دوشنبه , ۳ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » دیدار از اردبیل

دیدار از اردبیل

در مورخه ۲۲/۵/۹۶ برای داوری مقالات و سخنرانی‌های دانش‌آموزان عزیز وارد اردبیل شدم.دکتر قنبری-بخشعلی200 به همراه من دوستان عزیزی حضور داشتند که هر کدام برای دین و اخلاق این کشور کارهایی کرده بودند. از بین آنان می‌توانم از آقای مصیب‌زاده مدیرکل قرآن و عترت آموزش و پرورش و حاج‌آقا ستوده که الحق و الانصاف اخلاقش ستوده است و نیز دوست دیرین و شیرین‌ام جناب آقای مهدی علیقلی یاد کنم که در بسط نهج‌البلاغه کوشش‌های سترگی کرده است و من نیز مدیون الطافش بوده و هستم. از استاد صدر الحفاظ می‌توانم یاد کنم که از او دقت در کار و وجدان کاری آموخته‌ام. از دوست جدیدم جناب آقای دکتر ؟؟؟؟؟ اهل آمل یاد کنم که در تواضع زبانزد است و بقیه دوستان که یکی از دیگری بهترند.

به‌هرحال ساعت ۱۹ به اردبیل رسیدیم و روز اول و دوم کارها را انجام دادیم و عصر قرار شد که برای تفریح به آب گرم سرعین برویم اما قبل از آن به دوستان قدیم و ندیم و عزیز اردبیلی‌ام زنگ زدم و قرار ملاقات گذاشتم. آقای محمدامین فتحی که حدود سه سال از زندگی‌ام را در حوزه‌ای گذراندم که او در آن مکان تنفس می‌کرد؛ روحی لطیف و مهربان دارد و در دقت علمی عالی و زبانزد است و من نیز از او چیزهای زیادی آموخته‌ام. حقا که همانند برادر عزیزش شهیدمحمدرحیم فتحی است که توفیق شاگردی‌اش را در حوزه علمیه ولی‌عصر(عج) داشته‌ام والحق که جزو تیزهوشان بود و اگر می‌ماند قطعاً از عالمان بنام عصر ما بود. خدایش بیامرزاد. اما اگر او نیست محمدامین عزیز با تمام وجودش راه علمی استاد مشترکمان را ادامه می‌دهد.

زمان دیدار فرارسید و بعد از تقریباً سی‌سال او را زیارت کردم. هر چند که تلفنی گفتگوها کرده‌ایم. دیداری به یاد ماندنی بود و این دیدار مرا به سی‌سال پیش برد که در مدرسه ولی‌عصر(عج) به همراه دوست خوبم آقای یوسف خدادادی دروس حوزه را به بحث می‌گذاشتیم. زمان جنگ بود و هرگاه که عملیات می‌شد، همگی هوایی می‌شدیم و گاه نیز شاهد شهادت دوستانی می‌شدیم که هم ما را هوایی می‌‌کرد و هم روح شهادت‌طلبی را در ما می‌دمید. بعد از دیدار ایشان توانستم بعد از ده سال دوست عزیزم جناب آقای دکترسیدمهدی جوادی را ملاقات کنم که با او هم سابقه‌ای در دانشکده الاهیات دانشگاه تهران و نیز در دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات داشتم. دیدار با ایشان مرا بیش از هر جایی به دانشکده الاهیات برد که آن برای خود دورانی بود و ان‌شاءالله در فرصتی به آن هم خواهم پرداخت.

در همان روز به دوست خوبم جناب آقای یوسف خدادادی زنگ زدم که متأسفانه توفیق دیدارش نصیبم نشد و هر دو از این وضعیت تأسف‌ها خوردیم اما خدادادی عزیز از همان مشهد به دوستانش خبر ورود حقیر را داد تا به اصطلاح به جای ایشان از این ناتوان پذیرایی کنند.

به‌هرحال رفتیم به سرعین و حسابی خوش گذشت و من دقایقی شنا کردم اما از بس که خسته شدم وقتی بیرون آمدم افتادم و برای دقایقی نای بلند شدن نداشتم. بخشعلی قنبری ۱۴ شهریور ۱۳۹۶

موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: اردبیل
[ سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ ] [ ۲۳:۳۴ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


سه × یک =