یکشنبه , ۱ مهر ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » من و سهراب

من و سهراب

مدعی آن نیستم که اهل خلوت نشینی و عزلت گزینی ام اما از خلوت نشینان و عزلت گزینان خوشم می آید و به این دسته از آدمیان احترام زیادی قایل هستم. وقتی سهراب می خوانم این روجیه در من تقویت می شود و به عالم درونم بیشتر توجه می کنم و می توانم لختی با خود باشم و به خودم و عالم پیرامون و آخرتم بیشتر بیندیشم. اتفاقا امروز از همان روزهایی است که توانستم لختی با خود خلوت کنم برای اینکه بخشی از کتاب بسیار خواندنی … هنوز نوسفرم را که زندگی نامه خود نوشت سهراب است را بخوانم.

وقتی سهراب می خوانم به یاد ترس های لطیفم می افتم که از قار قار کلاغ ها می ترسیدم و از صبح مدرسه هراسان می گشتم و خوشبختی من نیز از عصر پنجشنبه آغاز می شد با این تفاوت که تا برادر مهربانم از مرند نمی رسید با چشم هایی نگران به مینی بوسی خیره می شدم که از مرند می آمد. آنگاه این دلنگرانی افزون تر می گشت وقتی مینی بوس حامل برادر من نبود و باز من بودم خیره شده به جاده ی روستا که حتا تصور طی کردن آن را نمی توان زماننستم داشت.

من نبض طبیعت را در نارون های روستایم که از دور به تماشایشان می نشستم، می گ,رفتم و البته خیلی چیزها نمی آموختم اما چرا شکل توپ این نارون ها این اندازه دلم را می ربودند و من این اندازه شیفته شان می شدم!! از همین زمان ها میان من و این نارون ها پیوند برقرار شد و تا ابدیت زمان امتداد یافت. روزگارم را اینگونه سپری می کردم تا اینکه با وقوع انقلاب من نیز طعم استحاله عمیق را تا انتهای بیداری ام مزه کردم.

اکنون دانستید که خواندن سهراب مرا به کجاها می برد و در وجودم حدیث نفس را با همه وجود بیدار می کند و باعث می شود باز به خواندن خود مشغول گردم و بر سهراب درود می فرستم که تا این دهه از زندگی ام اجازه همرنگ شدن با زمانه ام را نداده است و این را از خدای سهراب خواستم که اجازه هضم شدن در زندگی روزمره را به من ندهد و منعم کند تا معلم و پژوهشگر حرفه ای نشوم بلکه معلمی دیگرگون باشم و پژوهشگریم را با درد و رنج وجودم و جامعه ام همراه و هرگز در هیچ امری حرفه ای نشوم. مرادم از حرفه ای نشدن متخصص نشدن نیست بلکه منظورم بیگانگی نسبت به خود است و اینکه همه زندگی را در یک حرفه خلاصه کنیم و از سایر مسئولیت ها غافل شویم. بیقرار ۲۱ خرداد ۱۳۹۷

برچسب‌ها: سهراب
[ دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۷ ] [ ۲۳:۴۱ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


16 − 14 =