دوشنبه , ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » آموزشی » تمایز عرفان حقیقی از عرفان های دروغین

تمایز عرفان حقیقی از عرفان های دروغین

اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ درآموزشی نظری بدهید

نگاهی به تفاوت های عرفان حقیقی و عرفانهای دروغین از دیدگاه کارشناسان
تمایز عرفان حقیقی از عرفان های دروغین
۱۳۹۱/۱۲/۰۷
بزرگنمایی:

انسان به دلیل نیاز جدی به ابعاد معنوی می‏خواهد راهی به سوی معنویت در زندگیش پیدا کند. این یک کشش فطری است .راه معقولی که در این زمینه دین به ما معرفی کرده عرفان متکی بر عقلانیت و شریعت است. اما کسانی که به دلایلی از این عرفان شناخت ندارند و یا از دین بی‏بهره هستند به دنبال روش ‎های بدون تکلف و همراه با لذایذ مادی هستند. به همین دلیل از گذشته تا امروز بازار عرفان‎های دروغین داغ بوده و هست و هیچ وقت شاهد کسادی این دکان‏ها نخواهیم بود. به دلیل اینکه نیاز فطری و طبیعی انسان‏ها باز شدن دریچه‎ای از معنویت بر روی زندگی شان است.گرایش به معنویت در عصر حاضر علاوه بر نیاز های فطری بشر علل دیگری نیز دارد.

در جهان متجدد و بعد از نهادینه‌شدن گرایش‌های مستحکم پوزیتیویسمی میل به معنویت شکل گرفته است. تمایل به معنا و معنویت در دل انسان مدرن تعجب‌برانگیز نیست، چرا که در طول تمامی اعصار ایجاد علاقه به معنویت در تمامی جوامع منقطع از آن قابل پیش بینی بوده است.وانگهی، میل به هدف والا جزء نیازهای فطری انسان است و گویا مدرنیته نتوانسته آرمانی را به مثابه هدف والا فراهم و از آن دفاع کند. دلایل گرایش جوانان به عرفان‌های کاذب بسیار متنوع و بعضا منحصر به فرد است. اما علت اصلی گرایش، نهفته در ویژگی ماهوی عرفان‌های کاذب دارد. این ویژگی چیزی جز “ترویج معنویت خالی از تکلف و سختی، معنویت این‌جهانی و همخوان با دستاوردهای لذت‌بخش و مادی مدرنیته” نیست.راه تشخیص معنویت حقیقی از کاذب متنوع است. اما راهکار بنیادین این تشخیص اشاره به این نکته کلیدی است که عرفان حقیقی بر مبانی و مبادی مستحکم و بر معرفت‌شناسی عقلانی استوار است. حال آنکه عرفان‌های کاذب همواره فاقد مبانی و معرفت‌شناسی استوار است و یا لااقل به ارائه مبانی می‌پردازند که در برابر عقلانیت عرفان حقیقی بسیار ضعیف و نحیف است.

محمدحسین کیانی مدیر گروه جنبش‌های معنوی پژوهشکده باقرالعلوم (ع) درمورد ماهیت عرفان‎های نوظهور و تفاوت آنها با عرفان حقیقی معتقد است :”جنبش‌های نوپدید دینی اشاره به هر گروه و حرکتی اجتماعی دارد که مبتنی بر مولفه‌های مدرنیته، تفسیر جدیدی از دین و معنویت ارائه می‌دهند. چنین تفسیر تجربه‌گرایانه‌ای که اغلب شبیه نحله‌های عرفانی به نظر می‌رسد، تفاوت‌های بسیاری با عرفان حقیقی دارد.این تفاوت‌ها را می‌توان به دو قسم تفاوت ظاهری و تفاوت بنیادین تقسیم نمود. تفاوت‌های ظاهری بسیارند و در انواع رفتار رهبران و پیروان، دستورات و اعتقادات جزئی قابل مشاهده هستند، اما برای شناخت اساسی تفاوت‌های عرفان‌حقیقی از عرفان کاذب می‌بایستی به تفاوت‌های بنیادین توجه کرد؛ بدین‌معنا که در عرفان حقیقی اصالت با متافیزیک دینی و خدامحوری است اما در عرفان کاذب نگاهی تجربه‌گرایانه و پراگماتیسمی حاکم است، تعابیر متافیزیکی با عینک این‌جهانی سامان می‌پذیرد و اصالت با انسان (اومانیسم) است”.

