جمعه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات

مقالات

چشم به نگاه پدر در ماه

چشم به نگاه پدر در ماه

دم دمای صبح دوشنبه ۲۲ مرداد قبل از طلوع آفتاب خواب دیدم که رفته ام به روستا و از آنجا هم با برادر گرامی رفتیم به مراتع روستایمان که به آنها در زبان ترکی قروق می گویند. داشتم آنجا را دور می زدم و دیدم که چه اندازه هوایش خوب است و نسیم خوش آهنگی می وزد. از بس که ... بیشتر بخوانید »

پرواز در آسمان وصال (عروج حاج عیاس حیدری)

دکتر قنبری-بخشعلی200

مرحوم حاج عباس حیدری … و من ماندم و این آوار رنج در فراق دوستی صمیم و مشفق جناب حاج عباس حیدری که یاد روزهایی که با او بودم هرگز فراموشم نمی شود. او بنده خوب خدا بود و جز خوبی و صداقت از او هیچ نمی توانست داشت. همین دیروز زنگ زدم اما توفیق شنیدن صدایش را نداشتم گفتند ... بیشتر بخوانید »

بیایید همیشه خوبی ها و دارایی ها و نعمت ها را ببینیم

مرحوم-حاج-عباس-قنبری-1

ساعت نه صبح به منزل رسیدم و از بس که خسته بودم خوابیدم و در خواب پدر گرامی را دیدم به این صورت که من به منزل ایشان در روستا رفتم و بعد از مدتی خوش و بش و چاق سلامتی برای انجام کارهای پدر به منزل برگشتم اما چون از پدر سراغ گرفتم گفتند پدر رفته به حمام و ... بیشتر بخوانید »

آب، روشنایی و لبخند رضایت

آب، روشنایی و لبخند رضایت 2

پدرم کشاورز بود و با زمین به عنوان مادر همه انسان ها رابطه نزدیکی داشت و همین امر هم باعث شده بود در زندگی صادق باشد و دارای صراحت لهجه. اگر از چیزی راضی می شد به صراحت بیان می کرد و اگر هم ناراضی می شد به هیچ وجه آن را کتمان نمی کرد. از این جهت بیانش می ... بیشتر بخوانید »

ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان

3ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان 3

وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا لِکَیْ لَا یَکُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿۳۷﴾ ترجمه : و آنگاه که به کسى که خدا بر او ... بیشتر بخوانید »

من و جام جهانی فوتبال

من و جام جهانی فوتبال

در جایی نوشته ام که از زمانی که فوتبال را شناختم کشته مرده آن شدم به حدی که شب و روز من بازی فوتبال بود و البته یکی از افتخارات تیم وحدت بودم اما در مسابقه ای که با تیم رقیب به نام توفان نتوانستم به رغم موقیت های فراوان گل بزنم و به همان خاطر هم ملامت شدم و ... بیشتر بخوانید »

مطالعه و فرار از تکراری شدن زندگی

مطالعه و فرار از تکراری شدن زندگی

ما آدمها از تکرار خیلی از چیزها ملول و خسته می شویم و سعی می کنیم هر چه زودتر از آنها دور شویم. مثلا از لباس هامان و منزل و چیدمان های مختلف اما نمی دانم چرا تکراری بودن اندیشه و گفتارمان ما را آزار نمی دهد و به راحتی با آنها کنار می آییم: اگر تنوع یکی از معنابخش ... بیشتر بخوانید »

من و سهراب

من و سهراب

مدعی آن نیستم که اهل خلوت نشینی و عزلت گزینی ام اما از خلوت نشینان و عزلت گزینان خوشم می آید و به این دسته از آدمیان احترام زیادی قایل هستم. وقتی سهراب می خوانم این روجیه در من تقویت می شود و به عالم درونم بیشتر توجه می کنم و می توانم لختی با خود باشم و به خودم ... بیشتر بخوانید »

انکار خدا انکار اخلاق

انکار خدا انکار اخلاق

منکران خدا و کسانی که از عبادت خدا سرپیچی می کنند بگویند یا نگویند؛ بخواهند یا نخواهند نمی توانند ادعای اخلاق داشته باشند؛ زیرا از عنایات خدا و اگر او را باور ندارند از مواهب طبیعت بهره می برند اما در برابر هیچ گونه سپاسگزاری در برابر خدا یا طبیعت نمی کنند. مسلماً اینان اگر خدا و عبادت او را ... بیشتر بخوانید »

مدیون روح الله

وصیت نامه ی امام خمینی  1

وقتی به ایران آمد، من نوجوان ۱۳ ساله ای بودم و نه تنها از عالم سیاست بلکه اساساً از عالم هیچ نمی دانستم و از امام هم حتا نامش را نیز نشنیده بودم. وقتی انقلابش را به پیروزی رساند نه من بلکه کلاً دهه چهلی ها و پنجاهی ها دگرگون شدند. من و هم نسل های من که سین سیاست ... بیشتر بخوانید »