سه شنبه , ۴ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » تاریخ » وَإِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِیُثْبِتُوکَ

وَإِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِیُثْبِتُوکَ

[…] در الدر المنثور است که عبد الرزاق ، احمد ، عبد بن حمید ، ابن منذر ، طبرانی ، ابو الشیخ ، ابن مردویه و ابو نعیم در کتاب دلائل و خطیب همگی از ابن عباس ( رضی الله عنهما ) روایت کرده‏ اند که در باره آیه
و [یاد کن] هنگامى را که کافران در باره تو نیرنگ مى‏کردند تا تو را به بند کشند یا بکشند یا [از مکه] اخراج کنند و نیرنگ مى‏زدند و خدا تدبیر مى‏کرد و خدا بهترین تدبیرکنندگان است (۳۰)

وَإِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِیُثْبِتُوکَ [أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَیَمْکُرُونَ وَیَمْکُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ ﴿۳۰انفال﴾
گفته است : قریش شبی در مکه مجلس شور تشکیل داده برخی از ایشان گفتند : وقتی صبح شد او را گرفته و در بند کنید – مقصودشان رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بود – بعضی دیگر گفتند : بلکه او را بکشید ، و عده‏ای رأی دادند که باید او را از مکه بیرون کنید .]

خداوند رسول گرامی خود را از تصمیم ایشان آگاه کرد ، و آن شب علی ( رضی الله عنه ) در بستر پیغمبر (صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) خوابید ، و رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) شبانه از شهر خارج شد تا به غار رسید ، مشرکین اطراف خانه را محاصره کرده و علی (علیه ‏السلام‏) را به خیال اینکه پیغمبر است تحت نظر گرفتند ، صبح که شد یکباره به درون خانه یورش برده و وقتی با علی ( رضی الله عنه ) روبرو شدند فهمیدند که خداوند نقشه ایشان را خنثی کرده ، از علی (علیه‏السلام‏) پرسیدند ، رفیقت کجا است ؟ فرمود : نمی‏دانم ، ناچار اثر پای رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) را گرفته و همچنان پیش می‏رفتند تا به کوه رسیدند ، در آنجا اثر را گم کرده و ناگزیر به بالای کوه رفته و به در غار رسیدند ، دیدند عنکبوت به در غار تار تنیده با

ترجمه المیزان ج : ۹ص :۱۰۱

خود گفتند : اگر وارد این غار شده باشد معقول نیست که عنکبوت به در آن تار تنیده باشد ، به ناچار برگشتند .

و رسول خدا(صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) سه شب در آنجا توقف کرد .[…]

ترجمه المیزان ج : ۹ص :۱۰۰ و ۱۰۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


9 + 11 =