در آموزه‎های دینی ما توجه به خداوند و ذات اقدس اله و توجه به علایق و بنیادهای فکری و عقلی بشری ریشه در فطرت انسان دارد. خدا غریزه حقیقت یابی و پرستش را در انسان قرارداده تا اینکه انسان به انسان کامل شدن سیر کند و به مقام خلیفه اللهی برسد.عشق به کمال و عقل فطری برای شناخت حقیقت و خداوند در انسان قرار داده شده است. حالا چرا بعضی از آدمها در مسیر ارضای غرایز فکری کاذب و فرقه‎های ضاله و عرفان‎های دروغین روی می‎آورند جای سئوال است.

دکتر عظیم حمزئیان مدیر گروه فلسفه و ادیان دانشگاه سمنان در این باره می گوید:”شیوع عرفانهای کاذب در نتیجه خلأ معنوی نتیجه جهان صنعتی است.نتایج یا سوء استفاده‏هایی که از نظر اجتماعی و یا با تبلیغ بعضی مذاهب دیگری در این کلاسها صورت می‎‏گیرد از آسیب‎های فردی واجتماعی این محافل است.این دو در اهداف و راه‎های رسیدن به اهداف تفاوت دارند. عرفان‏های کاذب با یکسری خلأهایی که عموما در قرن بیست و یکم در زمینه کمبود معنویت و عواقب و توابعی که از صنعتی شدن در جهان روی داد این فضا را برای طرح مباحث درون نگری، توجه به خویشتن، اعتماد به نفس و چیزهایی از این قبیل مناسب دیدند و به آنها پرداختند.هدف عرفان واقعی هدف بسیار عالی و والایی است و فوق العاده و ماورایی است که در مورد عرفان‏های کاذب این چنین نیست.تفاوت دیگراین دو درپایه‏های تئوریک آنها است.عرفان‏های کاذب پایه‏های تئوریک خیلی قوی‎ای ندارند درحالی‌که عرفان واقعی پایه‏های تئوریک فوق العاده‏ای دارد”.

عرفان حقیقی طهارت روح و جسم است و در پرتو تعبد و نیایش و اخلاقیات تحقق می‏یابد.علمای وارسته ما که به عرفان عملی دست یافتند با تمسک به قرآن و عمل به آن و دعا و نماز و نیایش به این مقامات والا دست یافتند.برای رسیدن به عرفان عملی باید کتاب چهل حدیث و سرالصلاه امام(ره) را خواند و آن وقت دید که چقدر ایشان به اخلاق فردی و اجتماعی و توجه به فضیلت‎های رفتاری به عنوان پایه عرفان عملی تأکید دارند. اینکه انسان اول باید خودش را بسازد و اخلاق فردی و اجتماعی خود را تصحیح کند تا یک فرد مؤثر در جامعه بشود و الا انسان منفعل محض نمی‎تواند درجامعه مؤثر بشود و این تأثیرات همه در پرتو عبودیت و نیایش راستین به‌دست می‏آید.

حجت الاسلام دکتر قاسم کاکایی،استاد فلسفه و عرفان اسلامی دانشگاه شیراز درمورد تعریف عرفان می گوید:”عرفان علمی است که معرفت خدا و صفات ذات خدا از طریق عین الیقین و حق الیقین صورت گیرد. یعنی اگر کسی خدا را با اوصاف و صفاتش بشناسد و این شناخت از روی آگاهی بی‎واسطه که علم الیقین به آن می‎گویند همچنین از طریق حق الیقین باشد یعنی فرد به آن صفات الهی خودش متعلق و متحقق شود و آن صفات را از آن خودش کند، این عرفان حقیقی است.اما درعرفان‎های کاذب یا دروغین هدفشان بیشتر به یک نوع آرامش رسیدن یا لذت بردن آن فردی است که ادعای عرفان می‎کند. به شناختی می‎رسد که می‎خواهد با این شناخت لذتهایی ببرد و خیلی وقت‎ها لذت‏ها با مسائل زمینی آمیخته می‎شود. هدف آنها با هدف عرفان حقیقی که گفتم متفاوت است”.

