر چشم و گوش و دل حیوانات ضایع و معطل گذارده‏ اند مانند حیوانات تنها در تمتع از لذائذ شکم و شهوت استعمال کرده‏ اند به همین دلیل اینگونه مردم از چارپایان گمراه ‏ترند ، و بر خلاف چارپایان استحقاق مذمت را دارند .

أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ این جمله نتیجه کلام قبلی و بیان حال دیگری است برای آنان ، و آن این است که حقیقت غفلت همان است که ایشان دچار آنند ، چون غفلتی است که مشیت خدای سبحان مساعد آن است ، و مشیت خدا با مهر زدن بر دل‏ها و چشم‏ها و گوش‏هایشان ، ایشان را به آن مبتلا کرده ، و معلوم است که غفلت ریشه هر ضلالت و باطلی است .[…]

ترجمه المیزان ج : ۸ص : ۴۳۹

۳ نظر

  1. از همت عالی شما است ،با تشکر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


1 × دو =