جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » درس استقامت در مکتب یک جوان (تقدیم به امیر رنجبر)

درس استقامت در مکتب یک جوان (تقدیم به امیر رنجبر)

من از ارادتمندان دکتر رضا رنجبر هستم و این ارادت بی‌دلیل نیست؛ هم دلیل روان‌شناختی و اخلاقی دارد و هم دلیل عقلانی. همین امر باعث شده که این دوستی از ۲۷ اسفند ۱۳۶۳ تا به امروز دوام یابد و تا به حال هم رو به صعود بوده است. یکی از دلایل مهمی که این امر را تقویت کرده، اراده بسیار قوی و بسیار مستحکم ایشان است. اما در این مجال درصدد سخن گفتن درباره دکتر رنجبر نیستم بلکه می‌خواهم درباره آقازاده بزرگوارشان؛ دوست خوبم آقای امیر رنجبر سخن بگویم. امروز ۶ فروردین ۱۳۹۸ توفیق داشتم در چند نوبت با امیر عزیز صحبت کنم.

امیر عزیز با رفتارش همواره به من که بیش از نیم قرن عمر دارم، درس استقامت می‌دهد. من رنج غربت را کم و بیش چشیده‌ام اما امیر عزیزم با وجود سن بسیار کم، رنج غربتی را تحمل کرده و می‌کند که با رنج من هرگز قابل قیاس نیست.

وه! چه دل‌انگیز است که یک جوان برای رسیدن به هدف والایش همه سختی‌ها را به جان بخرد و از صبح تا شب در کتابخانه مشغول مطالعه باشد و همه دل تنگی‌هایش را فدای هدف والایش بکند و دم برنیاورد و خم به ابرو نیاورد و چون سرو راست‌قامت باشد!!

من از امیر عزیز درس استقامت می‌گیرم و به او قول می‌دهم که من هم برای رسیدن به هدف والایم از هیچ کوششی فروگذار نباشم.

امیر دوست داشتنی‌ام وقتی با تو صحبت می‌کردم از فرط دوست داشتنت بغض گلویم را گرفت و اشک در دیدگانم حلقه زد ولی برای اینکه تو را ناراحت نکنم احساسم را خوردم و اکنون که می‌نویسم اشک دیدگانم مرا همراهی می‌کنند البته همه اشکم از شوق است و فرط علاقه!!!

بر دست‌هایت بوسه می‌زنم و درودت می‌فرستم. امیرجان درس بخوان و خوب بخوان که انسان امروز به تو سخت نیازمند است! اراده‌ات را می‌ستایم و بر استقامتت آفرین می‌گویم و دعایت می‌کنم که به هدف والایت برسی.

ای رعنای درس آموز من!

ای جوان!

پاکی‌ات، استقامتت، ماندنت، و درس خواندنت را می‌ستایم

و بدان که اینک فرشتگان عالم بال‌هایشان را زیر پایت گسترده‌اند

نیک بنگر خدا نیز به قلمت می‌خورد سوگند

سترگ باش و ستبر چون کوه

استوار باش چون سهند

بر اوج‌ها بفرست درود چون سبلان

و بدان که خداوند بخشی از علم را در غربت نهاده و آن بخش را تنها و تنها به غریبان می‌دهد و بس!

نیک بنگر دانشمندی غربت‌ندیده هرگز به دنیا نیامده است!

… و خدا چشم انتظار دانشمندیِ توست

… و انتظارش برازنده توست!!

دوستدارت بخشعلی قنبری ۶ فروردین ۱۳۹۸

جواب امیر رنجبر به نامه بالا

استاد عزیزم جناب دکتر قنبری

نامه‌تان را خواندم و سرشار از امید و انگیزه شدم. واژه استاد را بی‌دلیل انتخاب نکردم زمانی‌که من با یک سال پشت کنکوری و تلاش، رشته شیمی دانشگاه تبریز قبول شدم، همه سعی در تشویق من برای ادامه تحصیل در آن رشته را داشتند ولی این شما بودید زمانی که تابستان به منزلتان آمده بودیم از من علاقه‌ام را پرسیده و با دیدن سردرگم ماندن من فرمودید که هرگز از علاقه‌ات دست نکش و به هر قیمتی که شده تسلیم نشو… خودتان و پدرم را مثال زدید که چند سال دیر وارد دانشگاه شدید و همینک در جایگاهی هستید که قبلاً به آن امید داشتید… من درس استقامت را از شما و پدرم یاد گرفتم و فهمیدم زندگی بدون رویا و هدف‌ها و تلاش برای رسیدن به آنها بی‌معناست. وقتی به مشکلات و سختی‌های زندگی شما و پدرم در زمان تحصیل فکر می‌کنم خجالت می‌کشم و سختی‌های پیش رویم هیچ به‌شمار می‌آید و الان هم به حرف‌های آن روزهایتان فکر می‌کنم و برایم منشأ صبر و امید است. اگر به جایگاهی هم برسم هیچ وقت نقش مهم شما در زندگی‌ام را فراموش نخواهم کرد. از راهنمایی و محبت‌های دلسوزانه‌تان بی‌نهایت سپاس‌گزارم و از خداوند برایتان و خانواده محترمتان آرزوی سلامتی و پایداری دارم.

مخلصتان امیر رنجبر

۱۳۹۸/۰۱/۷

موضوعات مرتبط: نامه ها، زیستانه
برچسب‌ها: امیر رنجبر, بخشعلی قنبری
[ یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۸ ] [ ۳:۴۱ ] [ رضا بیقرار ]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


هفده + 15 =