برخی افراد که در دام معنویت‌های جدید افتاده‌اند، تصوّر می‌کنند مفاهیم مطرح شده در عرفان‌های نوظهور با معنویت اسلامی سازگار است و حتی برخی دیگر، این مفاهیم را همان آموزه‌های اسلامی می‌انگارند؛ بنابراین برای این گروه باید اثبات شود که جنبش‌های معنوی جدید، مبانی مخصوص به ‌خود دارند و با معنویّت اسلامی و مبانی دینی ناسازگارند. این کار، نیاز به بیان شاخص‌های معنویت سکولار و مقایسه آن با تعلیمات دینی دارد و معرفی مبانی دینی به‌ تنهایی کفایت نمی‌کند.

دکتر بخشعلی قنبری محقق و پژوهشگر حوزه عرفان در تعریف عرفان و تفاوت عرفان حقیقی از عرفان کاذب می گوید:” تعاریف بسیاری از عرفان شده است ولی تعریفی که بین همه صاحبنظران مشترک است این است که عرفان نگاه شهودی انسان به جهان هستی است. یعنی عارف با حس و عقل جهان را بررسی نمی‎کند بلکه یک شناخت حضوری از راه شهود از جهان هستی دارد. علم او به جهان هستی علم حضوری و نه حصولی است. یعنی حس و تجربه و عقل را برای فهم به کار نمی‎گیرد.در این تعریف فرقی در عرفان حقیقی با کاذب نیست بلکه در دستیابی به این تعریف یا محقق ساختن این تعریف بین این دو رویکرد به عرفان تفاوت وجود دارد. عرفان حقیقی بر این باور است که ما به این شهود از راه عبادت و سیر و سلوک پذیرفته و مقبول دست پیدا می‎کنیم. ولی در عرفان‎های کاذب و نوظهور بر فنون و مهارتهایی تأکید می‎شود که از طریق آنها به یک نوع فرا رفتن از جهان هستی دست می‎یابیم که در این فرا رفتن از هستی ممکن است با نیروهای غیبی جهان هستی ارتباط برقرار کنیم یا به آن متصل شویم.ولی در عرفان حقیقی تأکید بر این است که آدمی از راه طبیعت و اعمال طبیعی و دینی به این امکان دست یابد”.

یکی از بهترین راه‎های مقابله با این پدیده شوم آگاهی بخشی به جوانان و مردم است. باید خود این فرقه‎ها و عرفان‎واره‎ها را توضیح دهیم و نشان دهیم که راه نجات انسان در آنها نیست. اغلب بنیانگذاران اینها آدم‎های هوسران و شهوت‎پرست و خودخواه هستند که برای اغراض نفسانی خودشان این گروه‎ها را به راه انداخته‎اند و اغلب این گروه‏ها شخص محورو متمرکز بر روی یک قطب یا پیشوا یا مرشد هستند که حداکثر استفاده‎های مادی و غیرمادی را از اعضا می‎کنند.اگر عرفان حقیقی و عرفان اسلامی به درستی به جوانان شناسانده شود جاذبه‏ای دارد که به فطرت جوان‎ها نزدیک‎تر است و جوانان آن را می‎طلبند. یعنی دیگر کسی به دنبال این کوره‏راه‎ها و سوسویی که از نوری ممکن است بلند شود نخواهد افتاد. بی‌شک مأموریت اصلی متولّیان تربیت دینی در درازمدت، عرضه معنویّت اسلامی ـ البته به روش مناسب و متناسب با نیاز و شرایط مخاطب ـ است. این اقدام نه راهکار، که یک استراتژی و راهبرد کلان در حوزه فرهنگ عمومی است. در کنار این سیاست اساسی، در کوتاه مدت نمی‌توان و نباید در مقابل هجمه سنگین معنویت‌های جدید سر به زیر برف برد و فضای عمومی جامعه را به حال خود رها کرد.

برگرفته از : روزنامه رسالت به تاریخ۹۱/۱۱/۰۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


18 − هفده =