یکشنبه , ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » بر مرکب باد

بر مرکب باد

… آری! امروز باد مرا با خود برد به دوردست ها؛ ابتدا به یاد پدر انداخت مرا آنقدر ق1ملموس که دیدم پدر کنارم ایستاده است و من در او خیره گشتم و با همه وجودم گرمای وجودش را حس کردم. آن روزگاران که در روستای قشنگم بودم باد می آمد و مرا به دوردست های دل انگیز می برد. شگفتا امروز چنان می وزید که دقایقی به آسمان آبی خیره شدم و درختان بلورآجین را با تمام وجودم مزیدم و به رغم سرمایی که داشتم ایستادم تا تماشایم به کمال برسد.

دلم بر این باد آنگونه بی خود شدم که با این عطیه الاهی نجوایی کردم و دل بدو سپردم و گفتم باد! ببر مرا دور دست ها آنقدر دور که جز رفتن چیزی نبینم! ببر مرا تا لختی از این همه قیدها و بندهای زیستن رها شوم! باد می وزید و می وزید و دلم را به یغما و جلال الدین برد و به یاد حسام الدین و جلال الدین افتاد که می بود و نجوای دل را می شنید و اشک روانم را نظاره می کرد!

ای باد مرا ببر به آن روزگاری که به صدای پایت گوش می دادم! شگفتا امروز دوباره همان صدای باد گوش مرا نوازش کرد با همه وجودم. از ورای باد با آفریدگار باد نجوایی کردم و گفتم بادت را نیز می ستایم! ای خدای باد در وزش بادت علی را می بینم که پدرجانم چون طوفانی می آمد تا مرا با خود ببرد می گفت آقایم علی را صدا کن تا تو را از من نگیرد!

خدایا می ستایمت که باد را آب را و خاک را جلال و حسام آفریدی و از همه مهم تر علی را آفریدی که به عشق او صدای تو را از درونم می شنوم و جانم را یک به دست بادت می سپارم تا مرا ببرد آنجایی که تو و علی و حسام و دیگران و همه خوبانت هستند.

اینک من نمازم را به تپش تو قامت می بندم تا خدایم را نشانم دهد.

بعد از این دیدار دل انگیز با باد پیام آور بر مزار شهیدان گمنام مدفون در دانشگاه رفتم و سوره حمدی برایشان خواندم و از خدایشان خواستم عمرم را بی یاد شهیدان سپری مکناد و مرا هماره در راه اینان مستمر بدارد!

از همان جا رفتم سر کلاس نهج البلاغه و در جمع عزیزانی حاضر شدم که هر کدام بویی از علی می دهند و چون به تدریس هایشان گوش می دهم بر خود می بالم که در جایی حضور دارم که از مولایم علی سخن می رود و همه محو سخن این انسان بزرگ می شویم و کاش شاگردانم می دانستند که در گوش دادن به سخنانشان به بلندای آسمان مباهات می کنم. بیقرار ۳۰ بهمن ۱۳۹۷

موضوعات مرتبط: نیایش ها و نجواها
برچسب‌ها: باد, شهیدان, دانشگاه امام خمینی قزوین, پدر, نجوا
[ سه شنبه سی ام بهمن ۱۳۹۷ ] [ ۲۲:۴۶ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


ده − 2 =